بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد ابراهيم قانع. شهيد ابراهيم قانع در تاريخ 17/10/1317 در روستاي گردخون از توابع شيراز به دنيا آمد. او فرزند چهارم خانواده بود پدرش کارگري ساده بود و مادرش خانه دار ، شهيد در روستا به علت فقر خانواده نتوانست به مدرسه برود و کمک حال پدرش در شغل کارگري و بنايي بود و در شرکت هاي مختلف از جمله شرکت چکش ، پي جي لويزان ، تسا ، بتن ريزي کف آسفالت ، شرکت هواپيمائي و ساخت آپارتمان هاي نيروي هوائي شيراز کار مي کرد و در زمان انقلاب نيز در تظاهرات ها و راهپيمائي ها شرکت مي کرد. ايشان در سال 1341 ازدواج کردند که ثمره ازدواج ايشان 7 فرزند مي باشد. با شروع جنگ تحميلي در سال 1364 به جبهه جنوب اعزام شد و 9 ماه در جبهه حضور فعال داشت. در تاريخ 22/3/1365 در منطقه مجروح شد و با توجه به اين که ترکش به سر و کمر و موج انفجار او را مجروح کرده بود ايشان قطع نخاع گرديد و در بيمارستان هاي ميرحسين ، سعدي ، نمازي ، شيراز بستري بود و سپس در آسايشگاه سلمان بستري شد و در تاريخ 28/3/1383 در بيمارستان به شهادت رسيد و در دارالرحمه شيراز به خاک سپرده شد. روحش شاد و يادش گرامي باد. والسلام.
با سپاس م تشکر فراوان به درگاه خداوند بزرگ که اينجانب بنده حقير را خلق نموده و با سلام و صلوات بر خاتم الانبياء محمد رسول الله (ص) و ائمه طاهرين و معصومين (ع) اينجانب ابراهيم قانع فرزند محمود به شناسنامه شماره 15 صادره از شيراز متولد 1317 که خداوند بزرگ اينجانب را شامل رحمت خود قرار داد و افتخار جانبازي هفتاد درصد قطع نخاع را نصيبم گردانيده در کمال صحت عقل و روح وصيت خود را بشرح ذيل اعلام مي دارم . 1- به همه فرزندانم وصيت مي کنم که همواره در راه خداو رضاي او قدم بردارند و هميشه به مقدسات و اسلام عزيز پايبند باشند و راه پدرشان که همانا راه ائمه معصومين و بالاخص حضرت ابوالفضل العباس (س) مي باشد ادامه دهند تا انشاء الله مورد شفاعت آن بزرگوار قرار گيرند. 2-مقدار اموالي که از اينجانب بعنوان ماترک باقي مانده بصورت ذيل بين خويش تقسيم نمايند. منزل مسکوني متعلق به اينجانب تحت پلاک شماره ؟؟؟ فروخته شود و از کل قيمت آن مبلغ هشت ميليون و هشتصد هزار تومان وام بانکي که جهت خريد منزل فوق از بانک اخذ شد به بانک پرداخت شود و مابقي آن به 6 سهم تقسيم و 4 سهم آن بين فرزندانم صعري و شفيع اله و فاطمه و مهرزاد و فرزند مرحوم اصغر و آمنه بطور مساوي تقسيم شود و دو سهم آن نيز به همسرم پرداخت گردد. درخصوص سهم فرزند مرحوم اصغر سهميه آنها تحويل وکيل آنها داده شود تا بعد از اينکه کبير شدند به آنها عودت گردد و وکيل پول فوق را بصورت حساب پس انداز براي آنها با اخذ دفترچه بانکي در بانک نگهدارد. بيمه عمر که از طريق بنياد جانبازان پرداخت مي گردد بايستي بين فرزندان صغري و شفيع اله و فاطمه و مهرزاد فرزندان مرحوم اصغر و آمنه و صادق قانع همگي بصورت مساني تقسيم و تقسيم نامه اي که در بنياد وجود دارد باطل و بلااثر مي باشد. و مبلع يک ميليون تومان پول نقد کخ در بانک صادرات شعبه فضل آباد دارم بايستي جهت هزينه کفن و دفن و خرج و چنانچه چيزي باقيمانده خرج خريد نماز و روزه جهت اينجانب گردد. در پايان از خداوند بزرگ خواستارم که همه عزيزان و اينجانب را مورد عفو و رحمت خويش قرار دهد. (آمين)