بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه شهید مسعود لطفی
1-وضعیت تحصیلی شهید(نام و آدرس مدارسی که در آنجا تحصیل کرده است.)
وضعیت تحصیلی شهید مسعود لطفی علاوه برمشکلاتی که معمولا در روستا وجود دارد فقر خانوادگی نیز برآن اضافه می شد در عین حال با علاقه ای که به درس خواندن داشت وارد مدرسه شد واستعداد او نیز در تحصیل خوب بود ودر درس خواندن جدیت داشت ومانند دیگر بچه های روستا ضمن تحصیل در کارها به خانواده اش کمک می نمود او تا پنجم ابتدائی که در روستا دایر بود خوانده وبعلت اینکه مدرسه راهنمایی در آن زمان در روستا وجود نداشت ومی بایستی برای ادامه تحصیل به شهر برود وهزینه تحصیل در شهر برای خانواده اش مشکل بود از ادامه تحصیل باز ماند وترک تحصیل نمود.
2-توضیحی پیرامون وضع خانوادگی شهید:
شهید مسعود در خانواده ای روستایی متولد شد پدرش ناطور (دشت بان)است که از مزارع روستا نگهداری ونظارت می کند اوبسختی معاش خانواده را تامین می کند وخانواده ای زحمت کش وآبرومند هستند وبه انقلاب و اسلام اعتقاد فراوان داشته وهمیشه پشتیبان آن بوده اند وخواهند بود.
3-ویژگی های اخلاقی وعلمی و اجتماعی شهید:
او اخلاقی پسندیده و اسلامی داشت وهمه بخاطر این ویژگی اخلاقی او را دوست داشتند وبه همین علت دوستان فراوانی داشت همچنین او با سواد کم (پنجم ابتدایی)که داشت کتابهای زیادی می خواند او در همه امور اجتماعی شرکت داشت بخصوص امور مسجد وجشن صاحب الزمان که جای خالی او در سال اول جشن امام زمان بعد از شهادتش مشخص بود وهمه دوستان از او یاد می کردند او زحمات زیادی برای روستا کشید وهنوز هم جملات سخنان امام وشعارها که روی دیوارهای روستا نوشته است باقی مانده ویادگار اوست.
4-فعالیتهای اجتماعی-سیاسی-فرهنگی شهید قبل وبعد از انقلاب:
فعالیتهای او قبل انقلاب چون کم سن وسال بود چندان بیهوده است اما در هنگام انقلاب چون دیگر جوانان فعالیت زیادی می کرد وبا فریادها وشعارها همراه سیل خروشان امت اسلام بود وبعد از انقلاب در بسیج شرکت می کرد وتا مشغول سربازی شد داوطلب به خدمت پاسدار وظیفه ای به سپاه مراجعه کرد ومشغول خدمت گردید تا اینکه در آخرین روز خدمت به شهادت رسید.
5-تحولاتی که بعد از پیروزی انقلاب در زندگی شهید بوجود آمد:
با بوقوع پیوستن انقلاب اسلامی ودگرگون شدن جامعه او که دوران نوجوانی را می گذرانید با انقلاب و اسلام خومی گرفت وبا قلب پاک والهی رشد می کرد وتحول عجیبی در روحیه او ایجاد شده بود که او را به سوی تعالی وکمال پیش برد.
6-موضع گیریهای شهید در برابر گروهکها وضد انقلاب:
شهید مسعود معتقد صادقی به انقلاب وولایت فقیه بود وجای گروهکهاوفاسدان در قلب پاک او نبود وبعلت آنکه با دوستان خوب و معتقد به اسلام وولایت فقیه رابطه داشت یارویاور انقلاب بود وگروهکها وضد انقلاب را دشمن می دانست وعمل ناروای آنان را تصبیح می کرد.
7-نظر شهید درباره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران:
در جوانی با غیرت وبا شرافت بود ومسلما تجاوزگران بعثی را که ددمنشانه به خاک میهن اسلامی تجاوز کرده ومی خواستند به خیال خام خود انقلاب اسلامی را سرکوب کنند محکوم می نمود واعتقاد داشت که باید بانجام قدرت به مقابله برخاست وپیروزی رزمندگان را از خداوند خواستار بود ودعا می کرد واین را با نثار جانش در راه دفاع از آرمان مقدس انقلاب اسلامی به اثابت رسانید.
8-چگونگی وتعداد اعزام شهید به جبهه ها ونام جبهه هائی که در آن شرکت داشته است:
بعلت مشکلاتی که از نظر خانوادگی داشت قبل از سربازی موفق به جبهه رفتن نشد گرچه خیلی هم دلش می خواست به جبهه برود اما به مجرد اینکه مشمول خدمت شد عاشقانه به خدمت سربازی مشغول شد ودر چندین عملیات شرکت کرد ومدتی هم در جنوب ایران بندرعباس وبوشهر خدمت می کرد ومدتی هم در کردستان می جنگید ودوسال کامل خدمت سربازی نمود ودین خود را نسبت به انقلاب اسلامی وملت ادا نمود.
9-روحیه شهید پس از اعزام به جبهه وحملاتی که در آنها شرکت داشته است:
شهید روحیه بس عالی داشت وعشق وعلاقه فراوانی به جنگ حق علیه باطل داشت واز دوستی و برادری در جبهه سخن می گفت وجبهه را محل آرامش وآسایش خود می نامید او از حملات هایی که در آن شرکت داشته است سخن نمی گفت اما بدون تردید در این دوسال خدمت در عملیاتهای زیادی شرکت نموده است.
10-آخرین دیدار وخاطره وتوصیه شهید:
آخرین دیدار او20روز قبل از تمام شدن خدمت سربازی بود که به مرخصی آمد در مدت مرخصی اش اول به بوشهر رفته بود وبا دوستان همرزمش که قبلا با هم بودند دیدار کرده بود وبعد به خانه آمد در مدت مرخصی ماه مبارک رمضان بود وچند روزی که در خانه بود روزه می گرفت وهنگامی که خواست خداحافظی کند به ما گفت اگر از 20روز بیشتر طول کشید ناراحت نشوید که وقتی مرخص شدم می خواهم به زیارت امام رضا(ع)بروم واز مشهد برمی گردم.
11-چگونگی شهادت:
مسعود لایق شهادت بود ودر آخرین روز خدمت سربازی که پاسدار وظیفه بود ودر پادگان آبی خاکی صفینتة النجات مشغول پاسبخشی بود توسط گلوله یکی از نگهبانان به درجه رفیع شهادت نائل آمد واین گلوله همان صفیر خداوند بود که او را به سوی خود طلبید وبرد ودر صف شهدای اسلام وقرآن قرار گرفت.
12-زمینه های تخصصی شهید وآثار هنری وفرهنگی او:
او مدت کوتاهی که کارگری می کرد به بنایی مشغول بود ودر کار بنایی واستادی تخصص داشت وآثار هنری وفرهنگی از او باقی نمانده است.
13-مسافرتها،ماموریتها ودوستان شهید واتفاقات مهمی که در زندگی شهید رخ داده است:
شهید مسعود مسافرتهای زیادی کرد وبیشتر شهرهای ایران را رفته بود زیرا مدتی شاگرد کامیون بود از جمله چندین بار به مشهد مقدس وزیارت امام رضا(ع)مشرف گردید دوستان شهید بیشتر جوانان روستا بودند که دوستان صمیمی وبا وفا بودند وبیشتر اوقات زندگی چون برای کار به شهر می رفتند در یک خانه وبا هم زندگی می کردند وچندین تن از دوستانش هم در رابطه با جنگ شهید ومعلول ومجروح شده اند در مدت زندگی وحیاتش دست راستش شکست وبه همین علت کمی کج بود.
14-رابطه شهید با والدین وخانواده ومردم:
شهید مسعود فرزند بزرگ خانواده بود از این رو مورد توجه خاص والدین قرار داشت ودیگر فرزندان کوچک خانواده او را که بزرگتر بود احترام می گذارد شهید با کار کردن قسمتی از هزینه خانواده را تامین می کرد وبه پدر و مادرش کمک فراوان می نمود او با مردم رابطه خوب و دوستانه داشت وبا دوستان گرم و صمیمی بود ورفت وآمد فراوان داشت وبیشتر اوقات با دوستان می گذرانید.
15-شرح زندگی سال به سال شهید قبل وبعد از انقلاب تا لحظه شهادت:
او در سال 1343در روستای تناروان هکان متولد شد دوران کودکی او چون دیگر بچه های روستا با بازی در خانه وکوچه های خاکی روستا گذشت او در 7سالگی به مدرسه رفت وتا پنجم ابتدایی در مدرسه نظام وماهکان درس خواند وبعد از ترک تحصیل مشغول کار شد.مدتی در روستا کارگری نموده ومدتی در جهرم ودیگر شهرها کار می کرد هنگام انقلاب با فریادها وجست وخیز جوانی همراه با طوفان انقلاب بود تا بنیان ستم شاهی برانداخته شد.بعد از انقلاب در راهپیمایی ومراسم دیگر وبسیج شرکت فعال داشت وبرای خانواده اش کاروفعالیت می نمود هنگامی که موقع خدمتش شد خود را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی نمود وبعنوان خدمت پاسدار وظیفه ای دوسال کامل خدمت نمود ودر پایان خدمت به سوی خداوند رفت وبه شهادت رسید.
16-اوقات فراغت را چگونه می گذرانید:
در هنگام فراغت در موقعی که جهرم کار می کرد به دین خانواده وخویشاوندان ودوستانش در روستا می رفت همچنین با خریدن چندین کتاب مذهبی در هنگام فرصت مطالعه می کرد وبدیت ترتیب اوقات فراغت را می گذرانید.
17-وضع اقتصادی والدین وبازماندگان شهید:
وضع اقتصادی خانواده شهید مساعد نیست وآنها زندگی را به سختی می گذرانند واین باعث شده است که هیچکدام از فرزندان خانواده موفق به ادامه تحصیل نشوند.وهر کدام به سهم خود با کار کردن بار زندگی را به دوش می کشند.
18-بازتاب شهادت وی در محیط خانواده وخویشاوندان-محیط کار وجامعه ایکه در آن می زیست:
شهادت او برخانواده اش که مردم ساده دل وپاک سرشت هستند تاثیر فراوان گذارد همینطور برمردم ومحیط روستا.در روستا با هر شهیدی که خون خود را تقدیم اسلام می کنند ووارد روستا می شود عده زیادی از جوانان به جوش می آیند وراهی جبهه ها می شوند ورمردم بیشتر در رابطه وجنگ کمک می کنند وباعث تحرک وتحول در محیط جامعه می گردد.
19-نیازهای فرهنگی بازماندگان:
بازماندگان شهید احتیاج به ارشاد وتوضیح درباره شهید وشهادت دارند تا با روشن شدن اهمیت شهید واهمیت شهادت علاوه بربالا بردن سطح فکر آنها از غم واندوه از دست دادن فرزندشان کاسته شود وآنان را در ادامه راهش مسمم تر سازد.
روانش شاد وراهش پررهروباد. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما.