کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 23 مرداد 1405
01:35
علی  محمدی

علی محمدی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمد

تاریخ تولد
1342/01/02
تاریخ شهادت
1361/01/05
محل شهادت
رقابیه شادگان
محل تولد
فارس - لارستان - لار
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
فرمانده گروهان
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد بزرگوار علي محمدي : شهيد علي محمدي در تاريخ 2/1/1342 در روستاي بنارويه چشم به دنيا گشود و تحصيلات ابتدايي را در همان روستا و بقيه را در مدارس جهرم گذراند فعاليت ضد رژيم فاسد پهلوي را در دوران راهنمايي تحصيلي آغاز نمود . به کمک دوستان جلسات آشنايي با قرآن را در مساجد تشکيل دادند و به مطالعه کتابهاي مذهبي علاقه وافري داشت هر چه بيشتر مي خواند بيشتر سوال برايش پيش مي آمد و به همين خاطر بيشتر تشنه معرفت مي شد و همين امر باعث شد که به اتفاق عده اي از برادران عازم قم شود و در آنجا با آيت الله مشکيني صحبت کردند عزمشان را جزم کرده و با ديگر برادران جهت فراگيري علوم اسلامي راهي شهر خون و قيام و مرکز علم و معرفت شدند سال اول طلبگي را در مدرسه شهيد حقاني گذراند چنان علاقه اي به قم پيدا کرده بود که هرگاه براي ديدار با خانواده و دوستان به جهرم مي آمد اصرار داشت که بچه هاي کوچک را همراه خود به قم ببرد و آنها را با حوزه علميه آشنا نمايد و از قم بود که تصميم گرفت عازم جبهه هاي حق عليه باطل شود .روحش شاد و يادش گرامي باد .والسلام .
بسمه تعالى سپاس خدائى راكه به حسب حكم كامليتس ما را آفريدو سپس مار ابا اختيار آفريده سپاس خدائى را كه چونكه ديد اين انسان بيشتر بطرف زيان ميرود ان الانسان لفى خسر برايش پيامبرى ازبين همين انسانها ولى فرقش با سايرين عبدالله بدنش بوده آفريد چونكه ديد بعد از پيامبر اكرم شايد به انحراف كشيده شوند امامانى برايش فرستادو براى يكى از آنها هم بايستى كه ديگرهيچ عذرى نداشته باشد شما همه ميدانيد كه در وصيت نامه چند چيز را بايد گفت از جمله‌1- هدف از رفتن به جبهه 2- تجربه ها 3- حساب و كتابهاى مادى و معنوى حال بترتيب وخيلى زياد وخلاصه چند روز قبل از اعزام راديو اعلام عضوگيرى كرد من در فكر افتادم و البته درس طلبگى هم مى خواندم بعد كم كم بيشتر به فكر افتادم تا اينكه زمانى آمد كه ديگر نشد درس بخوانم نشستم پيش خودم فكر كردم گفتم بيش از هزارسال كه عليه اسلام عزيز ازهر طرف تبليغ كردند واحكام اسلام عزيز را از بين بردند و قرآنها را به تاقچه گذاشتند و شرق وغرب عليه اسلام و ياوران اسلام يكى علما ء عزيز ما تبليغ كردند و كشتند حال نائب امام روح الله كه بيش از 80 سال در حجره هاى طلبگى قرآن و نهج البلاغه و مفاتيح و صحيفه را خوانده است و زندگى علما ء بزرگ و درد علما ء عزيز را خوب چشيد به نمايندگى امام زمان (عج) آمد و صداى هل من ناطر ينصرنى داد تا احكام اسلام را به مردم ياد بدهد واسلام رادوباره زنده كند خوب آيا دراين هنگام ميشود همچون يك حيوان اين صداها را نشنيده حساب كرد آيا درا ين هنگام ميشود كه يك زندگى آرام و مرفه دنبال كرد هرگزهرگزاگر چنين كردم جواب زحمات پيامبر اكر م چه بگويم جواب اين همه ناراحتى هاى حضرت على (ع) چه بگويم جوا ب دل خون شده زينب چه بگويم جواب على اكبر هر چه بگويم جواب فاطمه زهرا عليها سلام چه بگويم جواب علما ء عزيز علمائى كه اين همه رنج ومشقت كشيدند چه بگويم وازهمه مهمتر جواب زحمات پيامبر اكرم چه بگويم جواب اين همه ناراحتى هاى حضرت على (ع) چه بگويم جواب دل خون شده زينب چه بگويم جواب على اكبر هرچه بگويم جواب فاطمه زهرا عليها سلام چه بگويم جواب علما ء عزيز علمائى كه اين همه رنج ومشقت كشيدند چه بگويم وازهمه مهمتر جواب خداوند رحيم چه بگويم جواب اين همه لطف هايش كه وصف نمى آيد چه بگويم مگر نه خداوند است كه در آن دنيا به بعضى از مردم ميفرمايد كلا نه هنوز آنچه من ميخواستم انجام ندادى آيا ديگر در آن دنيا وقت است و با ز هم بگويم جواب امام عزيز چه بگويم آرى در اين هنگام بود كه تصميم بر اين شد كه به جبهه روم تا به دستور امام عزيز حمله كنيم كه بكشيم و اگر نتوانستيم هم كشته شويم كه در هر جهت پيروزيم . من ازهمه ملت عزيز جهرم و بنارويه خواهش دارم كه هرچه غيبتشان كردم و خلاصه هرچه بدى كرده ام به آنها به بزرگوارى خودشان ببخشند ديگر راهى ندارم چون ميدانستم كه در آن دنيا هركس كه غيبت كرده بصورت سگ ميشود و اين سگ هم چندين بچه دار د و خودش هم ميداند كه سگ شده و اتفاقا دوستانش هم ميدانند و در اينجا ست كه اينقدر خجالت ميكشد كه ميگويد هرچه زودتر مرا به آتش سوزان جهنم ببريد كه بهتر است حال اى ملت الهى خواهش دارم بديها ى مر ا ببخشيد حق الله هم بدهكار هستم از جمله اينكه من نماز كه مى خواندم حدود 2سال ونيم قرائتش را درست نمى خواندم چون سه سا ل از حد تكليفم گذشته است كه البته وقتى كه دو سال خوانده بودم با عده اى از برادارن درقم منزل به حجت الاسلام حاجى شب زنده دار گفتيم آيا قرائت ما درست است فرمودند كه بلى ولى بعد از مدتى وقتى خودم توانستم خوب ياد بگيرم فهميد م كه قبلا بد ميخواندم حال نميدانم حكمتش چيست اگر كه بدهكار ميشوم كه خواهش دارم بجاى من نماز بخوانيد وروزه هم وقتى كه سه سال قبل در جهاد سازندگى دردوره كارميكردم حدود 7 روز خورديم البته روز اول تا ساعت 10 روزه گرفتيم بعد يكى از برادران نميدانم عمدا گفتند يا راست گفتند فرمودند كه حجت الاسلام آيت الهى فرمودند كه حجت الاسلام آيت الهى فرمودند ار نمى شود هم روزه گرفت و هم كار كرد پس روزه هايتان بخو ريد ما هم خورديم بعد قضاى 7 روزه را 7 روز روزه گرفتم بازهم حكمش نميدانم هرچه خودتان ميدانيد انجام دهيد 3- تجربه ها اى ملت عزيزمن چند سال عمر م كه علاف بودم ولى حدود تقريبا حدود دو سالى كه به قم آمده ام فهميد ه ام كه اگر آدم مى خواهد يك زندگى انسانى عالى بكند بجز در حوزه هاى قم در جاهاى ديگر نيست البته در سپاه و جهاد و خلاصه كارهاى ديگر هم رشد زياد است ولى هيچ كجا مثل قم نيست مثلا شما حساب كنيد و كمى فكر كنيد اگر كمى باور كنيد كه خدائى وجود دارد و اين خداپيامبرى فرستاده و بعد امامانى آيا ميشود اينقدر زحماتى كه اينها كشيده اند ناديده گرفت شما اگر كتاب ائمه را نخوانيد چگونه مى خواهيد راه ائمه را پيش بگيريد آيا اين همه علما ء ما شب وروز نخوابيده اند بيخود بوده اگر نرويم كتاب شيخ مفيد بخوانيم چه جواب شيخ مفيد مى دهيد مگر نه شما ياران امام هستيد خوب بايد خط امام را بشناسيم يا نه ؟ و وقتيكه هم كه رفتيد بايد زياد تهذيب و زياد درس بخوانيد شما ببينيد يك دانشمند خارجى كه به هيچ چيز معتقد نيست اينقدر درس ميخواند اينقدر رحمت ميكشد ما كه ادعاى مسلمان بودن داريم چرا نخوانيم و باز هم مى گويم چرا از فارس اينقد طلبه كم داريم شما ببينيد در شهر حضرت آيت الله العظمى آقاى منتظرى نجف آباد يك روستا دارد كه دراين روستا چندين نماينده شهرهاى ديگر دارد و چندين امام جمعه از شهرهاى اطراف دارد چرا استان فارس اينطور نباشد من به خداى يكى از آرزوهايم هميشه اين بوده است كه در شهرى مثل جهرم چندين حوزه وجود داشته باشد وصدها طلبه وهمچنين د ربنارويه كه اينقدر از احكام دور هستند مسئله بعد اينكه شما ميدانيد كه روى اخلاق زياد تأكيد ميكنند من فكر مى كنم يك راهى خيلى خوب است براى شروع كار و آن اينكه چندين ؟؟؟ هم شوند شروع كنند مثلا درباره غيبت هرچه ميتوانيد بخوانيد و براى همديگر مباحثه كنند بحث شروع كنند براى پياده كردن مثلا شروع كنند كه از حالا به بعد اسم هيچكس را نيارند بجزاينكه واجب باشد يا اينكه مثلا بهمديگر بگويند چه نيازى است كه اسم همان كس را بياوريم و هركس از اين گروه اسم كسى آورد فورا تذكر دهيد و همچنين درباره مسائل ديگ ويك تذكر دارم وآن اينكه اى ملت الهى امام را كه پاسدار اسلام است پاسدارى كنيد وترا بخدا نگذاريد لحظه اى اسلام لحظه اى تنها باشد والسلا م .

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید