کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
00:37
ابراهيم اسکندري

ابراهيم اسکندري ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند علی

تاریخ تولد
۱۳۴۱/۱۱/۱۴
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۰۹/۰۱
محل شهادت
شیراز
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
ارسنجان
وضعیت تأهل
مجرد
نوع خدمت
کادر سپاه
محل دفن
شیراز
عضویت
سپاه
بسمه تعالي : خلاصه زندگي نامه سردار رشيد اسلام پاسدار شهيد ابراهيم اسکندري فرمانده ستاد مقاومت ناحيه يک و مسئول پرسنلي بسيج سپاه شيراز ( و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون ) ً آري منطق شهيد منطق ديگري است . منطق شهيد منطق سوختن و روشن کردن است . منطق حل شدن و جذب شدن در جامعه براي احياي جامعه است . استاد شهيد مرتضي مطهري . آري سخن از عشق است و از راهيان عشق . سخن از کساني است که بهترين راه را براي رسيدن به معبود و مقصودشان يافتند ، آنان که سوار بر زورق عشق شدند و پاي در درياي مواج حوادث گذاشتند و از رؤياروئي با خطر هرگز نهراسيدند اينک سخن از يکي از عاشقان نيل به لقاء الله است . ً شهيد شاهد برادر عزيز ابراهيم اسکندري در سال 1341 در خانواده اي مذهبي و متوسط چشم به جهان گشود . دوران تحصيلات ابتدائي و راهنمائي خود را با نمراتي بالا به پايان رساند . سپس جهت ادامه تحصيلات در رشته تجربي وارد دبيرستان ابوذر شد هم زمان با ورود به دبيرستان راهپيمائي هاي سرنوشت ساز امت امام نيز شروع شده بود و نيز با دوستانش در راهپيمائي ها شرکت مي نمود تا اين که در همان سال انقلاب شکوهمند اسلامي به رهبري امام راحل به پيروزي رسيد و ثمره آن همه تلاش و مجاهدت مردان حق و خدادوست به نتيجه رسيد در سال دوم سوم و چهارم نيز در همان دبيرستان به تحصيل مشغول بود و از اعضاء فعال انجمن اسلامي دبيرستان به شمار مي رفت . از طريق انجمن اسلامي دبيرستان به ستاد انتظامات نماز جمعه معرفي شده بود و انتظامات نماز جمعه را نيز به عهده داشت ، در حين تحصيلات نيز در ايام تعطيلي به کسب و کار مشغول مي شد و از اين راه خرج پوشاک و وسايل تحصيلش را خود به دست مي آورد و از خانواده در خواست کمک مالي نمي نمود ، با شروع جنگ تحميلي شهيد عزيز با علاقه اي که به انقلاب و امام عزيزمان ( ره ) داشت با پي گيريهائي که دنبال نمود به جبهه هاي جنوب اعزام و در جهاد سازندگي مستقر در آبادان فعاليت مي نمود و پس از بازگشت از جبهه به لحاظ علاقه اي که به خدمت در سپاه داشت به عضويت رسمي سپاه در آمد و به علت تلاش مستمرش در مدت محدودي که وارد سپاه شده بود مسئوليت ستاد ناحيه يک بسيج سپاه شيراز به وي محول شده در طول مدتي که عهده دار اين مسئوليت بود هميشه گروه هاي مقاومت را تشويق و ترغيب مي کرد و اکثر اوقات خود را در ناحيه سپري مي کرد ، بسيار کم به خانه مي آمد و زماني هم که به خانه مي آمد به مطالعه کتب اسلامي به خصوص کتاب هاي شهيد آيت الله دستغيب ، آيت الله مطهري و شهيد دکتر بهشتي و ... مشغول مي شد و علاقه زيادي به آن ها داشت و زندگي آن ها را سرمشق و الگوي خود قرار داده بود . ديگر اوقات خود را صرف خواندن قرآن و جمع آوري احاديث از کتاب هاي مختلف مي کرد و از طريق همين مطالعات بود که براي گروه هاي مقاومت و ... سخنراني مي کرد ، دوستان سخت شيفته ابراهيم بودند . از نظر اخلاقي بسيار خوب و از شخصيتي با وقار و متين برخوردار بود . هميشه آدابي نمونه داشت ، برخوردش با ديگران بسيار مؤدبانه بود و صحبت هايش ، منطقي دل نشين داشت و بسيار جذاب بود . در کليه مراسم عبادي نظير دعاهاي کميل ، توسل ، ندبه ، نمازهاي جماعات و جمعه و عزاداري ابا عبدالله الحسين ( ع ) شرکت مي کرد و در دل شب به عبادت مشغول مي شد و از نماز شب غافل نمي ماند ، با دوستان و هم رزمان خود به خانواده شهداء سر مي زد ، و بدين وسيله آن ها را تسلي مي داد و هميشه از طريق حقايق معنوي و اصول اعتقادي افراد را به آرامي امر به معروف و نهي از منکر مي کرد ، دوستان او را برادري مؤمن ، فداکار و امين و صادق مي ناميدند ، او اوقات خود را صرف خدمد به اسلام و مسلمين مي کرد ، به علت تلاش روزافزوني که داشت بار ديگر در تاريخ 15/2/65 علاوه بر مسئوليت ناحيه يک ، مسئوليت پرسنلي بسيج سپاه شيراز به وي سپردند ، علاقه زيادي به خدمت در خطوط جبهه داشت به همين دليل مکرراً با کاروان هاي عشق و ايثار به جبهه اعزام و هدايت آن ها را به عهده داشت ، مأموريت هاي متعددي به جبهه داشت و هميشه از شهادت در راه حق و حقيقت سخن مي گفت و از حرکاتي که باعث هتک حرمت شئونات اسلامي مي گرديد سخت مقابله مي نمود ، بالاخره آخرين مأموريت وي که هدايت اولين کاروان بزرگ سپاه محمد ( ص ) به جبهه هاي جنوب و غرب کشور بود فرا رسيد ، همراه با انبوه عاشقان اين کاروان به سوي جبهه ها عزيمت کرده و از طلايه داران سپاه بزرگ محمد ( ص ) بود . آخرين شبي که قصد عزيمت داشتند برخورد و حالت عجيبي داشت يکي از دوستاني که با شهيد عزيز بود نقل مي نمود موقعي که از دروازه شهر خارج شديم به خواندن دعاي توسل مشغول شدند و به دوستان گفته بودند که اين آخرين ديدار از شهر شيراز است ما ديگر بر نمي گرديم . آري سخن عاشقان بسيار دل نشين است . به راستي دريافته بودند که مي بايست به سوي معبود خود عروج کنند . بلي او اسوه تقوي و مقاومت و معلم دل سوز اخلاق بود که عمر کوتاه لکن پر ثمر خود را در راه خدمت به اسلام و مسلمين صرف کرد . شهيد عزيز ابراهيم اسکندري سرانجام در راه عزيمت به جبهه در صبح گاه روز 9/9/65 بر اثر طغيان سيل همراه با تعدادي از هم رزمان خود به درجه رفيع شهادت نائل آمده و به لقاء الله پيوست ، پيکر مبارکش در تاريخ 15/9/65 بر دوش انبوه مردم شهيد پرور شيراز تشييع و در گلزار شهداء دارالرحمه شيراز به خاک سپرده شد . آري زندگي شهيدان هر يک برايمان الگوست ، آنان درس چگونه زيستن و چگونه مردن را از مولاي خود سالار شهيدان آموخته بودند و به ما نيز ياد دادند که رهرو راهشان باشيم انشاء الله . کمتر از دره نه اي ، پست مشو ، مهر بورز - تا به خلوتگه خورشيد ، سي چرخ زمان - با صبا ، در چمن لاله ، سحر مي گفتم - که ً شهيدان که اند اين همه خونين کفنان - گفت حافظ ! من و تو محرم اين راز نه ايم - ً از مي لعل حکايت کن و سيمين ذقنان ً روحش شاد باد و راهش پر رهرو .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد ابراهيم اسکندري . و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون . مپنداريد آنانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي ميخورند . بعنوان يک سرباز در جبهه حق عليه باطل به افتخار رزمندگي نائل و با نثار خون خود درخت اسلام را آبياري مي نمايم . وصيت ما اين است که شما از اين انقلاب اسلامي خونبار تا پاي جان حمايت و امام عزيز را تنها نگذاريد و پيوسته پيروان صديق او باشيد و تا پيروزي همه مستضعفان جهان بر عليه زورمندان تاريخ . و آنانکه حجرت گزيده اند و برون شده اند از خانه هاي خويش و آزاد شده اند و در راه من جنگ کرده اند و کشته شده اند همانرا مي زدايم از ايشان ؟؟؟ ايشان را و وعده مي دهيم آنها را به باغهايي پر از ميوه که زير درختان آب جاري است اين را بدانيد که بدون عشق به امام خميني نمي توان عاشق مهدي شد . دنيا را دوست قرار ندهيد که حب الدنيا راس کل خطيته يعني دوست داشتن دنيا راس همه گناهان . در اسلام فريضه اي از فريضه شهادت بالاتر از تکليف و حضرت علي عليه السلام مي فرمايد ان المهد باب من ابواب ؟؟؟ به درستي که جهاد دري است از درهاي بهشت براي رفتن به جبهه مانع فرزندانشان نشوند که چندي که گذشت غصه مي خوريد که چرا خود و فرزندانم را در صف خوبان قرار نگرفته ايم . و کسيکه پيکار کند در راه خدا پس کشته شود يا پيروز گردد بزودي مي دهيم به او پاداش گراني را . سوره نساء آيه 74 . دوستان و آشنايان نگذارند که اسلحه ام بر زمين افتد و اسلام غريب بماند . با رضاي قلب و شور و شوق به سوي جبهه شتافته ام و هدفم نجات اسلام و حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب است و نابودي دشمنان ملت عزيز را دعوت مي نمايم به حمايت از رهبر عزيز و فرمانده کل قوا و ؟؟؟ ارجمند . يا دادن جان و مال دست از اسلام بر نداريد و نغمه هاي منافقين و از خدا بي خبران را نخورند خداوند پشتيبان همه شما باد و همه را بخداي مي سپارم .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید