محسن اسداللهی زوج ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند باشی
تاریخ تولد
۱۳۴۳/۱۱/۲۷
تاریخ شهادت
۱۳۶۱/۰۱/۰۴
محل شهادت
محور دزفول - شوش
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم .
شرح زندگينامه و خاطراتي از شهيد محسن اسداللهي .
شهيد سعيد ،محسن اسداللهي در آبانماه 1343 در خانواده اي مذهبي پا به عرصه حيات نهاد از همان اوان کودکي با مصائب و سختيهاي بزرگي مواجه شد و در 6 سالگي از داشتن مادر محروم گرديد و با همين وضع دوران ابتدائي تحصيلات خود را سپري نمود و پا به مرحله اي جديد نهاد که شايد تبوان آنرا آغاز فعاليتهاي او دانست در دوره راهنمائي بود که به کمک ديگران و اشتياق فراواني که خود داشت به مسجد محل راه پيدا کرد و پس از مدت زماني کوتاه يکي از اعضاي فعال کتابخانه مسجد گردرد و فعاليتهاي مذهبي خويش را با شهيد علي اصغر حکمت خواه که يکي از برادران فعال عضو مکتب قرآن مسجد محل بود آغاز نمودند . در آن زمان که ايشان در دروه راهنمائي مشغول تحصيل بود از اخلاق و کردار و رفتار مکتبي برخوردار بود و با اطلاعاتي که از مسائل ديني داشت راهنماي بچه هاي مدرسه مخصوصاً همکلاسيهايش بود و سئوالات و مسائل خود را از او مي پرسيدند و او با کمال مهرباني به انها جواب مي داد و براستي او با روشنگريهاي خود محرک مدرسه بود و در اين زمينه بچه ها را به مسجد رفتن دعوت مي کرد و اصرار داشت بر اينکه نمازها را بايد در مسجد خواند زيرا مي دانست که مسجد بهترين سنگرهاست و آغاز همه تحولات از مسجد است . بر همين اساس در زمان سياه طاغوت وي با وجود داشتن سن کم ، در ايام ماه مبارک رمضان خود را به محضر شهيد آيت ا... دستغيب مي رساند و از آن وجود شريف بهره ها مي جست و با روحيه اسلامي که داشت با هر مظهر ضد خدائي به مبارزه بر مي خاست ، در همين رابطه يکي از دوستانش مي گويد: روزي در سرکلاسمان تلويزيون آموزشي آورده بودند و مجري آن يک زن بي حجاب بود و محسن با وجود داشتن سن کم رفت گوشنه کلاس نشست و گفت اين برخلاف دستورات اسلامي است و برنامه را نگاه نکرد . انقلاب اسلامي امت ايران کم کم اوج مي گرفت و محسن نيز که انساني وارسته بود طبعاً از اين است نمي توانست جدا باشد و به همين خاطر در صفوف اول تظاهرات حاضر مي گردد . محسن با روحيه اي ايثارگري خود مشکلات مردم را مشکلات خود مي دانست و خصوصاً در دوران اوج انقلاب اسلامي جهت تهيه ارزاق عمومي خانواده هاي مستضعف سختي ها را تحمل و خود بجاي آنها در صفهاي نفت و غيره مي ايستاد و يا در توزيع اجناس به عموم مردم خدمت مي کرد . در همين دوران بود که از نعمت وجود پدر نيز محروم گرديد . اما ازدست دادن پدر و خلاء وجود ايشان ، کوچکترين تأثيري در کم شدن فعاليتهاي ايشان نگذاشت و با کمال اشتياق به اسلام و انقلاب اسلامي وفادار ماند و در تاريخ 22بهمن 57 شاهد به ثمر نشستن پيروزي خون بر شمشير بود و پس از آن در جمع حزب ا... و در سنگر مسجد به فعاليت خويش ادامه داد و با نوشتن شعارهاي اسلامي و انقلابي ديوارهاي شهر را به خط زيباي خويش مي آراست . او در اوج درگيريهاي امت حزب ا... با بني صدر ملعون و گروهک منافقين ، عکس شهيد بهشتي و برادر خامنه اي و برادر رفسنجاني را مي گرفت و مي بوسيد و مي گفت : خدايا مرا پيش مرگ اينان بگردان و در اکثر مبارزات خياباني امت حزب ا... با منافقين شرکت مي نمود و با شجاعت و بي باکي به مبارزه با آنها مي پرداخت . تا حدي که در بعضي مورد ضرب و شتم قرار مي گرفت و با اين حال لحظه اي دست از مبارزه بر نمي داشت . در عين حال همواره سعي مي نمود دانش آموزي ممتاز باشد تا بتواند در آينده يار امت اسلام باشد و اين بود درسي بزرگ است براي تمام دانش آموزان مسلمان ما . که همواره گوش به فرمان امام خويش بود با شروع جنگ تحميلي عراق برعليه جمهوري اسلامي ايران شوق رفتن به جبهه را در سر مي پروراند و در حالي که درگروه مقاومت محل و انجمن اسلامي دبيرستان خود مجدانه فعاليت مي کرد در روز 3 اسفند در حالي که درکلاس سوم دبيرستان درس مي خواند به سوي جبهه هاي حق عليه باطل شتافتت تا با مصاف با کفار بعثي گامي نو در جهت پيشبرد حاکميت الله بردارد . در جبهه شبها را باليوان آبي که تهيه مي کرد وضو مي گرفت و در تاريکي به راز و نياز با حق تعالي مشغول مي شد . شهيد محسن براي دوستانش از جبهه نامه اي نوشت و از آن خواست تا مدرسه را سنگر خود بدانند و با حضور خود در انجمن اسلامي اين سنگر را محکم نگه دارند . آري از خصوصيات ديگر صداي گرمشان بود که در مصيبت جواني هاي اهل بيت و مجالس ديگر همگان را مجذوب خود مي کرد هر کس در مورد شهادت صحبتي را شروع مي کرد شيفته گفتارش مي کرديد . او نمونه بارز يک مسلمان متعهد و حزب الله بود و بالاخره در سحرگاه فروردين ماه 1361 درحال مناجات پس از نماز صبح براثر اصابت ترکش خمپاره به سر و صورت دعوت حق را لبيک گفت و به فوز عظيم شهادت دست يافت . پيکر پاک و مطهر شهيد محسن اسداللهي در هفتم فروردين ماه بر دوش امت حزب الله تشييع در قطعه شهداي گلستان دارالرحمه به خاک سپرده شد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
«والنازعات غرقا والناشطات نشطا والسابحات سبحا»(نازعات 2) به نام خدا كه هم رحمان است و هم رحيم. قسم به فرشتگانى كه جان كافران را به سختى بگيرند و قسم به فرشتگانى كه جان اهل ايمان را با آسايش و نشاط ببرند و قسم به فرشتگانى كه با كمال فرمان حق را انجام دهند.
به نام رب و پروردگار و پرورندهاى كه در اين دنيا بر همگان و در جهان حساب فقط به گروندگان مهربان و رحيم و رحمان است. درود بر پيامبر حق كه نور الهى را همچون آيتى روشن بر ما ارزانى داشت و ما را به راه خير و صلاح رهنمون شد. درود و سلام خدا بر رهنما و ولىامر و امام اولين برحقمان كه همانا جانشينى پيامبر از آن اوست يعنى امام على عليهالسلام. و درود خدا بر دومين امام برزگوارمان حسن كه از جور و ظلم و كيد و حيله معاويه و براى احياء و زمينهسازى قيام جان داد. سلام و درود خدا بر سومين پيشواى بزرگمان حسين(ع) كه خون سرخ و جوشانش همواره راهگشاى عالميان و همواره خون عصيانگرش در رگ شيعيان او جارى است كه هان اى مسلمانان بر يزيد و يزيديان بشوريد و آنان را از صحنه تاريخ محو كنيد. سلام و درود بر امام چهارم ما امام سجاد كه به ما رهنما شد كه چگونه و در مقابل كسى جز الله سجده نكنيم و سلام و درود بر تمام پيشوايان بحق دين كه مانند سدى، اسلام عزيز را براى امروزو اين عصر كه دوازدهمين اختر فروزان غايب است، حفظ و نگهبان بودند تا امروز فردى از تبار پاك پيامبر كه عدالت را از على و حلم را از حسن، شجاعت را از حسين و عبادت را از امام سجادو علم را از امام باقر و احياء اسلام را از امام صادق به ارث برده بار ديگر پرچم پرافتخار لاإلهإلاالله را به دست گيرد و بر استكبار جهانى بشورد. اوست كه امروز تنها فرد لايق براى مقام ولايت امر است. ولايتى كه با خون شهدا از اولين جنگ پيامبر در بدر تا به امروز در كربلاى خوزستان آبيارى شد. او شخص امام زمان ما حضرت روحالله خمينى است كه جانم و روحم فداى يك لحظه حيات او و راه اوست. از من به شما اى برادرانى كه اين پيام مرا مىخوانيد، هيچگاه دست از او ولايت او برندار كه اگر بردارى بىشك و گمان بدان كه پوششگرى و كافر. من وصيت مىكنم كه خط سرخ ولايت را همچنان ادامه دهيد و تا استقرار جمهورى اسلامى در سراسر جهان در پشت سر ولايت فقيه اين سنگر هميشه استوار اسلام بمانيد.
دومين وصيت من اين است كه برادران در مسجد و در دبيرستان سنگرها را محكم و استوار نگهدارند و پشتيبان باشند. سومين وصيت من اين است كه نمازجمعه ميعادگاه تمام عاشقان مسلمان را هيچگاه فراموش نكنند. كليه دارايى من به دست شخص برادر بزرگترم باشد تا او خود به نفع اسلام و مسلمين به كار اندازد. از همه برادران عزيز التماس دعا دارم و مىخواهم كه اگر از من خطايى سرزده كه باعث ناراحتى آنها شده مرا ببخشند.
والسلام - محسناسدالهىزوج