کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
23:15
عبدالرسول کارگرفرد

عبدالرسول کارگرفرد ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند مرتضی

تاریخ تولد
1345/04/08
تاریخ شهادت
1363/12/25
محل شهادت
شرق دجله (بصره)
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
تخریب
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه شهید عبدالرسول کارگر فرد . شهید عبدالرسول کارگر فرد فرزند مرتضی در سال 1345 در شهرستان جهرم به دنیا آمده او تا کلاس پنجم ابتدایی را در دبستان امیر کبیر گذارند و سپس به خدمت سپاه پاسداران در آمد . وی 5 سال در سپاه بود . زمانی که جنگ شروع شد در سپاه مشغول شد و اواخر سال پنجم حضورش در سپاه بود که برای بار آخر عازم جبهه شد او به دفعات به جبهه رفته بود اما به خانواده خبر نداده بود . عبدالرسول از کودکی بسیار با خدا بوده و به خدا و احکام خداوند بسیار واقف بود . وی حتی با وجودد سن کمش هنگام غیبت کردن به همه تذکر می داد ایشان بنا به گفته ی همسایگان بسیاری انقلابی بودند و بی ریا و به طوری که دوست نداشتند هیچ کس حتی پدر و مادرشان از کارهایشان مخصوصا کمک به دیگران ، جبهه رفتن و مشغول شدن در سپاه خبردار شوند . او حتی زمانی که مادرش از آستر بودن خانه گله می کرد به مادرش می گفت : مادر خانه هر طوری باشد جهنم نیست دنیا فایده ای ندارد مهم آخرت است و شهید عبدالرسول از وقتی که خود را شناخت در پایگاه مسجد امام حسین در قسمت فرهنگی فعالیت می نمود و با دستوارت تشکیل بسیج مستضعفین توسط امام خمینی (ره) در گروه حر مسجد امام حسین (ع) مشغول به فعالیت شد و همان طوری که قبلا ذکر گردید با شروع جنگ وارد سپاه شد . شهید کارگر فرد در جبهه در قسمت تخریب مشغول به فعالیت بودند تا این که در یکی از همین فعالیت ها که به منظور منهدم کردن یک پل بود در عملیات بدر در سال 1363 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند . جسد ایشان پس از 10 سال در سال 1373 به آغوش خانواده برگشت . روحش شاد و یادش گرامی باد . والسلام

بسم الله الرحمن الرحيم. سوره توبه آيه 51 تا 53. قل هل تربصون بنا الا احدى الحسين و نحن نتربص بك ان يصيبكم الله بعذاب من عنده او بايدينا فتربصوا انا معكم متربصون. قل انفقوا حلوعا او كرها لن يتقبل منكم انكم كنتم قوما فاسقين. بنام خداوند بخشنده مهربان: بگو اى پيغمبر كه شما منافقان جز يكى از دو نيكويى (بهشت و يا فتح) چيزى مى توانيد بر ما انتظار بريد؟ نمى توانيد ولى ما درباره شما منتظريم كه از جانب خدا به عذاب سخت گرفتار شديد (بدوزخ و عذاب ابد درافتيد) يا بدست ما هلاك شويد بنابراين شما در انتظار باشيد كه ما هم مترصد و منتظر كار شما هستيم. بگو (؟؟؟) كه شما منافقان كه شما هرچه انفاق كنيد چه از روى ميل و چه كراهت هرگز از شما پذيرفته نخواهد شد. شما مردمى ستمگر بوديد كه سخت به فسق خوى گرفته ايد. بنام الله: پاسدار يگانه حرمت خون شهيدان و با سلام و درود به منجى عالم بشريت امام زمان و نائب بر حقش حسين زمان رهبر كبير انقلاب اسلام جهان حضرت آيت الله روح الله الموسوى الخمينى و با سلام و درود به شهيدان، مجروحين، معلولين، مفقودين .جسدها، مفقودين، اسيرها، و اسيران و با سلام و درود به خدمتگزاران جمهورى اسلامى ايران مخصوصا امام جمعه عزيز شهرمان حضرت حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاى سيد حسين آيت الهى و سلام و درود به ملت شهيدپرور جهرم كه پيوسته به جبهه ها اعزام
مى شوند سلام عليكم: سلام بر ملت شهيدپرور و هميشه در صحنه مبارزه ايران به گفته امام صادق (ع) ما ينبغى لامر مسلم ان بيت ليله الا وصيته تحت رأسه. سزاوار نيست كه مردم مسلمان شبى را سپرى كند مگر اينكه وصيت نامه او زير سرش باشد. بنده هم بر خود واجب و لازم دانستم كه وصيت نامه ام را بنويسم. بنده حقير كوچكتر از آن هستم كه بخواهم براى ملت شهيدپرور هميشه در صحنه ايران پيامى داشته باشم. اين ملت راه خودش را پيدا كرده است پيامى داشتم براى دوستان و هم سن و سالم برادر عزيز يادت هست كه پيش از انقلاب مردم جهرم با جلسات ابا عبدالله الحسين (ع) برادران روحانى كه روضه ابا عبدالله الحسين مى خواند و در روضه اش مى گفت كه در جنگ ابا عبدالله الحسين (ع) با كفر فرياد مى زد هل من ناصر ينصرنى آيا كسى هست مرا يارى كند؟ كى به ياريش نمى شتافت و ما هم كه در آن جلسه روضه حضور داشتيم با خود مى گفتم كه اى كاش در دوران ابا عبدالله الحسين (ع) بوديم و به ندايش لبيك مى گفتيم. بعد از 1400 سال اين كاروان حركت مى كند حسين زمان امام امت خمينى بت شكن دارد دعوت مى كند كه هركس توانايى رزمى دارد بر او واجب كفائى است كه جبهه ها را پر كند. برادر از كاروان عقب نمانيد برادر بيا در اين كاروان شركت كن به شرطى كه روزى بيايد و پشيمان شوى كه چرا من از كاروان عقب ماندم پشيمانى هم سودى ندارد از كليه برادرانى كه توانايى رزمى دارند مى خواهم كه جبهه ها را تقويت كنند كه تقويت اسلام هست. از پدران و مادران مى خواهم كه سختگيرى نكنند و جلوى فرزندشان را نگيرند. ما همه از سوى خدا آمده ايم و به سوى او بازخواهيم گشت. چه بهتر كه در راه خودش و براى رضاى خودش باشد. از برادرانى كه در شهر مى باشند تقاضا مى كنم كه در صحنه باشند كه هر لحظه منافقين از خدا بى خبر كه منتظرند كه ضربه بزنند چونكه از اين انقلاب ضربه بزرگى خورده اند. برادر و خواهرانم از شما مى خواهم كه در نماز جمعه و جلسات مذهبى و روضه خوانى ابا عبدالله الحسين (ع) شركت كنيد. وحدت داشته باشيد همين وحدتها است كه پشت آمريكا را بلرزه درآورده. امام جمعه عزيزمان را تنها نگذاريد گوش به حرف امام جمعه باشيد كه اطاعت از امام جمعه يعنى اطاعت از امام عزيز نكند خداى ناخواسته دل امام جمعه عزيز ما كه جانم به قربانش به درد بياوريد كه دل مادران شهدا به درد آورده ايد. پيامم براى خواهرانم كه اين پيام بنده نيست پيام تمام شهدا است.
اى زن از فاطمه به تو اينگونه خطاب است ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است. خواهرم حجاب، حجاب، حجاب. از مسئولين ادارات مى خواهم كه وقتى مراجعه كننده مى آيد آنقدر كاغذبازى سرشان در نياورند تا آنجا كه مى شود كارشان را برايشان انجام دهند و در آخر از برادران دانش آموز
مى خواهم كه درسشان را ترك نكنند ببينند بنده چطور وصيت خودم را نوشته ام براى چه براى اينكه سواد چندانى ندارم و از ملت شهيدپرور مى خواهم كه گوش به فرمان امام باشند. سلام بنده حقير به امام عزيزمان حضرت آيت اله العظمى امام روح ا... الخمينى برسانيد. سلام بنده حقير را به امام جمعه عزيزمان حضرت حجه الاسلام و المسلمين آيت الهى برسانيد. سلام بنده حقير را به خانواده شهدا برسانيد. سلام بنده را به خانواده مفقودين، اسراء برسانيد. سلام مرا به معلولين و مجروحين برسانيد. الآن كه وصيت نامه مى نويسم برادران آرپى جى زن مهمات گرفتن و برادران تك تيراندازهم آمده اند مهمات گرفته و آماده فرمان فرمانده هستيم كه بگويند حركت كنيم. حقير هم كه خاك پاى رزمندگان به حساب نمى آيم تخريب چى هستم. خداحافظ التماس دعا.

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید