کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 11 بهمن 1404
00:51
سعید روحانی

سعید روحانی

فرزند عبدالرحیم

تاریخ تولد
1343/02/03
تاریخ شهادت
1264/01/30
محل شهادت
پادگان حمیدیه اهواز
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس- کازرون-
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدالسعيد روحاني- شهيد عبدالسعيد روحاني در سال 1343 در شهر کازرون در خانه اي روحاني و غني از نظر فرهنگ اسلامي وضعيت از نظر مالي به دنيا آمد دوران طفوليت را در دامن مادر و در پرتو ارشادهاي پدر پشت سرگذاشت و در سال 1350 پا به دبستان ابن سينا گذاشت شهيد از همان دوران دبستان فردي آرام و مؤدب بود و دستگير پدر نابينا بود و همراه پدرش جهت انجام نمازهاي يوميه به مسجد مي رفت پس از اتمام تکاليف مدرسه اش اوقات فراغت را به شاگردي مغازه مي پرداخت تا بتواند از وقت اضافيش به تمام معنا استفاده کند دوران دبستان را به همين طريق گذراند پس از اتمام دوران ابتدايي به علت فقر مالي تحصيل را رها نموده و به شغل کارگري نانوايي مشغول شد و به اين طريق کمک به خانواده مي نمود در سال 1359 در حالي که بيش از 15 سال نداشت پدر را از دست داد و در اين برهه از زندگي بار بيشتري از مسئوليت زندگي به عهده او افتاد و بيش از گذشته ياور مادرش و تأمين کننده هزينه زندگي نامه شد و همچون پدري دلسوز با سن کمي که داشت کارهاي سنگين انجانم مي داد تا مادر و برادرش بتوانند آسايش بيشتري داشته باشند سعيد نه تنها دلسوز به حال خانواده بود بلکه نسبت به اقوام و آَشنايان و دوستان دلسوز و با محبت و مهربان بود و علاقه ي خاصي به انقلاب و اسلام داشت تا اينکه وارد بسيج شد و از همين طريق داوطلب خدمت سربازي در بسيج شد و در ت اريخ 19/4/61 به جاي خدمت سربازي وارد سپاه شد و پس از دوران آموزشي در منطقه کردستان خدمت نمود دوران سربازي را با شوق و علاقه در بسيج سپاه رساند او قصد نداشت که جبهه و جنگ را رها کند پس از چند روزي که در کازرون بود و اقوام و آشنايان و دوستان سرکشي نمود در حاليکه به همه سفارش مي کرد که بايد بيش از هميشه و گذشته به فکر اسلام و جنگ بود و تا پيروبي نهايي همه بايد به جبهه برويم و رزمندگان را ياري کنيم چندين بار به جبهه ي حق عليه باطل اعزام شد و هميشه آمادگي شهادت داشت به يوري که هر دفعه که مي آمد وصيت نامه اش را مي نوشت و کارهايش را انجام مي داد و به جبهه مي رفت خصوصيات اخلاقي شهيد سعيد براي همه همرزمانش روشن تر از ما مي باشد چون بيش از همه وقتش را با آنها مي گذراند و آخرين بار که مي خواست به جبهه اعزام شود خمس وسائلي که براي زندگي آينده اش تهيه کرده بود واز قبل از سربازي خريداري کرده بود پرداخت نمود و مقدار پولي که در دفترچه معادل 150000ريال که در بانک قائم عجل الله تعالي و فرجه شريف داشت به مادرش داد و سفارش کرد که من اينقدر به جبهه ميروم تا شهيد بشوم اين مبلغ ناچيز که پس انداز کرده ام خرج مراسم کنيد تا به کسي از بابت شهادتم فشار مالي وارد نشود اخلاق و رفتار و کردار و اعمال سعيد نمونه پاکي و صداقت و ايمان به خدا بود و هميشه از چهره ي او نور ايمان نمودار بود و بار آخري که آمد از هميشه نمونه تر تا اينکه سرانجام در تاريخ 3/1/64 به وسيله بمباران مزدوران جنايتکار صدامي به درجه ي رفيع شهادت نائل آمد و به لقاءالله رسيد و آرزويش برآورده شد يادش گرامي و راهش پر رهرو باد .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد عبدالسعيد روحاني- يريدون ا ن يطفو انور الله با فوااهم و باي الله ا ن يتم نوره و لو کره الکافرون . سوره توبه آيه 31 . کافران مي خواهند که نور خدا را به نفس تيره و گفتار جاهلانه خود خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهاي ظهور وحد اعلاي کمال برساند هر چند کافران ناراضي و مخالف او باشند . با عرض سلام بر سرور آزادگان اباعبدالله الحسين عليه السلام بنده با ميل شخصي آغاز به وصيت نامه خود نموده ام . خداوندا تو را شکر مي کنم که توفيقي به بنده حقير عنايت فرمودي تا بتوانم در جبهه هاي حق برعليه باطل شرکت نمايم و تو را شاهد مي گيريم که به چه خاطر به جبهه رفته ام .خدايا خود گواهي که وقتي شهيدان عزيز را به شهرمان مي آوردند و تشييع جنازه مي کردند چه حالي در دل من رخ مي داد و اين عزيزان را که مي ديدم وي ديگر نمي توانستم اين وضع را ببينم يا خود تصميم گرفتمم که بايد در جبهه هاي جنگ شرکت کنم و جاي خالي اين عزيزان را پر نمايم اميدوارم به خدا که مورد قبول خداي بزرگ قرار گرفته باشد . برادران چند تذکري که براي شما دارم اين است که بيشتر از گذشته به فکر انقلاب اسلامي و جنگ باشيد وشما بايد مثل اصحاب حسين عليه السلام که خون خود را فداي اسلام کردند ما هم بايد خود را فداي اسلام نکنيد و نگذاريم که خون شهداي کربلا به هدر رود باشد که انشاءالله خداي بزرگ از ما راضي بشود برادران عزيز نعمت بزرگ ديگري که در اين انقلاب نصيبمان شده است امام عزيز است که همه ي ما بايد قدر او را بدانيم و پشتيبان و رهرو او باشيم بگذاريم که منافقان به او اذيت و آزار برسانند مادرم برادران و خواهران سلام مي رسانم و از آنها مي خواهم که مثل هميشه صبور باشيد ديگر عرضي ندارم . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار آمين را رب العالمين 19 اسفند ماه 1362 عبدالسعيد روحاني