بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه برادر شهید هوشنگ مولایی .شهید هونشگ مولای در تاریخ 12/6/1348 در شهرستان کازرون دیدهب ه جهان گشود نماز جماعت بود که هم اکنون نبودنش احساس می شود شهید که دوران ابتدایی تا پایان دوره ی متوسطه را در شهرستان کازرون گذراند پس از اتمام تحصیلات که همزمان با شروع جنگ بود ایشان به مدت چهار ماه در جبهه ی حق علیه باطل حضور یافتند که بعد از اتمام این چهار ماه دیگر به جبهه برنگشتن ایشان که از ابتدا جز بسیج بودند دوران جنگ هم عنوان نیروی عازم از سوی بسیج بودند تا قبل ازشهادت هم جز نیروهای بسیج بودند که همیشه مشارکت فعالی در نیروهای مخلص خدا داشتند ایشان چند ماهی برگشتنشان از جبهه می گذشت که با دختر خاله ی خود در تاریخ 3/9/1363 ازدواج کرد و بعد از ازدواج دوباره با توجه به میهن دوستی که در آن شهید بود دوباره به یکی از نیروهای جمهوری اسلامی (نیروی انتظامی )پیوست ایشان که علاقه ویژه ای به حراست از مرز و بوم را داشت دوران آموزشی خود را در جهرم گذراند مدت هفده سال را در خدمت نیروهای مسلح نیروی انتظامی بود چهار سال اول خدمت خود را در تهران گذراند و بعد به مدت چهار سال دیگر در اهواز بود و چهار سال دیگر را در شیراز که به نوعی زادگاه خویش بود شروع به کار کرد ایشان که در این مدت در خانه ی سازمانی بود در شیراز خودش در یک خانه ی استجاری ساکن بود و حاصل ازدواج شهید دو فرزند یک پسر ، و یک دختر می باشد و زندگی شادی را در شیراز برای خود وهمسرش تشکیل داد .تا اینکه طی ماموریتی که به ایشان ابلاغ شد که برای یک ماموریت شش ماهه در رسته اطلاعات در شهرستان زرقان مشغول به کار شد در تاریخ 21/7/1364 که بهمراه همسر خود برای خرید مایحتاج روزمره به بازار رفته بود در برگشتن به منزل توسط یک موتور سیکلت که سر کوچه کمین کرده بود و سرنشینهای آن دو نفر بودند مورد اصابت شلیک از سوی آنان قرار گرفت که حدود 30 تیر به ایشان اصابت شد همسر ایشان هم که در صندلی بغل ایشان بودند مورد اصابت تیر قرار گرفته که به لطف الهی ایشان طی یک دوره درمان سه ماهه به سلامتی کامل دست یافتند پیکره پاک شهید هم اکنون در شهرستان کازرون در روستای بالاده دفن شده است . همسر آن شهید و دختر و پسرشان هم اکنون در یک خانه ا ستیجاری بسر می برند که با اندک حقوق آن شهید زندگی نسبتاً سختی را سپری می کنند . شهید که طعم زخمی شدن را در دوران 4 ماه جبهه توسط رژیم بعث عراق چشیده بودکه از ناحیه سینه مورد هدف قرار گرفته بود ولی سرنوشت شهید را برای جان فدایی دیگری زنده نگه داشته بود که در این مکان توسط مزدوران و اشرار به درچه رفیع شهاادت ن ائل شود روحش شاد و راهش مستدام باد .
.نام پدر ایشان حسین بود .خانواده ایشان که از همان ابتدا مقید به دین و امات بودند و همواره در هر جایی که اسلام رنگی داشت حضور داشتن و همیشه شهید در مسجد محل یکی از اعضای فعال