کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
21:24
محمداسمعیل قناعت پیشه سنانی

محمداسمعیل قناعت پیشه سنانی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند علی محمد

تاریخ تولد
1343/07/04
تاریخ شهادت
1362/08/07
محل شهادت
سردشت آذربایجان غربی
تحصیلات
دیپلم
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده دسته
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه برادر شهيد اسماعيل قناعت پيشه
السلام عليک يا ثارالله وابن ثاره
السلام عليک يا ابا عبداله
السلام عليک يا انصار رسول الله
اسلام عليک يا انصار ابا عبداله
خط سرخ شهادت خط آل محمد و علي است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگوار و به پيروان خط آنان به ارث رسيده است. در صحنه هميشه نبرد حق و باطل و پيکار نيروهاي توحيدي با ايادي شرک و کفر هماره جبهه ها از خون سرخ عاشقان لقاء اله رنگين بود،در روند تکامل هستي شهيدان با نثار آگاهانه خون خويش به معراج عشق صعود کرده اند و سجود ساليان دراز را که گواه بنده محض درگاه حق بودن ايشان است با سجده خالصانه آخرين بر پيشگاه احديت عينيت و جاودانگي بخشيده اند فرزندان هابيل از آغاز خلقت در همه صحنه هاي جدال براي تحقق حکومت توحيد جان فدا کردند ياران امروز خميني پيروان کوچک حسين (ع) مي باشند که به نداي "هل من ناصر ينصرني" پاسخ ميگويند.و شاگردان مکتب عشق گروه گروه ميروند تا بار ديگر تاريخ کربلا را زنده کنند آنها همانند مولاي شهيدان حسين(ع) در ميدان مبارزه بسان شيري دلير و طوفنده ميخروشند آنها بيرقهاي برافراشته و سرخ را در درست ميگيرند و به فرمان حسين زمان خويش نداي "هاجرو ا و جاهدوا في سبيل اله با موالهم و انفسهم "را لبيک ميگويند و اينک بار ديگر يکي از شيران مردان پيروز خلعت عنايت خداوند را برتن پاک و مطهرش کشيدو با شهادت در راه الله به آرزويش واصل شد آري شهيد محمد اسماعيل قناعت پيشه در سال 1343 دريک خانواده مذهبي پا به عرصه وجود گذاشت با تولد اين نوزاد نور اميدي در دل خانواده بوجود آمد و شاديهاي زيادي براي پدر و مادر خود به ارمغان آورد نام اين کودک را محمد اسماعيل گذاشتند پس از طي دوران طفوليت براي تحصيل به دبستان طالقاني (داريوش سابق) رفت و پس از گذارندن دوران ابتدائي براي تحصيل روانه مدرسه راهنمائي شرف شد شهيد هميشه در کارها به مردم کمک ميکرد و درکار کشاورزي هم پدر خود را ياري مينمود نوجواني بود فهميده تمام کارها با مشورت ديگران انجام ميداد کارش مرتب و با برنامه بود هميشه در کارهايش دقيق بود و در مجالس مذهبي شرکت ميکرد تا اينکه در سال 1356 صداي آرامبخش امام به گوش اسماعيل رسيد در تظاهرات و راهپيمائيها شرکت ميکرد با پخش اعلاميه هاي و گوش دادن به سخنرانيهاي سودمند خود را براي آينده اي نه چندان دور آماده ميکرد در طول انقلاب هميشه ارگانهاي انقلابي را ياري ميکرد، در انقلاب سوم نقش بسزايي براي رسوا کردن چهره منافقين داشت در بحثها هميشه از اسلام و روحانيت بخصوص ولايت فقيه دفاع ميکرد و براي ادامه تحصيل وارد دبيرستان اسلامي شد، در انجمن اسلامي دبيرستان فعاليتهاي چشمگيري داشت،معلمها اکثرأ به شهيد علاقه زيادي داشتند رفقا بعلت فعاليتهاي مستمر او را دوست داشتند ،در کارهاي مربوط به مدرسه با شهيد مشورت ميکردند طولي نکشيد که صدام جنايتکار به سرکردگي امريکا به ايران اسلامي حمله کرد،شهيد براي دفاع از اسلام و ناموس و دين خود روانه جبهه ميشود و در آزادسازي خرمشهر نقش بسزايي داشت و بالاخره پس از چند بار جبهه رفتن در سردشت در درگيري با منافقين از خدا بيخبر دمکرات به آرزوي ديرينه خود رسيدو به معبود خويش پيوست.معبودا به دخترک عزيز از دست داده به مادران در راه نشسته ،به پدران رخ از غم چروکيده به ياران همسنگر ،به هره که ميداني هست و براي بنده هايت عزيز است ،به قلم که مينويسد به که ميآيد و به فجر که از دل سياه شب راه روشني را طي ميکند به خوبي و نيکيها قسمت مي دهيم که پاسداران ما را نگهدار و انقلاب را تداوم و امام مارا طول عمر و مردم را صبرو شکيبايي و امت را دلاوري و ايمان و دشمنان ما را رو سياهي و پليدي عطا کن .آمين
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید