کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 24 مرداد 1405
17:36
محمد (جان محمد) اردشیری

محمد (جان محمد) اردشیری ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند ابوالفتح

تاریخ تولد
1348/06/25
تاریخ شهادت
1365/10/14
محل شهادت
بیمارستان آسیای تهران
محل تولد
فارس - کازرون - کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
تخریب چی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد بزرگوار جان محمد اردشيري : شهيد جان محمد اردشيري در سال 1347 در خانواده اي روستايي و کشاورز در شهر قائميه کنوني محله ي اردشيري ديده به جهان گشود . اين برادر شهيد در سال 1353 در مدرسه ي ابتدائي شهيد فرج الله نريماني روستاي خودشان تحصيلات ابتدايي را شروع کرد . شهيد با پا نهادن به عرصه وجود سعادت را براي خانواده به ارمغان آورد . اين برادر شهيد از آن جايي که ذوق هنري بالايي داشت در دوران تحصيل همه ساله در کارهاي هنري و پرورشي با دبير مربوطه همکاري مي نمود و همه ساله جزء اعضاي گروه سرود و گروه تئاتر مدرسه بود و هميشه متبسم و مهربان بود و ياد و خاطره ي وي هيچ گاه از ياد کسان پاک نمي شود . شهيد پس از پنج سال تحصيل در مدرسه ابتدائي وارد مقطع راهنمايي مدرسه ي شهيد فرج الله رضا زاده محله ي اردشيري گرديد . از آن جايي که شهيد ذوق هنري بالايي داشت . در آن زمان مجله کيهان بچه هايي وجود داشت که مرتب نقاشي برادر شهيد را به عنوان بهترين ها انتخاب و چاپ مي کرد . شهيد از همان زمان تحصيل در مقطع راهنمايي يکي از اعضاي فعال پايگاه مقاومت شهيد باهنر اردشيري بود و از زمره کساني بود که فعاليتي ويژه در پايگاه داشت . بالاخره وي در اواخر بهار سال 1363 در حالي که در کلاس مشغول تحصيل بود ، حضور در جبهه را لازم مي دانست و بدون درنگ با دوستان خود راهي جبهه گرديد . ابتدا پس از گذراندن دوره ي آموزشي نظامي راهي پادگان امام حسين (عليه السلام) شهر فسا و پس از حدود يک ماه جهت آموزش تخصصي به پادگان شهيد دستغيب شهر جهرم اعزام شد و پس از طي کردن آموزش فوق راهي جبهه کردستان گرديد و پس از سه ماه جنگ در اين منطقه با ضد انقلابيون و اشرار به سلامت به آغوش گرم خانواده بازگشت و مجدداً در کارهاي کشاورزي به پدر کمک کرد . اين برادر شهيد پس از اتمام فصل تابستان و برگشتن از جبهه مجدداً در مهرماه همان سال سر کلاس درس حاضر و تحصيل را ادامه داد . ولي گويي وي اهل اين دنيا نبود و دائم به لحاظ دفاع از ميهن اسلامي و دستاوردهاي انقلاب شکوهمند اسلامي ، در فکر بسيجي هاي دلاور و جبهه و جنگ بود . تا اين که به محض اطلاع از اين که سپاه پاسداران مجدداً نيرو به جبهه اعزام مي کند با توجه به اين که يک بار قبلاً اعزام گرديده بود . آموزش هاي لازم را ديده بود . در زمستان سال 1364 راهي منطقه ي عملياتي جزيره ي مجنون گرديد . بعد از حدود 70 روز حضور در اين منطقه ي عملياتي به وسيله ي بمب شيميايي مجروح گرديد و از آن طريق به بيمارستان تهران اعزام گرديد و پس از بهبود نسبي به خانه مراجعت نمود . در بين دوستان ، آشنايان و فاميل وي دائم از جبهه و جنگ مي گفت . گويي ساير دوستان را به جبهه و جنگ تشويق مي کرد و تبليغي براي استقامت و پايداري بود . اين برادر شهيد مجدداً سر کلاس درس حاضر گرديد و از طريق آزمون مجدد ويژه رزمندگان دروس عقب افتاده را جبران و راهي دبيرستان گرديد . وي در دبيرستان شهيد دکتر مفتح شهر قائميه ثبت نام و تحصيل را شروع کرد . به محض سپاه بزرگ يکصد هزار نفري محمد (صل الله عليه و آله و سلم) دل پاک و جان آگاه که قبلاً حضور در جبهه را چشيده بود بدون اطلاع خانواد که مبادا مانع رفتن وي به جبهه گردد با چند نفر از همرزمان خود ، از جمله : شهيد عسکر واضع راهي جبهه ، منطقه ي عملياتي شلمچه گرديد و به نبرد عليه نيروي حزب بعث عراق مشغول شدند تا اينکه در عمليات کربلاي 4 در منطقه ي شلمچه در تاريخ 14/10/1365 به علت شدت جراحات وارده ، دارفاني را وداع و به درجه ي رفيع شهادت نايل آمد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام .
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید