بسم الله الرحمن الرحيم
"الذين قتلوا في سبيل اله فلن يضل اعمالهم" (قرآن کريم)
آنانکه در راه خدا کشته شده اند هرگز اعمالشان به هدر نرفته و بيهوده نخواهد بود .
خوشا آنانکه جانان مي شناسند طريق عشق و ايمان مي شناسند
بسي گفتيم و گفتند از شهيدان شهيدان را شهيدان مي شناسند
اينان در آرزوي لقاي دوست از کالبد خويش گسستند و به ملا اعلاي آسمانه بال گشودند و جهان خاکي را زير پا گرفتند. شهادت بازار عشق است و ايثار و خريدار و مشتري هر دو عاشق و خريدار چه نيکو انتخاب مي کند و مشتري مشتاق و جان بر کف و شهيد افضلي همچون ساير کاروانيان عاشقانه در صف طلايه داران قرار گرفت و آن گاه که کوردلان خفاش صفت از لانه هايشان به قصد مبارزه با حقيقت بيرون آمدند پرندگان عشق در آسمان اين مملکت اسلامي اوج گرفتند و پيروزي را با خون سرخ خود بر صفحات تاريخ افتخار آفرين اين مرز و بوم ثبت نمودند.شهيد سيد خليل افضلي در تابستان سال 1332 در يک خانواده مذهبي در محل ارجمان شهرستان اقليد متولد شد پدرش سيد احمد و از سادات محل بود او آخرين فرزند خانواده بود و محل او سيد عظيم مي ناميدند تحصيلات ابتدائي و نيمه اول دبيرستان را در اين شهرستان به پايان رسانيد اما به علت مشکلات و عدم امکانات به امور ساختماني و بنائي پرداخت. در سال 1344 وارد آموزشگاه گروهباني مرکز پياده شيراز شد استعداد و علاقمندي او باعث موفقيت او در آموزشها، دوره ها ، تخصصها و مهارتهاي مختلف نظامي گرديد با انتقال به لشکر 92 زرهي اهواز در مشاغل امور دفتري و فني مشغول نجام وظيفه گرديد ضمن کار امور تحصيلي خود را پيگيري نمود. با ازدواج در سال 1346 زندگي مشترک خود را آغاز نمود چهره شاد و رفتار توام با احترام او با اعضاي خانواده الگوي نمونه بود . شهيد افضلي در بين همکاران خود احترام خاصي داشت او را سيد مي ناميدند صداقت و فداکاري و احترام به ديگران محبوبيت خاصي به او داده بود . او به نماز اهميت خاصي مي داد و هنگام نماز ديگران را به انجام اين فريضه الهي تشويق مي نمود. در سال 1357با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي ايران . همگام با امت اسلامي به آرزوي ديرينه خود دست يافت و درسال 1358 از اهواز به شيراز منتقل گرديد و در پادگان زرهي شيراز مشغول انجام وظيفه گرديد. پيروزي انقلاب اسلامي براي اربابان استعمارگر ، گران تمام مي شد و دست به تحريک عراق عليه نهال نو پاي انقلاب اسلامي زدند در اويل سال 1359 عراق با حمله به پاسگاه مرزي فکه شرارتهاي خود را آغاز نمود چون شهيد افضلي و ساير همرزمانش به منطقه آشنائي داشتند يگان آنها از شيراز عازم منطقه جهت مقابله با تجاوزات عراق گرديدند. هنوز جنگ عراق به صورت رسمي آغاز نشده بود شهيد افضلي در باره اين حرکت عراق مي گفت : اين جنگ عراق با ايران نيست بلکه جنگ آمريکا با ايران است زيرا صدام به تنهائي جرات چنين کاري را ندارد و اروند کنار و شط العرب بهانه است . او مي گفت : در اختلافات ايران و عراق قبل از انقلاب آمريکا با دولت ايران همکاري مي کرد اما امروز که دولت دست نشانده اش شکست خورده در مقابل ايران قرار گرفته و صدام را حمايت مي کند و اگر جنگ شروع شود تعداد زيادي را از دست مي دهيم . در شبي که فرداي آن روز بايد حرکت مي کرد در جمع خانواده و دوستان چنان حالتي داشت که شايد سرنوشت بر او الهام شده بود مسائل لازم را تذکر مي داد و سفارش فرزندان و مسائل تربيتي آنها را مي نمود آن گونه سخن مي گفت که شايد مي خواست مسئوليت ادامه زندگي را بر دوش خانواده اش قرار دهد . شهيد سيد خليل افضلي فردي متعهد ، قانع و مقاوم در برابر مشکلات دور از تجملات زندگي مي کرد و هرگز براي بهتر زندگي کردن حاضر به قرض گرفتن و بدهکار شدن نبود وقتي صحبت از مسائل زندگي مي شد مي گفت : زندگي آن قدر ارزش ندارد زيرا حضرت نوح عليه السلام با آن همه عمر طولاني حاضر به ساخت خانه مطلوبي براي خود نشده است . مهربان بود و صميمي ، در حد توان در حل مشکلات ديگران کوشا بود و صله ارحام را رعايت مي کرد و پيران و سالمندان را محترم مي شمرد. سرانجام روز موعود فرا رسيد و شهيد افضلي همراه با گردان مربوطه و ادوات جنگي عازم منطقه گرديدند و او پيش از رسيدن به منطقه عملياتي بر اثر واژگون شدن خودرو نظامي به لقاي دوست نائل آمد و پيکر گلگون تو با همکاري همرزمان و همراهانش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي هوائي و پليس راه جمهوري اسلامي و امت شهيدپرور شهرستان اقليد با شکوه خاصي تشييع و به عنوان اولين لاله پرپر جنگ تحميلي شهرستان اقليد در گلزار شهداي ارجمان به خاک سپرده شد . ياد و خاطره شهداي عزيز و امام شهيدان گرامي باد.