عنایت اله رحیمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند محمد
تاریخ تولد
1342/11/01
تاریخ شهادت
1360/09/25
محل شهادت
تنگه حاجیان گیلانغرب
محل تولد
فارس - قیروکارزین - بیان(فتح آباد)
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عنايت الله رحيمي
شهيد عنايت الله رحيمي در سال 1342 در يک خانواده کشاورز در روستاي بيان ديده به جهان گشود روزهاي کودکي وي گذشت و کلاس او ابتدايي تا پنجم در همان روستا به پايان رساند و بعد از دوران ابتدايي از کلاس اول راهنمايي تا کلاس سوم نظري که در شهر قير و سال چهارم نظري در شهرستان جهرم مشغول تحصيل بود که در تاريخ 10/8/1360 به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان خميني بت شکن پاسخ گفت و با برادر بزرگترش بنام کرامت الله رحيمي که او هم همسنگر مدرسه اش بود راهي جبهه جنگ حق عليه باطل شدند و هر دو در جبهه گيلان غرب مشغول جهاد با کفار بعثي شدند و تا روز شهادت با توکل به خداي بزرگ و با اعتقاد راسخ به مکتب حسين بن علي(ع)جنگيدند و تا اين که سحرگاه روز 29/9/1360 در تنگه حاجيان بر اثر ترکش خمپاره از ناحيه سر زخمي و چند روز بعد در يکي از بيماستان هاي غرب کشور به خيل شهيدان پيوست و با شهادت خود جبهه گيلان غرب را مستحکم تر و وفاداري خود را به اسلام و قرآن و امام امت ثابت نمود.خصوصيات شهيد:اين برادر شهيد قبل از شهادتش در طول انقلاب در پيشبرد اهداف جمهوري اسلامي فعاليت هاي چشمگيري داشت و در تمام راهپيمائي ها و مجالس مذهبي شرکت مي نمود و در پخش اعلاميه ها و لاکاردها با ديگر برادران حزب الهي همکاري مي نمود و هميشه دوستان و همکلاسي ها را به وحدت و احترام به بزرگ تر ها و کمک به بينوايان دعوت مي نمود و عاشق اسلام بود و هيچگاه نماز و روزه و واجبات الهي را ترک نمي نمود و در ايام بيکاري بيشتر به مطالعه مي پرداخت و نتيجه مطالعات و برداشت خود به ديگران ياد مي داد و در جمع آوري هداياي مردم به جنگ زدگان و جبهه ها پيش قدم بود و هرگاه بينوا و سرگرداني را مي ديد بلافاصله در صدد ياري او بر مي آمد و جوان بسيار مؤدب و مؤمني بود که کمتر حرف مي زد و بيشتر فکر مي کرد و معتقد به عمل بود و نه شعار در موقع نصيحت به دوستان و همسايگان اين جمله را زياد تکرار مي کرد که اگر نارسائي و کمبودي از دولت جمهوري اسلامي مشاهده مي کنيد اين را به حساب اسلام و امام و جمهوري اسلامي نياوريد و معمولاً بعد از هر انقلاب کمبود هائي بوجود مي آيد و قلبش براي اسلام مي طپيد و در اطاق مطالعه و کتاب خانه اش عکس هاي فراواني از امامت و ديگر شهداي انقلاب به چشم مي خورد او جوان کارگر و زحمتکش بود که دسترنج خودش بيشتر در امور خيريه و غيره خرج مي نمود.والسلام روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد عنايت الله رحيمي
پدر و مادر عزيز خواهران و برادرانم سلام ـ ممکن است وقتي که شما اين وصيت نامه را مي خوانيد ديگر نباشم و از حالت مادري که دارم خارج شده باشم چون براي يک مسلمان که انشاءالله لياقتش را داريم که جزو افراد اين دسته باشيم مرگي وجود ندارد و اين حالت تحولي بيش نيست اميدوارم زياد بي تابي نکنيد که اين کار از اجر شما مي کاهد انسان براي (بقول تو پدر)گذراندن امتحان در اين جهان آفريده شده و تمام کارها و مسائل براي امتحان انسان است و فرزند دار شدن هم جزئي از اين امتحان مي باشد امانتي است پيش شما از طرف خداوند که در موقع لزوم آن را بايد پس دهد وانگهي اين مرحله براي همه مي باشد.انا لله و انا اليه راجعون.پس چه خوب است آدمي در راه خدا از اين مرحله بگذرد.و خواهش من به مادر عزيزم اين است که مادر جان بعد از شنيدن خبر مرگ من خواهش مي کنم اشک نريزيد به خواهرانم هم بگوئيد در سوگ من اشک نريزند زيرا امام بزرگوارمان در سوگ فرزندش اشک نريخت چون مي دانست رضاي خداوند در اين امر مي باشد.مادر جان مرگ من در راه اسلام و قرآن شايد جوششي در جوانان بوجود آورد و اميدوارم که اين قطره خون بي ارزش من براي باروري انقلاب اسلامي جانمان مورد پذيرش آقاي ولي عصر(عج) و نائب او امام خميني قرار گيرد.والسلام