بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه آزاده شهيد محمد مقني زاده
شهيد در تاريخ 18/ 4/ 1365 براي انجام وظيفه سربازي به يگان 88زرهي زاهدان اعزام وراهي جبهه هاي نبرد شدند.ايشان در اواخر دوران سربازي به وسيله نيروهاي عراقي دچار حمله شيميايي مي شوند وبعد از آن به اسارت نيروهاي عراقي درآمده وتامدتي جز مفقودين بودند به گفته مادر ايشان در آن زمان که خبري از وي نداشتند حضرت امام خميني(ره)به خواب ايشان آمده ونويد آزادي فرزندش را به او مي دهد که نگران نباشيد.بعد از مدت کوتاهي خبر اسارت وي به خانواده اش داده مي شود به گفته دوستان شهيد در اسارت به بيماري سختي دچار مي شود وبا امکانات کم مداوا مي گردند.خصوصيات اخلاقي شهيد نشان از مظلوم بودن وسربه زير بودن ايشان که کمتر صحبت مي کردند داشت کمتر پيش مي آمد که عصباني شوند بيشتر مواقع لبخند بر لبانش جاري بود تنها چيزي که مي توانست او را عصبي کند غيبت کردن بود که هميشه ما را در مجلسي که باب غيبت در آن باز شده منع مي کردند.ايمان و اعتقاد به خداوند وارادت به اهل بيت او از مشخصه اين شهيد بزرگوار بود.ايشان در تاريخ 22/ 2/ 73 مرا به همسري با خود در آوردند واز ايشان فرزند پسر به نام محسن دارم در طي چند سال زندگي مشترک با ايشان مي ديدم که هرگاه که مشکلي براي دوستان واطرافيان پيش مي آمد به حل آن مي پرداخت ودر حد توان کمک مي نمود در اين مدت که با وي زندگي کردم دست و پنجه نرم کردن با بيماري که با خود به همراه داشت را مي ديدم که هيچ گاه گله اي نمي کرد وهمه را به جان مي خريد وتحمل مي کرد تا اينکه در بهار1380 به علت تنگي نفس شديد در بيمارستان شهرستان ني ريز بستري که بعد از گذشت يک هفته به شيراز اعزام شدند ودوره درمان با شيمي درماني وراديوتراپي را آغاز کردند که بعد از گذشت 6ماه پياپي دوره درمان بالاخره در صبح روز چهارشنبه 28شهريور1380به شهدا پيوستند.روحش شاد-يادش گرامي.