کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 15 مرداد 1405
20:39
فایز مختار دشتکی

فایز مختار دشتکی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند اسد

تاریخ تولد
۱۳۴۷/۰۷/۰۳
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۱۰/۲۱
محل شهادت
کربلای 4
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس_روستای دشتک
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
زندگي نامه شهيد فائز مختاري دشتکي : فائز در نيمه سال 1347 در روستاي دشتک ابرج از توابع مرودشت فارس در خانواده اي با خمير مايه مذهبي متولد شد ، پس از گذراندن سوم راهنمائي تحصيلي به شهر شيراز مهاجرت علمي نموده ، در رشته علوم تجربي مشغول تحصيل گرديد . فائز بنا به ذات مستعد خودش که از الطاف الهي بود ، و همين طور از آن جائي که دوران نوجواني و جواني ايشان از عنايت خداوند و رهبريت با ميمنت امام خميني دوران استحاله و دگرگوني درون و برون بود ، و با توجه به جو خانواده توانست به قول امام ره صد ساله را يک شبه بپيمايد و خويش را با آرمان و انگيزه انقلاب اسلامي وفق داده هماهنگ سازد ، در اين مقطع از تاريخ ايران براي ايشان امري سرنوشت ساز تر از حضور فعال در جبهه جنگ نبود ، و همين بود که کراراً در نامه ، پدرش را به جبهه فرا مي خواند ، بالاخره ايشان با حضور فعال در جبهه پس از آموزش هاي لازم به عنوان غواص در واحد تخريب جمعي لشکر 19 فجر انجام وظيفه کرد ، و به گفته فرماندهي واحد مذکور ( برادر نصرا... کتوئي زاده فرمانده واحد تخريب لشکر 19 فجر ) فائز در عمليات کربلاي 4 به نحو احسن مأموريت - محوله را انجام مي دهد ، حتي ايشان يک شب تا صبح خويش را زير آب استتار مي نمايد تا مأموريت محوله را انجام داده طبق معمول دست پر به واحد خود مراجعت نمايد ، در ادامه عمليات کربلاي 4 کربلاي 5 بود که فائز ضمن شرکت مجدد در عمليات مزبور در منطقه شلمچه نيمه شب 21/10/65 حين مأموريت در آب و پرداختن به عمل غواصي به منظور گشودن معبر بر روي رزمندگان اسلام به شهادت رسيد ، شهادتش قبول و درجاتش رفيع انشاء ا... .
بسم الله الرحمن الرحيم : وصيت نامه شهيد فائز مختاري : انا لله و انا اليه راجعون و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله . اين حقير فائز مختاري فرزند اسدالله پس از اقرار به وحدانيت خداوند و نبوت تمامي انبياء به خصوص پيغمبر خاتم حضرت محمد ابن عبدالله ( ص ) و امامت علي بن ابيطالب و يازده فرزندش و اقرار و ايمان به عدل و --- معاد وصيت نامه خود را در اين لحظات حساس که عمليات لشکر اسلام عليه استکبار جهاني نزديک مي شود مي نويسم حال که قلم در دست و مشغول نوشتن اين مکتوبه هستم نمي دانم چه دارم که بنويسم فقط اين مي دانم که هر چه دارم از خداوند متعال است که از دست و زبان که بر آيد - کز عهده شکرش به در آيد . بنده حقير بر حسب وظيفه شرعي و ديني و اطاعت از قرآن که مي فرمايد ً فليقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحيوه الدنيا بالاخره و من يقاتل في سبيل الله فيقتل و يغلب فسوف نؤتيه اجراً عظيما نساء 74 ً يعني وظيفه مؤمنان است که در راه خدا با آن ها که آخرت را به دنيا فروخته اند بجنگند ، هر کس که در راه خدا بجنگد چه کشته شود و چه پيروز گردد به زودي به پاداش بزرگ از طرف ما نايل مي شود و هم چنين به پيروي از فرمان رهبرم ً حضرت آيه الله العظمي امام خميني ً که فرمود جبهه ها را پر کنيد که يک واجب شرعي است به جبهه اعزام شدم تا به نداي حسين زمان رهبر کبير انقلاب لبيک گفته باشم و به جبهه آمدم تا در قيامت از شفاعت حسين ( ع ) محروم نباشم که بارها با لقلقه زبان اظهار مي کرديم اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ، من خداوند را شکر مي کنم که به من توفيق داد تا به جبهه حق عليه باطل اعزام شوم تا از اين ايثار گران و جانثاران شهادت درس شهامت و شهادت را بياموزم ، اما من کوچک تر از آنم که به ملت شهيد پرور پيامي بدهم لذا به عنوان تذکر که به فرمايش قرآن فذکر انما انت مذکر غاشيه 21 چند جمله عرض مي کنم از شما امت شهيد پرور مي خواهم که پشت جبهه ها را گرم نگه دارند و جبهه ها را خالي نگذارند ، امام را تنها نگذاريد ، و او را ياري نمائيد و از او اطاعت کنيد که اطاعت از امام اطاعت از انبياء است و اطاعت از انبياء اطاعت از خداست و اين جنگ هم يک آزمايش الهي است که قرآن فرموده است ولو يشاء الله لانتصر منهم و ليکن ليبتلوا بعضکم ببعض محمد آيه 8 و اگر مي خواست خود از کافران انتقام مي کشيد و همه را بي زحمت جنگ شما هلاک مي کرد و ليکن اين جنگ کفر و ايمان براي امتحان خلق به يکديگر است و ما بايد در اين آزمايش شرکت کنيم تا به کمال برسيم انشاء الله . اما پيام به پدر و مادرم - ضمن عرض سلام به پدر بزرگوارم از شما مي خواهم که مرا حلال کنيد چون که نتوانستم دين پدري را اداء نمايم و هم چنين مادرم را سلام مي رسانم و از او مي خواهم که زحمت هاي تمام وقتش را بر من حلال نمايد و هميشه در پايان نمازهايش دعا به جان رزمندگان و امام امت و حضرت آيت الله العظمي منتظري را فراموش نفرمايد ، و مادر جان هر وقت به ياد من افتادي و خواستي گريه کني و يا اين که بر سر قبر من بيائي آن لحظه به ياد کربلاي حسين باش که اگر چه شهادت فرزند براي مادر مصيبت است اما مصيبتي بزرگ تر از مصيبت کربلا نيست که سيد الشهداء سلام الله عليه مذهب را بيمه کرد و با کمال ميل هفتاد و دو تن قرباني از طفل شش ماهه اش تا علي اکبر هيجده ساله اش و ديگر عزيزانش همه را تقديم حق تعالي نمود . پدر و مادر بزرگوارم من امانت خداوند در دست شما بودم خداوند را شکر کنيد که امانتش را به خودش برگردانديد . از خواهرانم مي خواهم که هيچ ناراحت من نباشند و مانند زينب استوار باشند . برادران بزرگوارم سعادت و شريف من 15 روز رزوه بدهکارم و به جاي من هر کدامتان توانستيد اين دين را اداء نموده و برايم دعا کنيد شايد خداوند ما را ببخشد . والسلام علي من التبع الهدي - فائز مختاري - دوشنبه 10/6/65 ساعت 8 شب .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید