کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 12 مرداد 1405
21:43
سیاوش بناکارحقیقی نژاد

سیاوش بناکارحقیقی نژاد ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند کریم

تاریخ تولد
۱۳۴۸/۰۲/۱۰
تاریخ شهادت
۱۳۶۵/۰۶/۰۵
محل شهادت
مهاباد
تحصیلات
سیکل
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
تیر
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد سياوش بناکار
چشم خانواده کارگري ما در سال 1348 به تولد پسري زيبا ومعصوم روشن شد وخانواده کارگري ومستضعف ما روشنائي غير قابل وصفي را به خود ديد.پسري پاک ومعصوم که با خود خيروبرکت را به اين خانواده زحمت کش ومؤمن هديه کرد در خانواده اين عيال وار ديده به جهان گشود واز همان کودکي با فقر وتنگدستي آشنا شد واز همان لحظه با ديو فقر وتنگدستي دست وپنجه نرم کرد واز همان کودکي تن کوچک وکودکانه خود را با رفيق کار ؟؟؟وهرگز دلش آرام نگرفت مگر آن که در آن روز نتوانسته باشد قدمي هرچند کوچک به جهت پيشرفت وآسايش ورفاه خانواده برداشته باشد شهيد سياوش بناکار حقيقي نژاد به عنوان کودک هرگز بازي کودکانه نداشت گو اين که او از همان کودکي بالغ به دنيا آمده است هنوز رنگ مدرسه وکلاس وميز ونيمکت مدرسه را نديده بود که سرماي جامعه وتلخي روزگار را چشيد هنوز معني درس وامتحان را نفهميده بود که در درس کاروامتحان زندگي قرار گرفته بود هنوز معلم به خود نديده بود که استاد کار را شناخته بود ولي به هر حال دوران درس وتحصيل هم فرا رسيد گو اين که هرگز نيامده است راحت نيامد که نيامد بلکه سختي ها ومشقات بهتر شده بود چون که کار وسختي وسرما وگرما هنوز برجاي خود استوار بودند که دردسر تکليف مدرسه ومشق ودرس نيز اضافه شده بود خلاصه کار سخت وسرما وگرما و...ادامه داشت ديگر سير شده بود اما هنوز تشنه بود تشنه خدمت وکمک به آسايش خانواده ودر اين راه از هيچ کوششي فروگذار نبود.چند سال بيشتر به طول نينجاميد چند سال سخت ومشقت بار چند سالي که گويا نزديک عمر بود چند سال سخت دوران تحصيل وکار توام با هم چند سال که هم بايد کار مي کرد وهم بايد درس مي خواند از صبح تا ظهر برسر کلاس ودرس وبعدازظهر بلافاصله به دنبال لقمه اي نان وکار به هر حال اين چند سال هم گذشت وهمين چند سال دوران ابتدايي پايان دوران تحصيل او بود ومتاسفانه فشار روزگار وفقرو شرايط سخت ديگر اجازه تحصيل به او نداد اما کار سخت ومشکل هم چنان دست در دست روزگار تيره وسياه وبه همراه فقرو تنگدستي راه را بر سر راه تحصيل وکسب ودانش وحتي بازي هاي کودکانه بسته بودند.کارگري،شاگردي،پادوئي،حتي دست فروشي گويي اين روزگار تيره دست بردار نبود که نبود اما شهيد ما هم دست بردار نبود وادامه داد وادامه مي داد.در همان دوران کودکي شهيد بود که انقلاب اسلامي در راه پيروزي بود سياوش انقلاب اسلامي را مرحمي بر زخم کهنه فقرو روزگار تيره وسخت يافته بود با آن که کودکي بيشتر نبود راه نجات را تشخيص داده بود وهمچون ؟؟؟شد درون سيل خروشان مردم.به همراه مردم مسلمان در راه پيشرفت وپيروزي انقلاب تلاش کرد ومثل بزرگ ترها در همه تظاهرات ها شرکت مي کرد وافتخار مي کرد به مبارزات کودکانه اش همراه بزرگ ترها انقلابي وبالاخره پيروز شد انقلاب اسلامي وبرق شادي ولبخند شوق بر لب شهيد ما براي اولين بار به شکل واقعي نشست بعد از انقلاب کمي وضع بهتر شد وسياوش هم کم کم بزرگترمي شد وقدرت تحمل بهتري پيدا مي کرد سال ها از پس هم آمدند ورفتند تا اين که سياوش پانزده ساله شد در حالي که جنگ تحميلي چند سال بود که برسر مردم سايه افکنده بود وهمين جنگ بود که آرامش را از شهيد گرفته بود هرچند که در پشت جبهه از هرکاري که از او ساخته باشد فروگذار نبود و آرزو وفکر وذکرش شرکت در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل وهم رزم شدن با ديگر رزمندگان اسلام بود به همين منظور بارها به نواحي بسيج مراجعه کرد وهربار به او جواب منفي مي دادند حتي يک بار در شناسنامه خود دستکاري کرد وسن خود را افزايش داد به اميد شرکت در جبهه هاي نبرد اما برادران مسئول متوجه شدند وبا اعزام او مخالفت کردند به هر حال يک سال ديگر هم گذشت تا اين که از نظر سني ديگر مانعي نداشت وبالاخره در شانزده سالگي به خيل رزمندگان اسلام پيوست ودر اعزام اول به منطقه کردستان اعزام شد شهيد سياوش بناکار حقيقي نژاد مدت شش ماه در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل جنگيد ودر همان اعزام اول در تاريخ 5/ 6/ 1365 در جبهه مهاباد به دست منافقين کوردل به درجه رفيع شهادت نائل آمد ودر حالي که نوجواني بيشتر نبود نوجواني که هرگز نوجواني نداشت هرگز کودکي نداشت وهرگز در اين دنيا رنگ آسايش ورفاه را نديد.انساني که هرگز جز خدمت به خانواده آرزوئي نداشت چون هرگز وقت نکرد که به آرزو فکر کند.کودکي که از پول کارکرد خود واز جمع آوري مدتي رياد تحقق وپس انداز خود براي پدرومادر وخانواده تلويزيون خريد تا خانواده وخودش از اوضاع واخبار خصوصاً اخبار انقلاب وجنگ مطلع باشند.شهيد سياوش بناکار واقعاً شهيد شد وحتي اگر شهيد هم نشده بود آن قدر پاک ومعصوم بود که فرقي با شهدا نداشت خدا مي داند که او شايد بارها وبارها شهيد شد شهيد راه صبر،شهيد راه تلاش،شهيد راه خدا،وبالاخره شهيد راه جنگ وجهاد در راه خدا.والسلام خدانگهدار روحش شاد ويادش گرامي باد
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید