کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 27 مرداد 1405
00:10
جابر کشاورزخرامه

جابر کشاورزخرامه ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند احمدعلی

تاریخ تولد
1344/02/04
تاریخ شهادت
1361/01/05
محل شهادت
شادگان
محل تولد
فارس - خرامه - خرامه
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
اصابت گلوله
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد جابر کشاورزي . شهيد جابر کشاورزي فرزند احمد علي کشاورزي در تاريخ 4/4/1344 در خرامه در يک خانواده مذهبي متولد شد . در شش سالگي وارد مدرسه شد و تا کلاس سوم دبيرستان به تحصيل خود ادامه داد . او ضمن حضور در مدرسه در فعاليت هاي بسيج نيز شرکت مي کرد در اوقات فراغت و شب ها در بسيج و منزل امام جمعه نگهباني مي داد . سپس از طريق بسيج راهي جبهه شد . چندين مرحله به جبهه رفت و در جبهه هاي شوش و جنوب ، مدتي خدمت کرد . يک بار نيز به همراه تعدادي از رزمندگان در جبهه هاي غرب با اتومبيل به دره سقوط مي کنند که تعدادي از دوستانشان به شهادت مي رسند و دست ايشان نيز در اين حادثه دچار شکستگي مي شود بعد از بهبودي به منطقه بر مي گردند و پس از پايان اين مرحله دوباره به مدرسه مي روند ولي آرام و قرار از وجود او رخت مي بندد لذا با رضايت والدين در اواخر 1360 راهي جبهه هاي جنوب مي شود و در تاريخ 5/1/1361 در عمليات فتح المبين بر اثر اصابت ترکش خمپاره در جبهه شوش به شهادت مي رسد . پيکر پاک شهيد کشاورزي در امامزاده اسحاق (ع) خرامه به خاک سپرده مي شود . جابر کشاورزي در 12 سالگي با عده اي از دوستانش گروه وحي را تأسيس کردند و کتاب هايي را نيز خريداري مي کردند و از حجت الاسلام سيد علي محمد دستغيب نيز کمک مي گرفتند و در روستاها کتابخانه تأسيس مي کردند . روحش شاد و يادش گرامي باد . والسلام .
بسم رب الشهداء و الصديقين. و قاتلوا فى سبيل الله و اعلموا ان الله سميع عليم. جهاد كنيد در راه خدا و بدانيد كه خدا به گفتار و كردار خلق شنوا و داناست (قرآن كريم). متن وصيتنامه برادر شهيد جابر كشاورز عضو بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامى خرامه. بنام خدا. خدايا قلبمان را از نفاق و عملمان را از ريا و زبانهايمان را از دروغ و چشمانمان را از نگاه كردن به چيزهاى غيرشرعى و علممان را از خيانت پاك بگردان. كه تو براستى آمرزنده هستى و تو ستار عيوب همه گناهان ما هستى اى تنها محبوب ما. اينك كه عازم جبهه هاى حق عليه باطل هستم مى خواهم چند كلمه با برادران و خواهرانم كه مى خواهند براى ادامه راهم بكوشند صحبت بكنم. برادران و خواهران اسلام اينك در خطر است و ما بايد سنگرى مقاوم و محكم براى محافظت كردن از اسلام عزيز باشيم اينك اسلام به خون احتياج دارد اينك ما بايد به نداى هميشه بلند امام حسين (ع) جواب بدهيم ما بايد براى حراست از خون حسين كوشا باشيم. اى آزادگان اسلام بياييد كه با خون شهيدان انقلاب اسلامى وضوى شهادت بگيريم اى برادران اگرچه مردن سخت است بهتر است كه ما بميريم. از كربلاى جانسوز تا انقلاب امروز هميشه آيد اين ندا، به به چه نداى زيبايى. اى حسين جان ما امروز به نداى ينصرنى تو پاسخ مثبت مى گوييم و بسوى كربلاى ايران مى شتابيم تا به نداى ينصرنى تو پاسخ گفته باشيم و شما اى خانواده من اگر من در جبهه حق شهيد شدم نبايد اصلا ناراحت بشويد و شما اى پدر و مادر من نزد شما امانتى بودم كه اين امانت از طرف خدا به شما داده شده بود و هر لحظه احتمال اين است كه خدا اين امانت خويش را پس بگيرد و شما نبايد براى اينكه اين امانت از شما گرفته شده ناراحت باشيد و شما اصلا براى من گريه نكنيد و اگر مى خواهيد گريه كنيد براى مظلوميت حسين و يارانش در روز عاشورا گريه كنيد. شما براى مظلوميت بهشتى، رجايى، باهنر و ديگر ياران امام كه به شهادت رسيدند گريه كنيد و به مادرانى كه جوانهاى آنها مى خواهند به جبهه بروند مى گويم كه سد جلو راه خدا نشوند. و من 1500 ريال به حسين ايزدى فرزند اسدالله و 300 ريال به حيدر آبپيما و 200 ريال به كانون فرهنگى بدهكار هستم كه شما بايد اين بدهكارى مرا بپردازيد. در ضمن برادران دشمن بيكار ننشسته هر روز در نقشى با شما روبرو مى شود يك روز در پوشش مجاهد يك روز پيمانى (جنبشى) و يك روز هم در پوشش انقلابى دو آتشه و ... و من و تو بايد با اتحاد خودمان نقشه آنها را خنثى كنيم و در آخر، بايد كه از دستانمان زنجير بسازيم، سرباز روح الله شويم و جان ببازيم.
ما را بردار بيمى از زخم برون نيست گر هست بيمار جز از زخم درون نيست
والسلام. جابر كشاورز 7/12/60/
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید