کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 24 مرداد 1405
10:08
قنبر قنبری مزیدی

قنبر قنبری مزیدی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند عبدالحسین

تاریخ تولد
1342/09/16
تاریخ شهادت
1364/11/21
محل شهادت
فاو-ام الرصاص
محل تولد
فارس - فسا - فسا
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه شهید قنبر قنبری . شهید قنبر قنبری فرزند عبدالحسین در 16/9/1342 در روستای خورنگان از توابع شهرستان فسا در خانواده ای مذهبی و با ایمان از دامان مادری عفیف و پاک دامن دیده به جهان گشود . او تحت سرپرستی پدری زحمتکش و مادری فداکار دوران طفولیت را پشت سر گذاشت و با اسلام و کلام الله آشنا شد . 6 ساله بود که به مدرسه رفت و توانست دورۀ ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش با موفقیت به اتمام رساند و برای ادامه تحصیل به دلیل نبودن دبیرستان در روستا راهی بخش شد و در دبیرستان آن بخش به تحصیل مشغول شد مدتی در آن جا درس خواندن و بعد از آن به شهر فسا رفت . دورۀ دبیرستان او همزمان بود با اوج گیری انقلاب اسلامی شهید قنبر قنبری با آن سن کم که در کنار مردم در راهپیمایی ها و تظاهرات علیه رژیم شرکت می نمود . سال سوم دبیرستان را به اتمام رسانیده بود که فعالیت خود را در پایگاه مقاومت بسیج و سپاه پاسداران آغاز نمود و سرانجام بعد از مدتی به عضو رسمی سپاه در آمد . حدود 4 سال در سپاه و بسیج خدمت نمود و در تمام این مدت در جبهه ها حضور داشت و در عملیات های زیادی شرکت نمود . او دو مرتبه مجروح شد اما هر بار پس از بهبودی دوباره راهی جبهه شد این جراحت ها نتوانست علاقه او را به دفاع از میهن کم کند بلکه بیشتر هم کرد . شهید قنبر قنبری برای آخرین بار در 1/7/1364 در منطقه جنوب اعزام شد . او چند ماهی در آن جا خدمت نمود و با جان و دل در برابر دشمنان بعثی ایستاد . تا این که او که عاشق شهادت بود در 21/011/1364 در منطقفه ام الرساس در عملیات پیروزمندانه والفجر 8 بر اثر اصابت ترکش تیر به شکم به درجه رفیع شهادت نائل آمد . پیکر پاک و مطهرش طی مراسم با شکوهی در 27/11/1364 در قطعه گلزار شهدای خورنگان به خاک سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد . والسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد پاسدار قنبر قنبري فرزند مرحوم عبدالحسين قنبري
بنام خداوندي که در دنيا برهمگان ودر آخرت برگروندگان رئوف ومهربان است.
ان الله الشتري من المؤمنين انفسهم واموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون
بدرستي که خدا جان ومال مومنين را مي خرد وبهاي آن را بهشت قرار داده مي کشند در راه خدا کشته مي شوند.گويا احساس مي کنم که بايد جهان فاني را وداع گفته وبه جائي که از قبل خداوند متعال برايم تعيين کرده بروم وبرخود لازم مي دانم که وصيت نامه ام را بنويسم اول اين که از مال دنيا چيزي ندارم که درباره آن وصيت کنم وفقط پيامي دارم براي امت حزب الله که اميدوارم به اين وصيت ها عمل کنند اي مردم من به جائي مي روم که شما خواه نا خواه روزي بايد بياييد وآن چه را که در زمان حيات انجام داده ايد ويا آن چه را گفته ايد جواب دهيد وبه نتيجه اعمال خود برسيد ومبادا دل به اني دنيا ببنديد که پيغمبر اسلام فرموده است حب الدنيا راس کل خطبه .دوستي دنيا در راس همه خطاهاست واين دوستي دنيا است که انسان را وادار به همه گونه گناه وخطا مي کند مبادا گول ظواهر دنيا بخوريد که بايد روزي همه اين ها را ترک کرده وبه جائي برويد که هميشگي وابدي است انشاءالله که شما امت شهيد پرور بيدار وآگاه هستيد والحمدالله روز به روز بربينش شما افزوده مي شود ودنيا ديگر در نظر شما ارزشي ندارد ووصيت ديگرم اين است که در رابطه با انقلاب بي تفاوت نباشيد که ولله زيان کار خواهيد شد نماز جمعه اين جهاد هفتگي را حتما وحتما اهميت داده وشرکت کنيد هيچ وقت دست از؟؟؟روحانيت برنداريد که خداي نکرده به انحراف کشيده مي شويد وامام امت خميني بت شکن را تنها نگذاريد مي دانم که شما مردم کوفي مسلک نيستيد که امام حسين(ع)را تنها گذاشتند وبه اسلام بيشتر وبيشتر اهميت بدهيد مبادا در خواب غفلت بسر ببريد زيرا خداوند در قرآن فرموده است که انسان ها در حال زيان کاري وخسران هستند به جز آنهائي که عمل صالح انجام دادند وايمان آوردند وبه ريسمان الهي چنگ زدند وصبر را پيشه خود قرار دادند مبادا مشکلات وسختي ها شما را خسته وافسرده کند که دشمنان اسلام خوشحال شوند ومنافقين وضد انقلاب به شما سعنه بزنند ودر رابطه با جنازه ام اگر به دستتان رسيد ولايقم دانستيد در قطعه شهداي ياسريه کنار قبر شهيد عبدالخالق به خاکم بسپاريد.وصيتم به مادرم وخانواده اين است که فکر نکنند که مرا از دست داده اند بلکه مرا تازه به دست آورده اند وحتما بدانند که اين راه را خودم وبا کمال ميل ورغبت قبول کرده ام واز شما مي خواهم که بعد از چهلمم تمام قوم وخويشان ومادرم وخواهرانم لباس سياه را از تن بيرون کنند وبرايم زياد گريه نکنند واگر خشنودي مرا مي خواهند به اسلام وعبادت خداوند اهميت بدهند وبراي امام امت ورزمندگان اسلام دعا نمايند.سرپرستي خانواده ام به عهده برادرم محمدعلي است که وصيت هاي لازم را به او کرده ام از همگي شما مي خواهم که مرا حلال کنيد مخصوصا مادرم که من فرزند خوب ولايقي براي او نبودم وعاجزانه مي خواهم که مرا حلال کند ودر عزايم گريه نکند واگر مي خواهد گريه کند براي مصيبت امام حسين وعلي اکبر باشد ودر ضمن روزه سه ماه مبارک رمضان بدهکارم که در جبهه وماموريت بوده ام.
لاحول ولا قوة الا به اله العلي العظيم اشهد وان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله واشهد ان علي ولي الله .والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته .قنبر قنبري 15/ 11/ 1364
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید