کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 19 مرداد 1405
06:03
عبدالرضا قنبری

عبدالرضا قنبری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند احمد

تاریخ تولد
1338/03/18
تاریخ شهادت
1364/10/16
محل شهادت
بندرعباس
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
خوزستان - آبادان - آبادان
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
سانحه رانندگی
نوع خدمت
سپاه
محل دفن
-
عضویت
ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدالرضا قنبري - شهيد عبدالرضا قنبري در سال 1338 در شهر آبادان ديده به جهان گشود پس از گذراندن دوران کودکي در محيط گرم خانواده پا به دبستان گذاشت و دوره پنج ساله ابتدائي را در دبستان فروغي آبادان طي نمود ، با پشت سر گذاردن تحصيلات ابتدائي وارد مدرسه راهنمائي سعدي گرديد و آنگاه تحصيلات ابتدائي وارد مدرسه ي راهنمائي سعدي گرديد و آنگاه تحصيلات متوسطه خويش يرا در دبيرستانهاي بهرام و هشترودي و به دنبال مهاجرت خانواده به شيراز در دبيرستان بازرگاني اين شهر دنبال کرد او از زماني که خود را شناخت سعي نمود که با برنامه ريزي صحيحي براي زندگي از لحظه لحظه هاي عمر خود بيشترين بهره برداري را بنمايد اعتقاد عجيبي نسبت به اسلام و انجام احکام و فرايض ديني داشت و هميشه سعي مي کرد تا با شرکت در مساجد ، اجتماعات و مجالس اسلامي ، ذهن فعال و کنجکاو خويش را بيش از پيش نسبت به احکام اسلام آشنا نمايد که در همين رابطه ميتوان از شرکت وي در کلاس آموزش قرآن در محل سکونت نام برد اخلاق و رفتار خوب و شايسته توأم با خوشرويي و متانت و ذکر و تسبيح مداوم از جمله خصوصيات بارز او به شمار مي رفت از هر گونه لهو لعب دوري و بيزاري مي جست حالت مجالس آميخته به غيبت را با طلب صلوات تغيير مي داد نسبت به صله رحم نيز اهميت زيادي را قائل بود و با تنظيم برنامه اي مشخص مرتباً از حال خويشان و آشنايان جويا مي شد . همزمان با خروش يکپارچه مردم مسلمان ايران برعليه رژيم شاهنشاهي و اوجگيري انقلاب اسلامي ، شهيد قنبري نيز با شرکت در تظاهرات راهپيمائيها و نگهبانيهاي شبانه به فعاليت در راه آرمانهاي انقلاب اسلامي پرداخت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، از انجا که خود را موظف به حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي مي دانست سعي داشت تا با حضور در سنگرهاي مختلف ، دين خود را نسبت به انقلاب ادا نموده و در تثبيت هر چه بيشتر انقلاب بکوشد که در اين زمينه مي توان از عضويت وي در گروه مقاومت مساجد شرکت در انقلاب فرهنگي دانشگاهها و در گيريهاي مردم با منافقين که حتي يکبار منجر به زخمي شدن وي از جانب منافقين گرديد نام برد . علاقه زيادي نسبت به امام امت رهبر کبير انقلاب داشت و از جان و دل به اين رهبر بزرگوارش عشق مي ورزيد بيانات و فرمايشات امام را با دقت هر چه تمامتر گوش مي کرد و الگو و سرمشق خود قرار مي داد شروع جنگ تحميلي و حمله ناجانمر دانه ايادي پليد استکبار عليه انقلاب اسلامي که مقاومت و دفاع همه جانبه امت مسلمان ايران را در پي داشت و بهانه اي گشت تا شهيد قنبري با ثبت نام در ستاد رزمندگان خوزستان و عزيمت به جبهه هاي نبرد به مقابله با متجاوزان پليدي که قصد شکست اين انقلاب و به زانو در آوردن امت تازه از بند ستم رهيده را داشتند بپردازند و از آنجاکه با مناطق جنگي جنوب آشنائي بيشتري داشت همراه با دوستانش به جزيره مينو عزيمت نمود . همچنين در درگيري کوي ذوالفقاريه و شکست حصر آبادان تعدادي از دوستانش به شهادت رسيدند . پس از بازگشت از جبهه اقدام به ازدواج نمود که ثمره اين ازدواج 2 فرزند مي باشد با گذشتن مدت کوتاهي از ازدواجش مجدداً راهي جبهه هاي نبرد گرديد و اينبار جبهه هاي غرب و کردستان را انتخاب نمود . آري او از آنجا که فرموده امام در اصلي بودن مسئله جنگ را نصب العين خود قرار داده بود با استفاده از هر فرصت و موقعيتي ، با عزيمت به جبهه در ميدان عظيم آزمايش الهي به رزم و پيکار با دشمنان اسلام مي پرداخت . مدتي بعد نيز با ثبت نام در کميته انقلاب اسلامي در اين نهاد مقدس مشغول بکار گرديد و در طول خدمتش در قسمتهاي مختلف و حساس از قبيل پخش مبارزه با مواد مخدر فعاليت داشت در طول اين مدت در مأموريتهاي مختلف از قبيل درگيري با اشرار مسلح فيروز آباد فارس و درگيري با قاچاقچيان مواد مخدر در استان مرزي رشادتها و شجاعتهاي فراواني را از خود نشان داد . روح نا ارام او که طالب ديدار خويش بود حضور در جبهه را مي طلبيد و با وجود خدمت در کميته ، باز منشتاق بود که در اولين فرصت بتواند به جبهه هاي نبرد عزيمت نمايد و لذا علي رغم اينکه به وجود ايشان در کميته انقلاب اسلامي به دليل فعال بودن لازم بود با کسب رضايت مسئولين مربوطه جهت طي دوره فشرده غواصي عازم بند عباس گرديد تا بتواند در عملياتي که در پيش بود همدوش رزمندگان اسلام به مصاف کفار بعثي صهيونيستي برود . اما از انجا که اراده ي خداوند به پرواز ملکوتي او به سراي جاودان تعلق گرفته بود و در راه اين مأموريت در تاريخ 16/10/64 به شهادت نائل آمد . آري او شهيد شاهدي که وجودش آکنده از کفر به طاغوت و ايمان به الله بود از اين رهگذر پيوندي نا گسستني با معبودش داشت دعوت خدايش را جبهه هاي نبرد هستند که سرافراز نه آزمايش الهي خويش را به اتمام رسانيد و به ديدار خدايش شتافت درود و رحمت خداوند بر او و به جميع شهدا راه حق .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد عبدالرضا قنبري - آيا پنداشته اند مردم که رها مي شوند به آنکه گويند ايمان آورده ايم و آزموده نگردند ايشان . قرآن مجيد . هر گاه انساني مي ميرد زنگ خطري است براي زنده ها اي زنده ها براي آخرت خود توشه برداريد و از ماديات دنيا براي معنويت آخرت ذخيره کنيد زيرا دنيا با تمام زيبائيش و با تمام زر و زيورش شمنا هم آنرا رها خواهي کرد و چه زشت است براي آنکس که خود جمع کرد و ديگران استفاده بردند و چه سخت است براي انکس که خود از راههاي مختلف راههاي حلال و حرام به دست آورده و ديگران استفاده مي کنند و خود بايد در آن دنيا تقاص پس دهد . اي زنده ها دست من از دنيا کوتاه شده و ديگر نمي توانم کاري بکنم و نه شرم به کسي مي رسد و نه خيرم اما تو هنوز زنده هستي و روزي تو هم خواهي مرد و ديگر نمي تواني اميدي به دنيا داشته باشي و آنگاه مي داني که دنيائي غير از اين دنيا مادي هم وجود دارد پس تا زنده هستي براي دنياي ديگرت توشه جمع کن که روزي خواهي مرد و آنروز چندان دور نيست زيرا هر لحظه دارد مي گذرد و مرگ نزديکتر مي شود و اين را بدانيد هرچقدر در راه رضاي خدا سختي بکشيد بعد از مدتي سختي آن از يادتان مي رود و تنها ثواب آن براي شما مي ماند همانطور که تا الان هر کاري که کرده ايد تنها ثواب يا گناه آن براي شما مانده و از لذات يا سختي آن چيزي باقي نمانده است واقعاً بعضي وقتها بنشينيد و خود را قاضي قرار بدهيد . اين مدت که از عمر شما گذاشته چه کار کرده ايد و اگر قرار باشد جز اين دنيا دنياي ديگري باشد چگون مي خواهيد جوابگو باشيد پس بيائيد توبه کنيد گناه شما هر چقدر زياد باشد از کرم خدا زيادتر نيست و خدا ارحم الراحمين است و از گناه شما انشاءالله در مي گذرد و از شما مي خواهم که از عيب جوئي ديگران دست برداريد و کمي به فکر عيبهاي خود باشيد و اينقدر گناهان ديگران را به دوش خود نکشيد و اينقدر نگوئيد فلاني چنين است فلاني چنان است شما نقطه ضعفهاي خود را بر طرف کنيد زيرا فرداي قيامت هر کس را به جرم گناهاني که مرتکب شده است مؤاخذه مي کنند و کسي بار گناهان کسي ديگر را به گردن نمي گيرد . مرگ عيش بگور خويش فرصت ... کس نيارد تو پيش فرصت . به هر حال امروز ديگر من در ميان شما نيستم و با کوله باري از گناه از ميان شما رفته ام از شما فاميل و دوستان تماماً از کوچک تا بزرگ از پير تا جوان با هر کس که با هم سلام عليک داشتم يا نداشتم و يا هر کس ديگر تمنا دارم خواهش مي کنم التماس مي کنم هر گناهي حق الناس چه کبيره و چه صغيره نسبت به شما مرتکب شده ام مرا حلال کنيد و ببخشيد و حلال کنيد از ته دل من را حلال کنيد همسرم ... من تو را بخشيدم پدر و مادر مهربانم مرا که از کوچکي تا زماني که زنده بودم و ميدانم جز سختي و اذيت چيز ديگر براي شما نداشته و بودم حلال کيند . من شما را بخشيدم ، پدر و مادر اگر شما من را نبخشيد و حلال نکنيد من به عذاب ابدي دچار خواهم شد من را به خاطر هر گناهي آشکار يا پنهان که مرتکب شدم بيامرزيد برادر و خواهرانم من را به خاطر اذيت ها يا بديهائي که به شما کرده ام حلال کنيد من شما را حلال کردم . من واقعاً خيلي دلم مي خواست که شهيد بشوم اما نمي دانم زندگيم در مردن ختم مي شود يا در شهادت بالاترين و زيباترين نوع مرگ است زيرا شهيد به درجه الله نظر مي کند . و اين را براي او بهترين و بالاترين است و ديگر سئوال و جواب ندارد و خدا ضامن اوست و خدا بهترين ضامن براي اوست ديگر عرضي ندارم من همه ي شما را حلال کردم اميدوارم شما هم من را حلال کنيد از ته دل من را حلال کنيد و براي من هر وقت که توانستيد يک حمد و سه سوره بخوانيد. اميدوارم خدا شما ومن را بيامرزد و ما را شامل رحمت بي انتها خود قرار دهد . آمين اين وصيت نامه را در هنگام ختم مرگم براي همه بخوانيد : خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار منتظري نستوه محافظت بفرما ، آمين . بدهي مادي و معنوي در برگ جداگانه ذکر شده است
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید