بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد علي اکبري
شهيد علي اکبري در 2/1/1346 در شهرستان شيراز چشم به جهان گشود ، پدر ايشان مظفر اکبري کارگر آموزش و پرورش بود و از اين طريق خانواده را اداره مي کرد و مادر شهيد نازنين اکبري نام دارد. دبستان را در دبستان عشايري چميال گذراند و پس از اتمام اين دوره شروع به تحصيل در مدرسه راهنمايي شهدا کرد ولي فقط تا دوم راهنمايي ادامه تحصيل داد و با شروع جنگ در بسيج مدارسي نام نويسي کرد و از طريق بسيج داوطلب اعزام به جبهه شد و سرانجام در 28/12/1363در عمليّات بدر در شرق دجله در سن هفده سالگي شهيد شد و در شيراز به خاک سپرده شد .
بسم الله الرحمن الرحيم
اين وصيت نامه هايي که اين عزيزان ( شهداء) مي نويسند مطالعه کنيد پنجاه سال عبادت کرده ايد ( امام خميني ) . به نام او به نام خدا که از اويم : هستيم براي اوست رفتنم براي اوست و بازگشتم به سوي اوست . " من المومنين رجال صدقوما عهدوا الله عليه فنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظرو ما بدلوتبدلا " . بعضي از آن مؤمنان بزرگ مرداني هستند که به عهد و پيمان که با خداي خود بسته اند کاملاً وفا کرده اند بعضي هم بر آن عهد ايستادگي کردند و تا در راه او شهيد شدند . و برخي به انتظار مقاومت کرده و به هيچ وجه عهد خود را تغيير ندادند شهادت هديه اي است گرانبها از جانب خداوند تبارک و تعالي براي بندگان خالص خود که نصيب هر کس نمي شود انسان بايد در راهي سير کند که سوابقش در آن خط باشد و به الله سوگند که در راه تمامي شهداي انقلاب اسلام است . جهاد در راه خدا گذشتن از علائق نفساني و حسيني وارد شدن به حسيني شدن است و ببين کجائي و چه کاري مي کني آن چه گذشت هيچ است و آن چه خواهد آمد کو ؟ و چه مي دانيم که چه خواهد آمد . پس من هستم و اکنون برخيزم و به فکر خويش باشم امروز ميدان کار و فردا بازار مزد است . امروز عمل است بدون حساب و فردا حساب بدون عمل اي دوستان عزيز آن گاه که محيط را از هم? انسان ها خالي مي بينيد و دمي و لحظه اي از همه جا قطع نظر کنيد و همه محسوسات خود را کنار بگذاريد و از همه جا ببريد و به سوي خويشتن برگرديد و به غلاف وجود خود فرو رويد و له دقت بنگريد که گذشته ها رفته و آينده ام مجهور الحال است و با خود زمزمه کنيد که چه خواهيم شد و تا کي حيات خواهيم داشت و عاقبت چه مرض و حادثه اي به سراغم خواهد آمد و بلاخره چه روزي و با چه کيفيتي اين قفس تن خواهد شکست و مرغ مرهوس روح پرواز خواهد کرد چه اين که اين مطلب قطعاً مورد شک نيست و بلاخره شدني است که آيا به کجا و چگونه خواهيم رفت و اما شما اي پدر و مادر مهربان بدانيد و مطمئن باشيد من امروز در راه جاودانه ام گام نهادم که انتهاي آن انشاء الله حکومت مستضعفان جهان است بارها پيش خودم زمزمه نمودم که شما براي من زحمت بسيار کشيده ايد و من هم در آخر نتوانستم زحمات شما را جيران نمايم در حق شما خيلي کوتاهي نمودم و دين خود را نسبت به شما به طور صحيح ادا نکردم ولي مي دانم که قطعاً به مکاني خواهم رفت که تا نفوس تکميلي و روان ها تطهير نباشد کسي نمي تواند به اين منزلگه دسترسي پيدا کند پس چه بهتر که اين زندگاني و دنياي رقت بار پر رنج و شکنجه زايي موجب غرق در گناه و معصيت رازها و به سوي او تنها عاشق مؤمن شناخته و يک حرکت و يک سفر آن موقعي معني و مفهوم پيدا مي کند که مقصد واقعي در انتظار باشد زيرا مقصد است که بر حرکت و تکاپو و مفهوم مي دهد همان طوري که علي عليه السلام مي فرمايد دنيا خانه عبور و آخرت خان? اقامت است . آخرت است که به دنيا معني مي دهد برادران دنيا جاي کار و عمل است و آخرت مکان نتيجه گيري و حساب پس دادن در اين جا مکان تغيير سرنوشت از طرف خود انسان به وسيل? تغيير ولي در آخرت نيست هم? اين ها به يک طرف لحظه اي بعد از مرگ به خاطر آورد که ديگر يارايي هيچ نداري و تنها اعمالت گواهت و شهات کردارت پس چه خوب قبل از آن که مرگ تو دريابد و هيچ کاري از تو بر نيايد به خويش باز گرديد و خود را در ترازوي خويش بسنجي و با خود گرايي و اي بر من که تمام عمر من بي حاصل تمام عمرم در منجلاب گناه ، تمام عمرم در پوچي و در پي هواهاي نفساني و شناور در اشتباه وقتي به گذشته اي نچندان دور نظري مي کنم بسان رها شده اي در ظلمت که در انتظار راهي باريک نوري است تا راه يابد ولي نور از او دور است که ديگر هيچ اميد و نجاتي ندارد و يا شناوري در درياي بيکران که هيچ اميد رهايي ندارد آيا به انتظار مرگ مي نشينيد تا شما را دريابد هرگز برادرم : شما مرا ببخشيد از شما جداً مي خواهم که برايم طلب آمرزش نمائيد مادرم بدان که انسان تنها در مقابل مرگ تسليم است و هيچ کاري از او بر نمي آيد پس چه بهتر که مرگ در اه عشق و در راه آن کس باشد که انسان او را مي پرستد و به صورت شهادت انسان ملحق شود که بهترين و بزرگترين نام ها شهادت چون که شهات تا حد نهائي تکامل انسان است . بعد از شهادت افتخاري که فرزندي در راه اسلام و خدا هديه اي کردي و من اميدوارم که شما راه امام عزيزمان را همان راه انبياء براي رسيدن به لقاء الله است فراموش نکنيد . برادرانم کاش احساس مي کرديد در چه موقعيتي به سر مي بريد به خدا مسئوليد و موظفيد که در چنين زماني قرار گرفته ايد مبادا در دنيا دل به هواهاي نفساني بسته و پيوستگي خود را به اين انقلاب و اسللم جدا دور سازيد برادرانم تقوي را فراموش نکنيد اگر با تقوي باشد در اين جرحه از زندگي پيروزيد و قطعاً هم از روي اراده بر هواي نفس خود مسلطيد سعي کنيد هر عملي که انجام مي دهيد فقط خالص براي خدا باشد کار براي خدا ارزش بسيار دارد به خواهران بگوئيد که حجاب اسلامي خود را در همه جا حفظ کنيد . در پايان خدايا مرا ببخش از اين که براي خودم برتري خودم را خوار و سبک کردم از اين که همواره از ديگران عيب جوئي و نکوهش کردم و عيوب خودم را فراموش کردم از اين که سخناني گفتم و بدان عمل نکردم از اين که ديگران را مسخره کردم تا استباهاتخودم پوشانده شود از اين که مانند جاسوسي خبر چين اسرار خصوصي مردم را پخش کردم از اين که قول دادم اما خلاف کردم از اين که نسجيده و با فکر حرف نزدم از اينکه به خاطر آسايش مردم خودم را به سختي نينداختم . در خاتمه برايم از تمام اقوام و دوستان حليت بطلبيد خداوندا امام عزيز ما در پناه آقا امام زمان محفوظ بگردان خدايا رزمندگان اسلام را در جبهه هاي حق عليه باطل پيروز و هر چه زودتر آن ها را به کربلاي حسيني برسان پروردگارا انقلاب اسلامي و مسلمين را تا هدف نهائي و تا ظهور مهدي (عج) بهروز و موفق بدار اسيران جندالله را آزاد بگردان منتظري نستوه و مسئولين در پيرو خط امام را محفوظ بگردان . ضمناً مرا در شهيد آباد دفن کنيد . علي اکبري . تاريخ 182/1363 . والسلام