کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 16 مرداد 1405
06:31
فلامرز اسماعیل پور

فلامرز اسماعیل پور ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند صفر

تاریخ تولد
1342/07/18
تاریخ شهادت
1362/03/01
محل شهادت
سلماس
محل تولد
خوزستان - آبادان - آبادان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
محل دفن
-
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه برادر شهید فرامرز اسماعیل پور در تاریخ 20/7/1342 در دهستان آبادان دیده به جهان گشود . پسر بسیار زرنگی بود در حالیکه رفتارهایش به نوعی نمونه بود . از بچگی که بچه های همسایه برای بازي به كوچه مي رفتند براي کمک در مخارج زندگی به سر کار میرفت و همیشه در تامین معاش خانواده به نوعی سهیم بود و در تعطیلات مدارس بعد از اتمام درس برای پول در آوردن به سخت ترین کارها تن در می داد و همیشه دنباله رو عقاید امام بود . در زمان شاه که رژیم هر روز بر ستم های خود می افزود شهید به همراه پسر همسایه در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و بعدها که انقلاب پیروز شد تازه انقلاب جان گرفته بود همینکه جنگ شروع شد با این جمله که امام گفته اند : واجب است به جنگ برود بر هر کس که قدرتی در بدن دارد برای گذراندن خدمت سربازی راهی جهرم شد حدود 8 ماه بیشتر از مدت سربازیش نمی گذشت که در جبهه به شهادت رسید میزان سواد شهید دیپلم متوسطه بود همیشه باعث افتخار بود نمرات خیلی خوبی در مدارس کسب می کرد و خیلی اجتماعی و با ادب بود درمحله همیشه بعد از شهادتش مردم از خلوص نیت و مودب بودن و با اخلاق بودنش حرف می زدند در مسجد محل جایش خیلی خالی و الان هم عدم وجودش احساس می شود و در جبهه که چند بار مجروح شد در شیراز در یکی از بیمارستان ها بستری شد که بعد از بهبودی مجدد عازم جبهه می شد که سرانجام در منطقه سلماس به شهادت رسید که پیکره پاکش در قطعه ای از قبرستان شیراز به خاک سپرده شده . اعزامی از شیراز و سپاه نیروی زمینی بود که همیشه سپاه را نیروی مخلص از بندگان خدا می دانست که دنباله رو عقاید امام خمینی می دانست و به گفته های امام خیلی علاقه داشت و همیشه در خانه و مسجد چیزی جز گفته های امام و راه امام بر زبان نداشت شهید در خانواده ای 8 نفری بزرگ شده بود و فرزند ششم بود همیشه خودش درنقش فرزند بزرگتر می دید و سعی می کرد که هوای خواهرش و برادرهای کوچکتر خودش را داشته باشد . پدرش که در شرکت نفت راننده بود و بیشتر اوقات در راه بود و با همین حقوق توانسته بود در همان اوایل جنگ یک خانه در شیراز بگیرد و وقتی شهید که خیلی کوچک بود به شیراز مهاجرت کرده بودند چون اوایل جنگ بود دیگر آبادان و شهرهای جنوبی خیلی وضع خوبی برای زندگی نداشتند ولی شهید حاضر نبود که همراه خانواده به شیراز بیاید و برای امداد و کمک رسانی در شهر آبادان ماند و همیشه پدرش از او می خواست که بر گردد و در شیراز زندگی کند که مبادا پسرش را از دست بدهد ولی شهید فرامرز از همان بچگی برای عقاید والایی چون دفاع از میهن و عقاید امام حاضر بود از جان خود بگذرد ولی حتی ذره ای از خاک میهن اش در دست رژیم باطل بعث نیافتد و همیشه به ما توصیه می کرد که پشتوانه نظام امام باشید و در هر امر خطیری که به نوعی به سرنوشت مملکت وابسته است شرکت کنید بعد از شهادت شهید مادرش که باور نکرده بود شهید فرامرز به شهادت رسیده هنوز با یک قطعه عکس از آن شهید صبح ها به درب خانه می رود که شاید شهید فرامرز دوباره به خانه خود نفرستاده از بیم اینکه شاید علاقه و وابستگی به والدین باعث شود که از او بخواهند که برگردد و دفاع از میهنش را به دوستانش واگذارد . روحش شاد و یادش گرامی باد .
-
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید