کنگره ملی شهدای استان فارس

سه‌شنبه 13 مرداد 1405
02:56
مهدی امتیازی

مهدی امتیازی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند رمضانعلی

تاریخ تولد
۱۳۴۰/۱۱/۰۳
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۱۰/۰۴
محل شهادت
شلمچه خرمشهر
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
محل دفن
گلزار شهدای شیراز
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه برادر شهيد مهدي امتيازي
شهيد مهدي امتيازي فرزند رمضانعلي داراي شماره شناسنامه 1303 در سال 1340 در شهر شيراز ديده به جهان گشود.وي در خانواده اي متوسط زندگي مي کرد داراي 2 خواهر و 3 برادر بود.مهدي فرزند پنجم خانواده و فردي باهوش و آرام و متين و وظيفه شناس بود.در سن 7 سالگي پا به عرصه ي دانش گذاشت و تحصيل علم را در دبستان آغاز کرد منزل و مدرسه ايشان در نزديکي شاه چراغ واقع شده بود به همين دليل جذب روحانيت شاه چراغ و محيط آنجا قرار گرفت و در جلسات مذهبي آتشي و مسجد جامع عتيق حضور پيدا مي کرد وي علاقه ي زيادي به مجالس و سخنراني ها آقاي دستغيب داشت مريد و شاگرد ايشان شده بود و در نماز جماعت و جمعه که با حضور آقاي دستغيب برگزار مي شد شرکت مي کرد از بدو نوجواني فعاليتهاي سياسي خود از قبيل چسباندن و پخش اعلاميه بر عليه رژيم شاه را انجام مي داد تا جايي که يکبار به دست نيروهاي شاه دستگير و بازداشت شد و با وساطت خانواده بعد از يکي دو روز آزاد شد.او عاشق خط امام و انقلاب و بعد از انقلاب هم تلاش کرد که به ديدن امام خميني برود و يکبار موفق به انجام اين کار هم شد.او هيچ وقت نظريات و عقايد خودش را به بقيه تحميل نمي کرد اما در عين حال دوست داشت همه راه درست را انتخاب کنند.هميشه حرفها و سخنرانيهاي امام را به عنوان يک رهبر آزاده و روشن فکر قبول داشت وي پس از گرفتن ديپلم عازم سپاه شد در آنجا خدمت سربازي را به پايان رسانيد سپس در همانجا مشغول کار شد و در پادگاني که در نزديکي دروازه قرآن قرار داشت و نامش احمد بن موسي بود سربازها را تعليم مي داد و فعاليتهاي مذهبي خود را همچنان ادامه مي داد و در خانواده فردي مذهبي و شب زنده دار و اهل عبادت شبانه بود و سعي مي کرد در خانواده فردي آرامشگر و کاردان باشد قبل از رفتن و حضور در جبهه به دليل علاقه ي شديدي که به تحصيل علم داشت در کنکور هم شرکت کرده بود که بعد از شهادتش خبر قبولي او در کنکور هم آمده بود.در دوران جنگ چند بار به جبهه به صورت داوطلبي حضور پيدا کرده بود اما در آخرين بار که در سال 1365 بود مدت 15 روز در جبهه ماند که در شلمچه و در عمليات کربلاي 5 شرکت کرد او قبل از رفتن به جبهه به گفته ي خانواده اش يادگاري هاي خود را از بين برده بود و گفته بود که هدفم از رفتن به جبهه اداي دين به ميهن و اطاعت دستور امام و شهادت در راه خدا است او خودش را آماده شهادت کرده بود و قبل از رفتن به جبهه از خانواده هلاليت طلبيده بود وصيت کرده بود.موفق به ازدواج هم نشد عجله او براي رفتن به جنگ و دفاع از مرز و بوم ميهن از همه چيز برايش مهم تر بود و سرانجام در عمليات کربلاي 5 در شلمچه تحت اصابت ترکش قرار گرفت و جام شهادت را نوشيد و به لقاي پروردگار خويش شتافت
روحش شاد و یادش گرامی باد .والسلام
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید