محمد رضا اسلامي جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند میرزا بابا
تاریخ تولد
۱۳۴۲/۰۷/۰۷
تاریخ شهادت
۱۳۶۲/۰۸/۱۳
محل شهادت
خاک عراق
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
محل دفن
گلزار شهدای شیراز
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم : زندگي نامه طلبه شهيد برادر محمد رضا اسلامي : عضو بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي : ً و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون . مپنداريد کساني که در راه خدا به شهادت مي رسند مرده اند بلکه زنده هستند و در نزد خدا متنعم خواهند بود . يک بار ديگر دست جنايتکار ابرقدرت آمريکا و شوروي و ديگر دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين و ارزش هاي انساني ، از آستين جنايتکار مزدوري به نام صدام به در آمده توسط عمال بعثي اش يکي ديگر از جوانان برومند اسلام و سربازي راستين از لشکريان امام زمان ( عج ) را به خاک و خون غلتاند . اما فرياد پر خروش او هنوز در گوش ها طنين انداز است که مي گفت : ديگر شهادت منتهاي آرزوي رزمندگان اسلام نيست که شهادت در عروق جريان دارد و به قول آن بسيجي چهارده ساله اصفهاني آخرين آرزوي من برافراشته شدن پرچم اسلام بر فراز کاخ ظلم واشنگتن است . به اميد آن روز ، فرازهائي از زندگي نامه و وصيت نامه شهيد محمد رضا اسلامي را در اين جا مي آوريم . اميد که درس عبرتي براي کساني که هنوز در خواب غفلت به سر مي برند و تذکري براي پويندگان طريقش باشد . برادر شهيد محمد رضا اسلامي به سال 1340 در خانواده اي مؤمن و روحاني در شهر شيراز ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدائي را همراه با فقر شديد و مشکلات فراوان زندگي در مدرسه حشمت شيراز با اشتياق تمام به پايان برد . در مدرسه از نظر اخلاق ، رفتار و خصوصاً فراگيري تعاليم مذهبي نمونه بود . در اين دوران و نيز بعد از آن ، خانواده در آموزش تعاليم اسلامي براي جهت دادن به روح و فکر شهيد اسلامي و ضربه ناپذير ساختن ايشان در مقابل افکار التقاطي و فساد شديد موجود در جامعه که توسط رژيم منحط پهلوي اشاعه مي يافت تلاش فراوان نمودند و بدين ترتيب شهيد اسلامي در کودکي با تلاش خانواده ، در مسير هدايت هر چه بيشتر و توجيه احکام اسلام و آشنا شدن به احکام قرآن ، قرار گرفت . شروع تحصيلات دوره راهنمائي ايشان مقارن بود با اوجگيري انقلاب اسلامي به رهبري زعيم عالي قدر حضرت امام خميني و فعاليت شهيد اسلامي در مبارزه عليه رژيم منحوس پهلوي نيز از اين زمان آغاز مي گردد . او در مدرسه مرتب به روشنگري دانش آموزان نسبت به مظالم رژيم شاهنشاهي و وظيفه اشان در قبال آن مي پرداخت . او بارها باعث به تعطيلي کشيده شدن کلاس ها و بالاخره مدرسه گرديد و از طرف بعضي معلمين معلوم الحال و وابسته مورد تهديد قرار گرفت . در جريان حمله مزدوران ساواک به امت شهيد پرور در مسجد نو ( مسجد الشهداء ) که منجر به شهادت چند تن از برادران مسلمان گرديد او نيز مورد ضرب چماق و باتوم هاي جلادان رژيم شاه قرارگرفت و مجروح شد اما کوچک ترين خللي در اراده پولادين وي وارد نيامد . در جريان واقعه مسجد حبيب نيز که منجر به شهيد و مجروح شدن تعدادي از جوانان بي گناه ملت مسلمان گرديد او نيز فعالانه شرکت داشت و به کمک مجروحين و مصدومين واقعه مي پرداخت او در اين واقعه نيز با اهداء خون خويش به برادران مسلمان رزمنده خويش در اوان پيروزي انقلاب اسلامي وفاداري خود را نسبت به اسلام و قرآن نشان داد . با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي و استقرار جمهوري اسلامي ، در زماني که گروه هاي ضد انقلاب مطامع خويش را در خطر ديدند و به دست و پا افتاده با سلاح هاي آمريکائي و روسي به ترور شخصيت هاي ارزشمند روحاني و مبارز ما پرداختند او بيش از هر زمان و قاطعانه به افشاء گري عقيدتي و سياسي ايشان مي پرداخت و در اين رابطه سخت تلاش مي نمود . در سال 58 وارد دبيرستان گرديد و اين بار با شور و هيجاني که ناشي از پيروزي حق بر باطل بود به فراگيري دروس مشغول گرديد . بابر پا شدن غائله کردستان توسط حزب منحله دمکرات و کومله و ديگر خائنيني چون عزالدين و قاسملوها و گروهک هاي ضد خلقي وابسته به ابرقدرت ها و نيز به تبع آن ، شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران اسلامي ، شهيد اسلامي سنگر مدرسه را به سوي حوزه علميه ترک نمود و در حوزه به کسب معارف اسلامي پرداخت تا براي مقابله با دشمنان قسم خورده اسلام هر چه پر مايه تر آماده گردد . پس از مدتي تحصيل در حوزه ، با بالا گرفتن کار جنگ و نيز فرمان امام مبني بر توصيه به جوانان جهت عزيمت به جبهه هاي نبرد او نيز هم چون ساير جوانان رزمنده با لبيک گفتن به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان اين بار نيز حوزه را به سوي کربلاي ايران ترک نمود . او چهار بار به جبهه رفت و در دو حمله بزرگ سپاهيان اسلام ( رمضان و محرم ) عليه لشکريان کفر شجاعانه جنگيد و در آخرين بار در جريا عمليات والفجر چهار در جبهه غرب در حال پيش روي شربت شهادت نوشيد و به لقاء الله پيوست . روحش شاد و راهش جاودان باد . والسلام .
بسمه تعالي : متن وصيت نامه برادر شهيد محمد رضا اسلامي : و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا ، بل احياء عند ربهم يرزقون . اين وصيت نامه عبد عاصي محمد رضا اسلامي است : 1- از پدر و مادر خويش مي خواهم که در صورت شهادت من براي مرگم گريه نکنند ، بلکه بر حسين ( ع ) بگريند . 2- جسدم را در تکه شهداي شيراز دفن کنند 3- مدت 5/1 سال نماز براي من خوانده شود ( البته با عرض معذرت ) 4- مدت 5/1 ماه روزه خواهشمند است که براي من گرفته شود . 5- از تمام دوستاني که از من بدي و گناهي ديده اند ، پشت سرشان غيبت کرده ام ، از آن ها بدگوئي کرده ام و .... مرا حلال کنند . و هم چنين از تمام اساتيد حلاليت مي طلبم . 6- مقداري پول بعضي از دوستان از من طلب دارند که از پدر و مادرم خواهشمندم که آن هارا از بودجه فروش کتاب هايم يا ... بپردازند . 7- برادراني که از من طلبکارند خواهشمندم که به حجره ام مراجعه کنند 8- و ... برادران عاجزانه از شما مي خواهم که اخلاق اسلامي را رعايت فرمائيد وحدت ، وحدت ، وحدت را . به اميد گسترش انقلاب اسلامي و ايجاد اتحاد جماهير اسلامي در سرتاسر جهان به رهبري امام زمان ( عج ) . والسلام .