کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 23 مرداد 1405
00:21
محمو د کلوخی جهرمی

محمو د کلوخی جهرمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند غلام

تاریخ تولد
1343/08/07
تاریخ شهادت
1363/02/08
محل شهادت
دشت آزادگان بستان
محل تولد
فارس - جهرم - جهرم
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمود کلوخي : پاسدار شهيد محمود کلوخي در تاريخ هفتم آبانماه 1343 در شهرستان جهرم ديده به جهان گشود بعد از مراحل طفوليت در سن شش سالگي وارد دبستان شد و بعد از طي دوران ابتدايي جهت ادامه تحصيل به مدرسه دهباني قدم نهاد کلاس سوم راهنمايي بود که انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني اوج گرفت و به صورت تظاهرات در خيابانها ادامه يافت محمود عزيز نيز چون ديگر اقشار امت حزب الله و امواج خروشان دانش آموزان پاي به صحنه پر خروش انقلاب گذاشت و فداکاريهاي بسياري از خود نشان داد تا اينکه انقلاب به پيروزي رسيد شهيد محمود پس از پيروزي انقلاب و با شروع اول سال تحصيلي وارد دبيرستان شهيد مطهري گرديد و مشغول درس خواند در اين سنگر مقدس شد او همچنان که درس مي خواند به تلاش پيگير و مستمر خود جهت استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي نيز ادامه مي داد و به محض تشکيل ارتش بيست ميليوني به فرمان حضرت امام و همچنين تشکيل گروهاي مقاومت بسيج در مساجد وارد گروه مقاومت گرديد و در آنجا مشغول فعاليت شد شهيد محمود اکثر شبها را تا صبح به محافظت و حراست از شهر در خيابانها مي گذراند زهد و تقوا و مظلوميتش باعث گرديد که در مدت کوتاهي مسئوليت يکي از گروههاي مقاومت به اين شهيد واگذار گردد او همچنان به فعاليت خويش ادامه مي داد تا اينکه سال دوم دبيرستان بود که جنگ تحميلي عراق عليه ايران اسلامي آغاز شد وي چند بار تصميم گرفت سنگر مدرسه را رها و به سنگري مقدس تر پا گذارد اما بعلت سن کم او را ثبت نام نمي کردند وي همچنان در تکاپو بود تا ببيند چه وقت موفق به جبهه رفتن مي شود تا اينکه در تاريخ 6/1/1361 تصميم گرفت به جبهه برود وي پس از طي يک ماه اموزش در کازرون در تاريخ 7/2/61 عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد و در فتح خرمشهر شرکت داشت و پس از گذراندن سه ماه در جبهه به جهرم بازگشت وي پس از بازگشت از جبهه به علت شرکت نکردن در امتحانات آخر سال موفق به قبولي نگرديد و بدين خاطر در مدرسه شبانه ثبت نام نمود وي روزها به کار نجاري مشغول بود و شبها به مدرسه مي رفت تا اينکه به علت کارهاي زياد روزانه و خستگي مفرط مجبور شد در مدت کوتاهي مدرسه را رها سازد و به همان کار نجاري ادامه دهد آري شهيد محمود همچنان روزها در تلاش و کار بود و شبها را در بسيج به حفاظت و نگهباني از امت حزب الله مي گذراند و اين وضع ادامه داشت تا اواخر سال 1362 که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از مشمولين به خدمت مقدس پاسداري دعوت به عمل آورد محمود به محض شنيدن اين خبر روح بلند پروازش دگر لحظه اي آرام نگرفت و تصميم خودش را در يک لحظه گرفت و با تبسمي به خانواده اظهار داشت که خدمت خويش را در سپاه پاسدارن بگذراند و بدين گونه بود که وي ضمن تکميل پرونده خويش با عده اي ديگر از برادران همرزمش در تاريخ 1/11/1362 عازم خدمت مقدس پاسداري گرديد و به دليل تجربه کامل در آموزشهاي نظامي به محض سازماندهي به منطقه کردستان اعزام گرديدند و در تاريخ 7/12/1362 دوباره عازم کربلاي غرب شد اين آخرين ديداري بود که خانواده با اين شهيد عزيز داشتند آري محمود عزيز شمعي بود که روشني بخش محفل ما بود و با خاموش شدن اين شمع خانه دل ما تاريک شد و قلبمان را داغدار ساخت اما بودن را در ماندن نمي دانست هميشه مي گفت بالاخره مي دانم بايد رفت نوبت ما نيز خواهد رسيد آري بدين گونه پس از رشادتهاي زياد مقاوم محمود را در آن خلدبرين صاحب شد و پس از شرکت در شش عمليات در قله هاي برف گير کردستان روح سبکبالش به ملکوت اعلي پيوست و پيکر و سرو قامتش در سحرگاه هشتم ارديبهشت ماه سال 63 به خون نشست و به آرزويش رسيد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید