کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 23 مرداد 1405
09:12
رسول ابراهیمی

رسول ابراهیمی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند قدمعلی

تاریخ تولد
1331/01/14
تاریخ شهادت
1361/08/15
محل شهادت
پل چمسری دهلران
محل تولد
فارس-جهرم-جهرم
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد رسول ابراهيمي : شهيد رسول ابراهيمي فرزند قدم علي در چهاردهم فروردين ماه 1331 در روستاي نوبندگان يکي از توابع شهرستان فسا ديده به جهان گشود . در خانواده اي مستضعف و فقير اما با ايمان و مذهبي پرورش يافت . مادري مهربان و پاکدامن و پدري فداکار و زحمتکش داشت که براي فرزندانشان زحمت زيادي کشيدند . پدرش از راه کارگري به تأمين مخارج خانواده مي پرداخت . در سن شش سالگي سرپرست و حامي خانواده يعني پدرش را از دست داد . اما فوت پدر مانع تحصيل و درس خواندن او نشد . و در سن شش سالگي وارد دوره ي دبستان شد و توانست اين دوره ي پنج ساله را با موفقيت پشت سر بگذارد . او در حين درس خواندن و به خصوص در ايام تعطيل تابستان کار مي کرد تا هم خرج تحصيل و هم خرج خانواده را تأمين کند . پس از اتمام دوره ي دبستان وارد مقطع راهنمايي شد و تا سوم راهنمايي درسش را ادامه داد . اما پس از آن به دليل وضعيت بد اقتصادي ترک تحصيل نمود و به شغل کارگري پرداخت و تصميم گرفت وارد شغل رانندگي شود . پس از مدتي طبق سنت و فرمايش پيامبر ازدواج نمود . در زمان اوجگيري انقلاب نقش به سزايي در پيروزي انقلاب داشت و دائماً در تظاهرات و راهپيمايي ها شرکت مي کرد . پس از پيروزي انقلاب در بسيج روستايشان ثبت نام نمود و عضو فعال بسيج شد . در زمان شروع جنگ تحميلي تصميم گرفت به جبهه برود . بنابراين در سوم شهريور ماه 1361 از طريق بسيج راهي جبهه شد او مردانه در جبهه حق عليه باطل جنگيد و سرانجام در پانزدهم آبان ماه 1361 در اثر اصابت ترکش به بدن به فيض شهادت رسيد . پيکر پاک و مطهرش طي مراسم باشکوهي در گلزار شهداي نوبندگان به خاک سپرده شد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
نخست خداوند ى را كه افتخار شناسايى سنبل بشريت امام خمينى بزرگ مرجع را به من عطا فرمود سپاس وسپاس بخاطر اينكه قدرت مبارزه با نفس را كه همانا جهاد اكبر مى باشد به من دادو در اين مبارزه پيروز گردانيد سپاس بخاطر نعمتهاى فراوانت كه به ما ارزانى داشتى و سپاس بخاطر صحت و سلامتى هم سنگرانم و نعمت شهادت كه نصيبم گردانيدى پروردگارا تورا به شهادت مى گيرم كه اززمانى كه جهاداكبر را آغاز كردم آنچه كردم فقط براى توو در راه تو كردم و اكنون كه با قلبى سرشار از محبت تو بسوى جبهه حق عليه باطل
مى‌روم بخاطر رضاى تو و يارى ملت محروم در جبهه حق عليه باطل مى رزمم و شهادت را افتخار مى دانم اگر ما بخواهيم انواعى از رويدادهاى بزرگى را كه بوسيله افراد بشر در تاريخ بروز مى كنند ودرسطرهاى درخشان آن ثبت مى شود مشخص نموده و آنها را ارزيابى نماييم هيچيك ازآنها نمى تواند با اهميت و عظمت شهادت برابرى كند شهادت عبارت است از پايان دادن به فروغ درخشان حيات در كمال هشيارى و آزادى و آشنايى با ماهيت حيات كه ا ز ديدگاه معمولى عقل و خرد د رمتن طبيعت مطلوب مطلق مى باشد د رراه وصول به هدفى كه والاتر از حيات طبيعى است يا شهادت عبارت است از پايان داد ن به حيات طبيعى براى دفاع از ارزشهاو حيات انسانى افرادجامعه يا به عبارت ديگر شهادت عبارت است از شكافتن قفس كالبد ماد ى و حركت به مقام شهود الهى در راه وصول به مشيت ربانى در بزرگداشت حيات انسانها يا به عبارت ديگر شهادت تعيين ملاك و ميزان و الگو براى زندگى د راين دنيا و بيان اينكه زندگانى بدون آن ملاك و ميزان و الگو
نمى‌توانند خود را داراى حيات واقعى تلقى كنند در خاتمه هريك ا زاين تعاريف شهادت بعدى از شهادت را
توضيح مى دهد
چه نكته بودكه نا گه زغيب پيدا شد كه هر كه واقف آن نكته گشت پيدا شد
چه مجلس است و چه بزم اينكه از مى تو حيد محيط ما قطره شد آنجا وقطره دريا شد
هر لحظه اى اززمان كه از آينده مى رسد و به گذشته مى خيزددنيا گامى از ما دور مى شودبه مقدار آن لحظه آدميان را وداع مى گويد پس برخيز كه دگر وقت خفتن به سر آمد جريان زمان كه لحظه به لحظه‌آن به آن رابطه ما را با جهان خارجى و موجوديت خودمان متغير ميسازد آنچه كه جريان زمان در ارتباط ما به جو خود بوجود مى آورد نه تو فيقى است ونه برگشتى بلكه گذشتن است وبس اگر همه نيرو ها ى جهان هستى دست به هم بدهند و همه انسانهايى كه در اين كره خاكى زندگى كرده و رهسپار زير خاك گشته اند و آنان كه هم اكنون در روى زمين قدم بر ميدارند و حتى آنان كه بعد از اين به دنيا خواهند آمد با جدى ترين
اراده بخواهند كه يك لحظه را براى كمترين مدت متوقف نمايند امكان پذير نخواهد بود خداوند حكيم چه حكمت متعاليه اى در ساختمان حواس وذهن متشكل جهان طبيعت بكار برده است كه سريعترين حركت را لاينقطع را بصورت ثابتهايى دربرابر لمس ماو ديدگان ما تجسم بخشيده است
مردان دلير صحنه پيكاريم از سازش و تسليم بى زاريم
با خنجر بيداد اگر كشته شويم گلهاى هميشه سرخ اين گلزاريم
من در اين لحظه خونين غروب د راين خشم عظيم ايران قصد دارم كه سراسيمه چويك مرد خدا تن به امواج خروشان بكشم از درياى خونين عبور و به ساحل رسم بر قامت لاله ها ى سرخ بنگر كه چگونه بر خاك وطن پر پر شده اند برخيز كه دگر وقت خفتن بسر آمد سلام بر تمام هم شاگرديهاى عزيزم بر شما باد سلام كه امام عزيزمان اين اسطوره زمانه اسلام كه اين بنده از وصف چنين رهبر ى عاجزم سلام بر تمام آزاد مردان اسلام سلام بر آنانى كه مرگ خونين را اززندگى ننگين برتر داشتند شايد براى تعدادكمى از بندگان خدا بى مفهوم باشد نوشته هاى من شرح مى دهم بطور خلاصه برايتان كه ما ارزش جهاد درراه خدا را چگونه در ك كرده ايم و چگونه مى بينيم مكتب را اينجا اتاق وجود ندارد سقفمان آسمان ، فرشمان زمين وقلممان سلاح ، كتابمان قران ، آخرين مدرك شهادت آرزوى من ؟؟؟مردن (شهادت )خدايا به ما تو فيق بده كه درراه تو و به همراه ولى تو كشته بشويم وبه فيض شهادت نايل گرديم خدايا اعضاى مرا براى خدمت د رراه خودت قوى گردان خدايا براى آمدن به سويت تصميم مرا محكم گردان وجدان ما قاطعانه حكم مى كند كه ا ز ستم ديدگان بشرى دفاع كنم ودر خدمت به انسانها از هيچ تلاش و گذشتى دريغ و مضايقه نكنم مادر بزرگوارو همسر خوب و برادران از جان عزيزتر م من از حيات خود با آنهمه ابعاد و استعداد ها كه دارا بود و مى تواند به مرتفع ترين قله هاى تسلط بر جهان صعود كنند چشم مى پوشم و با تمامى هوشيارى و آزادى به جريان آن خاتمه مى دهم و هدفى والاتر از اين حيات طبيعى دارم كه به من اين قدرت را داده است كه اين حيات طبيعى را زير پا گذاشته و به آن هدف برسم و آن شهادت درراه حق و حقيقت والسلام

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید