کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 24 مرداد 1405
19:25
مهدی بادپا

مهدی بادپا ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند محمدهاشم

تاریخ تولد
1340/03/14
تاریخ شهادت
1364/06/02
محل شهادت
ج اهواز - آبادان
محل تولد
فارس - کازرون - کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
سانحه رانندگی
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد بزرگوارمهدي بادپا
شهيد مهدي بادپا در روز 24 خرداد ماه سال 1340 در خانواده اي مذهبي و متعهد به احکام الهي و در شهر کازرون ديده به جهان گشود و از همان اولئل کودکي داراي هوش فراواني بود و در سن 6 سالگي تحصيلات ابتدائي را در دبستان مرات آغاز کرد و س از پايات تحصيلات ابتدائي براي گذراندن دوره راهنمائي وارد مدرسه راهنمائي ادب شد و در حين تحصيل هم درس مي خواند و هم کار مي کرد و پس از پايان دوره راهنمائي چونکه علاقه زيادي بکارهاي فني داشت راهي هنرستان صنعتي شريعتي کازرون شد و ادامه تحصيل داد و در حين تحصيلاتش انقلاب اسلامي به اوج خود رسيد و مهدي همچون تمامي آزادگان خود را در انقلاب سهيم ميدانست و به پيروي از امام خود به نشر و تبليغ انقلاب پرداخت و اعلاميه هاي امام را در بين هنرجويان هنرستان پخش مينمود و تصاوير امام امت را در بين مردم پخش مي کرد.بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني کفر و شرک و نفاق براياينکه فعاليت بيشتري داشته باشد و مبلغي براي انقلاب و اسلام باشد و دوشادوش برادران خود در سازمان فدائيان اسلام به تبليغ انقلاب پرداخت و در سنگر فدائيان اسلام رو در رو با منافقين و ضد انقلابيون مي ايستاد و به مبارزه با آنها ميپرداخت فعاليتهاي وي ادامه داشت تا اينکه دشمن دون از ترس گسترش اسلام و انقلاب جنگ را بر ما تحميل کرد و با فرمان امام خميني رحمه الله عليه مبني بر تشکيل ارتش بيست ميليوني مشتاقانه وارد بسيج شد و آمادگي خويش را اعلام نمود چون به جهاد در راه خدا در تاريخ 10/11/1361 به جبهه هاي نور بر باطل اعزام شد تا اينکه در تاريخ 2/2/1363 دردرگيري با خود فروختگان وطن فروش حزب منجله دمکرات و کومله از ناحيه دست و پا مجروح شد و مدت سه ماه و اندي در بيمارستان بستري بود و پس از مدتي که خداوند شفاي کامل به او عنايت کرد براي اينکه در خود احساس مسئوليت عجيبي حس ميکرد براي اجراي فرامين الهي و اجرا کردن امر به معروف و نهي از منکر و بپا کردن جامعه اي بدون فساد اخلاقي و بوجود آمدن همان مدينه فاضله وارد کميته شد و فعاليت خود را شروع کرد و بسيار مشتاق فرامين الهي و اجراي حدود شرعي بود و بيشتر کارهاي فني کميته را خود انجام ميداد که هنوز آثار کارهاي وي در کميته موجود است. مهدي پس از مدت 10 ماه و اندي که در کميته بود روح بزرگش وي را آزار مي داد و بعضي مواقع خود را سرزنش مي کرد و ميگفت: که انسان مي بايست در جبهه هاباشد تا قلبش به نور الهي منور شود و قدم به عرصه جديدي گذاشت و جان خويش را بر کف اخلاص گذاشت و وارد سپاه شد . سپس مدتي کوتاه به جبهه هاي عشق و ايمان آنجائي که بجز اخلاص و غيرت و مردانگي و مردان خدا چيزي ديگر يافت نمي شود پا گذاشت و مدتي در دانشگاه عشق بخدا براي رضاي خدا و براي احياء اسلام و انقلاب جنگيد و چون عاشق بود و خدا عاشقش شده بود جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و تقديم معبود خويش ساخت و جام شربت شهادت را در تاريخ 2/6/1364 لاجرعه سر کشيد و به ملکوت اعلي پيوست يادش گرامي و راهي پر رهرو باد والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.
بسم الله الرحمن الرحيم فاما الذين آمنو و عملو الصالحات فيدخلهم ربهم فى رحمه ذالك هوالفوز المبين و اهاالذين كفرو اقلم نكن آياتى تتلى عليكم فاستكبر تم و كنتم فوما مجرمين آيه 29تا30 سوره جاثيه آنانكه بخدا ايمان آورده و نيكوكار شدند آنها را خدا دررحمت خود داخل سازد كه آن سعادت و پيروزى است و آنانكه بخداكافر شدند آيا برشما آيات ما برشما تلاوت و شما تكبر و عصيان كرديد و مردمى بدكار و محروم بوديدسلام برملت شريف ايران شما اى ملت عزيز كه براى رضاى خدا وند متعال و با بانگ الله اكبر بردشمنان خود پيروز شديد و آزادى و استقلال را به دست آوريد با اتكاء به خداوند تعالى وحفظ وحدت كلمه براى رودررو يى با دشمنان اسلام و مستضعفين آماده باشيد و همانطور كه در اين چند ساله مقاومت كرده ايد مقاومت كنيد كه پيروزيد زيرا شما پيروپيشوايانى هستيد كه د ربرابر مصايب صبرو استقامت كردند كه آن‌چه ما امروز مى بينيم نسبت به آن چيزى نيست بزرگان اسلام د رراه حفظ اسلام و احكام قران كريم كشته شدند زندان رفتند و فداكاريها كردند تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ بكنند وبه دست ما برسانند و ما هم بايستى از آن مواظبت كنيم و به نسلهاى آينده تحويل بدهيم وبرا ى حفظ اين فريضه بزرگ بايستى ا ز خيلى چيزها گذشت با يد ايثار و از خودگذشتگى داشت بايدايمان داشت بايد صبرداشت بايد وحدت داشت و ....بايستى به جهانيان نشان داد كه ما مسلمانيم واسلام جاويدان و درراه حفظ اسلام از همه چيزمان مى گذريم تا كوچكترين خسارتى به اسلام و ارد نيايد تا حماسه حسين جاودانه بماند بار ى پدران و مادران و برادران و خواهران همانطور كه امام عزيزمان مى فرمايد راه قدس ا ز كربلا مى گذرد ما هم بايستى اين خواسته امامان كه خواسته اسلام است برآورده كنيم زيرا كه جز اين راه راه ديگرى نداريم بايستى با تمام نيروهايمان به جبهه برويم تا قبرشش گوشه امام حسين (ع) كسى كه به ماراه سعادت را نشان داد آزاد كنيم و به جهانيان بفهمانيم كه اين حماسه حسين (ع) است كه ما را اينقدر در مقابل ستمگران پايدار نگهداشته است تا بتوانيم با ظلم د ر ستيز باشيم بله بايد قدس هم از دست اين كفار نجات دهيم و به نداى مظلومانه فلسطينيان لبيك گوييم و به اين كشور هايى بى آبروى عرب كه به فكر رفاه خودشان هستند نشان دهيم كه اسلام هيچوقت
نمى‌گذارد كه ستمگرى به كسى ظلم كند اگرمن از اين دنيا رفتم تنها خواهشى كه از شما دارم اين است كه درتشييع جنازه فقط بگوييد ما همه سرباز توييم خمينى و مرا شهيد نناميد زيرا كه اگرشهيد شاهد است و شاهد لزوما عادل است و عادل به كسى گويند كه هر چيزى در جاى اصلى خودش قرار دهد و من قلبم اين خانه كوچك گران قيمت را نه گران بلكه ارزان نه به نورالله بلكه بوجود كثيف و شوم شيطان سپردم و اين بى عدالتى محض است بنا براين من عادل نيستم لذا شاهد نمى توانم باشم و شهيد هم نيز آرى مرا شهيد نگوييد كه ديگران دشمنان و منافقان ضد انقلاب گمان ببرند كه شهيدان مثل من قلبى سياه ا زظلمت گناه دارند بله من عادل نبودم زيرا آنچه امام عزيزمان ازامت توقع داشت نتوانستم همان باشم و عاملش قلب سياهم بود كه اجازه نمى دهم او رانيك بشناسم و از شما تقاضا دارم كه درهنگام دعاها بخصوص شبهاى قدر در سجده ها حضرت صاحب الزمان و نايب عزيزش قسم دهيد كه پيش خدا شفيع من شود تا مورد عفو قرا رگيرم و شما عزيزان را سفارش مى كنم كه د روجود امام عزيز دقت بيشترى كنيم و راهش را با شناخت طى نماييد و سخنانش با تمام وجود بپذيرد و از دل و جان به آن عمل كنيد وسخنى كوتاه اما پراز مهر و محبت به خانواده ام بخصوص مادر وپدرم دارم از اينكه نتوانسته ام حق فرزندى را نسبت به شما ادا كنم مرا ببخشيد و اگر شما را ناراحت كرده ام از شما طلب بخشش دارم زيرا اگر شما مرا بخشيد پروردگاربه اين آسانيها اميدوارم كه از تواناييهايى كه من نسبت به شما كرده ام مرا ببخشيد و اين راهى كه درپيش گرفته ام دنباله رو راه حسين (ع) باشد و به پيروزى و موفقيت به انجام برسند واگر نتوانستم از اين پهلوى شما باشم علت اين بود كه من امانتى بودم نزد شما و شما هم بايستى امانت پس مى د ادى كه داديد د رپايان چون آرزو داشتم‌به زيارت امام هشتم بودم ولى سعادت آن‌را پيدانكرده ام مقدار پول خرجى راه را از اندك پولى كه دارم برداريد و بقيه آن‌را به برادر بزرگوارم جناب حاج شيخ اسدالله ايمانى تحويل دهيد تا به هر طريقى كه صلاح دانست صرف كند و پول نداشتى به يكى از برادران كه‌درجاى ديگر اسمش مى آورم بدهيد و از تمام برادران طلب بخشش دارم و از آنها مى خواهم كه اگر از من چيزى مى خواهند ازخانواده ام بگيرند و تنها چيزى كه مى خواهم اين است كه دعا براى سلامتى امام و پيروزى رزمندگان و تا رفع فتنه از عالم و طلب عفوو بخشش براى خودم ومسلمين از پروردگار نابودى حزب بعث عراق سلام من به امام عزيز برسانيد جنگ جنگ تا رفع فتنه درعالم خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما معلولين و مجروحين شفا عنايت فرما زيارت كربلا نصيب ما بفرما الهى آمين الهى آمين والسلام به اميد زيارت كربلا 1/1/64


QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید