کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
21:21
کرامت کاتبی جهرمی

کرامت کاتبی جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
1342/08/01
تاریخ شهادت
1360/09/08
محل شهادت
دشت آزادگان بستان
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
ولا تحسبن الذين في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون.
رزمنده شهيد کرامت الله کاتبي فرزند محمد کاتبي در سال 1342در يک خانواده مذهبي در شهر جهرم متولد شد. تحصيلات خود را در دبستان دهباني جهرم به پايان رسانيد و تا سال اول راهنمايي بيش به تحصيل خود ادامه نداد. چون علاقه زيادي به کارهاي دستي نشان مي داد و در اين زمينه آثار هنري زيادي از خود باقي گذاشت .و در اين مواقع پدرش که يک کفاش بود از دست داد .پس از پايان دوره راهنمايي به کمک برادران خود در کنار برادر ديگرش عنايت کاتبي به شغل دوزندگي اتومبيل مشغول گرديد. شهيد علاقه زيادي به افسران رژيم گذشته و حتي شب ها به خانه خود دعوت مي کرد. اين افسران و از عملي که روز قبل مي خواستند انجام اهند آگاه مي کرد و اين شهيد هميشه زنده با دوستان خود به مردم مي فهماند که فرد ارتش فلان کار مي خواهند بکنند.و اگر روزي قصد کشتن مردم را داشتند افسران رژيم گذشته به کرامت اطلاع مي دانند. و آن ها علاقه زيادي به کرامت داشتند.سربازان رژيم تاجي را که نزديک فلکه و طي بود به پايين بياورند که با اين کار مردم را به طرف خود جلب کنند. ولي کرامت از اين موضع خبر داشت و به مردم فهماند. هيچ وقت نماز خود را ترک نمي کرد.و هميشه به عبادت خدا مشغول بود و از جمله کارهاي او اين بود که به همراه ديگر دوستان و بستگانش در بسيج جهرم ثبت نام نمود و به آموختن تعليمات نظامي پرداخت چون فکر به جبهه بود .در همين موقع به عده اي از دوستانش براي اعزام به جبهه ثبت نام نمود در همين مدت بود که بر اثر تصادف با موتور سيکلت يک پايش شکست و به مدت يک ماه در خانه بستري شد. و خيلي ناراحت بود که اين طور اتفاقي برايش افتاده و رفتن به جبهه برايش به تاخير افتاده هنوز پپايش کاملا خوب نشده بود که به جبهه اعزام شد و در آخرين پيامش به ملت ايران سفارش نمود که اگر بچه هاي شما قصد رفتن به جبهه را دارند آهنگ دفاع از اسلام و قرآن را مي زنند مزاحمت براي آنان فراهم نکنيد و اجازه دهيد که به جبهه اعزام شوند و از حريم اسلام و قرآن ناموس وطن دفاع کنند. هنوز مدت زيادي از عمر اين جوان فداکار نگذشته بود که همراه با ديگر دوستان رزمنده اش به سوي بستان حرکت کردند. پس از طي دوره آمادگي کافي در جهرم تعليمات لازم در اهواز در شب فتح بستان در شب فتح بستان در آن هواي سرد باراني زير باران گلوله هاي و خمپاره ها مسوليت حمل شهداء و مجروحين را عهده دار مي شود. و تا آخرين لحظات زندگي او را با همراه ديگر ياران مي بينند ولي فرداي آن روز اثري از او مشاهده نمي شود.پيکر پاک و مطهر اين شهيد را پس از حدود چهل روز در بيابان هاي خوزستان پدا مي کنند و به جهرم منتقل مي نمايند. در روز 16دي ماه 1360به مراه دو شهيد عزيز ديگر محمد جواد بهمني و عبدالهي ميان احساسات پر شور مردم غيور جهرم تشيع و در قبرستان رضوان در کنار ساير شهداي انقلاب اسلامي دفن مي شود .هم اکنون نيز در جبهه هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران هر روز و هر ساعت اين سرزمين عده اي شهيد تقديم و به خداي تبارک تعالي مي نمايد. و بدين ترتيب پايه اي انقلاب اسلامي را در ايران محکمتر مي کند و نهال اسلام را که در ايران روئيده است با خون شهداء آبياري مي نمايد. و ثمره آن را که جمهوري اسلامي است به جهان صادر مي کند .شعاري که در اوائل انقلاب اسلامي ايران بسيار گفته مي شد اين بود: ((در بهار آزادي جاي شهداء خالي ))بله اما شهيدان که نمرده اند بلکه آن ها زنده اند و در نزد خود روزي مي خورند روحش شاد و يادش گرامي باد .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید