محمد نعمت الهی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند کریم
تاریخ تولد
1345/01/08
تاریخ شهادت
1365/03/03
محل شهادت
ماهشهر آبادان
محل تولد
فارس - ارسنجان - ارسنجان
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
سوختگی
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد محمد نعمت الهي
برادر شهيد محمد نعمت الهي در روز هشتم فروردين ماه 1345 در حانواده اي مسلمان ومستضعف ديده به جهان گشود.خانواده اي زحمتکش وحلال طلب که با ؟؟وعرق جبين روزي حلال را از لابلاي صخره هاي کوه بيرون مي کشيدند وهمواره راضي به رضايت خدا.در چنين فضائي مرکب از غناي معنوي وفخر مادي گوهر وجود محمد شکل يافت تا در سن هفت سالگي با روحي مساعد واراده اي محکم وارد کلاس اول دبستان شهيد ابراهيمي شد ودوران پنجساله ابتدائي را با موفقيت کامل در اين آموزشگاه بپايان رساند ووارد مرحله راهنمائي شد دوران سه ساله راهنمائي رادر مدرسه شهيد جوکار گذراند سال هاي پايان اين دوره مصادف با اوج گيري وپيروزي نهائي انقلاب اسلامي بود وبدين ترتيب بهترين لحظات عمر او يعني دوران شکوفائي استعداد وبلوغ قواي وجوديش قرين با بلوغ وشکوفائي انقلاب شکوهمند اسلامي که نتيجه تلاش هاي خستگي ناپذير وطاقت فرساي مومنين واقعي به رهبري روحانيت بيدار شيعه ودر راس همه آنها امام امت بود وبدين ترتيب محمد که هنوز چند صباحي پيش از عمرش نگذشته بود وفساد طاغوت را لمس نکرده در بهار نوجوانيش با فطرتي دست نخورده وآن زمينه مساعد خانوادگي عظمت انقلاب را با تمام وجودش لمس کرد وعشق به امام واسلام باگوشت وخونش اجين شد واز ابتدا عاشق امام وانقلاب گرديد بحدي که در جلو ايشان کسي را ياراي مخالفت با امام وانقلاب نبود.به هر حال در فضاي نوراني پس از انقلاب پس از طي مرحله راهنمائي وارد دبيرستان استاد شهيد مرتضي مطهري شد واين ايام مصادف با آغاز تجاوز ناجوان مردانه نوکر حلقه به گوش اجانب صدام جاني به مملکت ما بود واو که هرگز نمي توانست توهين کوچکي به اين نظام را تحمل کند چگونه مي توانست در برابر آن همه تجاوز وجنايات بي تفاوت باشد لذا همواره آرزوي جهاد وشهادت را در دل مي پروراند تا کلاس اول دبيرستان را بيصبرانه با موفقيت به انجام رسانيد ووارد کلاس دوم شد.در اين زمان حماسه شهادت پرافتخار معلم شهيد مسئول دبيرستان شهيد مطهري يعني برادر بزرگوار ميرزا تقي جوکار تاثير بسياز زيادي در روحيه مصمم محمد گذاشت وبا وجود زمينه مساعد از نظر استعداد درسي از ادامه تحصيلخودداري نمود وبا اظهار اين جمله که پس از شهادت جوکار ديگر نمي توانم به مدرسه بروم راهي ميدان هاي نبرد حق هليه باطل شد وهمواره علي اکبر وار در آرزوي شهادت بود ودر نيل به اين آرزوي بزرگ لحظه شماري مي نمود ولذا هر بار از جبهه برمي گشت پس از اندکي توقف دوباره کوله بار جهاد را مي بست گوش اين ديار وادي ؟؟او نبود همواره وقتي برميگشت از کوته فکرها واتلاف عمر بعضي از جوانان ومخصوصا ؟؟کوچه نشين ها رنج مي برد از خصوصيات بارز محمد که حاکي از روح بلند وي مي بود کم حرفي بود او کمتر در شهر آفتابي مي شد واصلا انگار در اين شهر زندگي نمي کرد آري او براستي تلاشگري بي ادعا بود چه کسي مي تواند باور کند.به هر حال پس از سه مرتبه سه ماه مراجعت از جهاد ؟؟به عضويت کميته انقلاب اسلامي درآمد ودر اين نهاد مقدس به خدمت مشغول شد وبه نحو احسن از انجام وظيفه ؟؟برآمد هرگز کسي از اخلاق او ناراحت نشد مدت چهار ماه از طريق کميته انقلاب اسلامي در ميدان هاي نبرد گذاران عمر نمود وپس از هجده ماه خدمت در کميته سرانجام وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد وبعنوان پاسدار وظيفه خدمت خويش را صادقانه در جبهه هاي نبرد با کفر جهاني آغاز نمود وتا زمان شهادت يعني مدت 12ماه بعنوان پاسدار وظيفه در جبهه ها با عشق به شهادت واميد به پيروزي اسلام ماند تا سرانجام به آرزوي ديرينش رسيد وکبوتر معطر وجودش از قفس دست وپا گير دنيا بشکست وبه هواي کوي دوست به پرواز در آمد وبه رفيق اعلي پيوست.آري زندگي سراسر درس محمد تفسير روشن آيه شريفه(ان مع العسر يسرا)بود او با تحمل تمام مشقت ها از فقر مادي گرفته تا سختي هاي جهاد در راه خدا سرانجام به راحت جوار خدا نائل شد زيرا بر وي عمري نگذشته بود که بتوان برايش گناهي متصور شد.خدايش با اولياءالله محشور فرمايد وشفاعت خواه ما قرارش دهد.انشاءالله روحش شاد ويادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
متن وصيت نامه برادر شهيد محمد نعمت الهي
من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا عليه فمنهم من قضي نحبه ومنهم من ينتظرو ما بدلو تبديلا:برخي از آن مومنان بزرگ مرداني هستند که به عهد وپيماني که با خدا بستند کاملا وفا کردند تا به راه خدا شهيد شدند وبرخي به انتظار فيض شهادت مقاومت کرده وهيچ عهد خود را تغيير ندادند.(قرآن کريم)
اي دشمن بدان که اگر مرا به عميق ترين نقاط اقيانوس بيندازي باز از عمق آب از ته قلب فرياد خواهم کشيد الله اکبر الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله محمد رسول الله عليا ولي الله خميني روح الله
خدايا به خداونديت سوگند مي خورم که من براي اين به جبهه نمي روم که جبهه به من نياز دارد مي روم چون به جبهه نياز دارم زيرا آنجا دانشگاه انسان سازي است ومي دانم با رفتن به آنجا آدم مي شوم وآن شدنم در گرو اين است که به من يقين بيشتري عطا فرمائي تا بتوانم بهتر تو را بشناسم وبهتر بتوانم خدمت کنم وبراي بهتر خدمت کردن بار خدايا از تو مي خواهم که يک لحظه مرا به خودم وا مگذاري زيرا اگر واگذاري خود را نمي شناسم وخويشتن را از ديگران بالاتر ميپندارم وفکر به منشا خلقت خود نمي کنم که از چه چيزي به وجود آمده ام وچگونه ناتوان بودم.ما انسان ها با همه من من گفتن هايمان از ذره اي آب گنديده بوجود آمده ايم خدايا من خودم را از هرچيز وهر کس در اين دنيا پائين تر مي بينم چون تمام موجودات به تسبيح وسپاس خداوند مشغولند ولي ما انسان ها قادر نيستيم لحظه اي با آرامش کامل وبدون دغدغه تسبيح خدا گوئيم خدايا اين جان ناقابل را در راه قرآن فدا مي کنم ودر خواستم از تو اين است که امام امت را تا انقلاب مهدي نگهداري.يک پيام به امت حزب الله دارم وآن اين که انقلاب را جدا ياري کنند.ياري کردن انقلاب تنها راي آري دادن نيست بلکه مسئله نگهداشتن راي آري مطرح است از آناني که تاکنون در اين مسئله بي تفاوت مانده اند مي خواهم که قدري بخود بيايند وفکر کنند آنهائي که مي گويند ما را به جبهه چکار؟مگر شما مسلمان نيستيد؟آيا امام را قبول نداريد؟اگر اينها را قبول داريد هيچ دلايلي ندارد که بگوئيد ما را با جبهه وجنگ چکار؟چون امام اين نائب واقعي امام زمان مي گويد عزت وشرف ما در گرو همين جنگ است واگر به مسائل ديني هم پايبند نيستيدواز گفته هاي امام ودين بيزاريد لااقل يک ايراني آزاده باشيد وکمي فکر کنيد آيا شما ناموس نداريد آيا وجدان نداريد کجا رفت غيرت مردانگي اگر اين را هم نداريد از هر موجود پست جهان پست تر هستيد واز اين افراد ومنافقان کوردل مي خواهم که کمي به خود آيند وببينيد تا چهدرجه در منجلاب ضلابت وبدبختي ونفهمي فرو رفته ايد شما منافقان که مي گفتيد:ارتش رژيم شاه بايد بکلي عوض شود وارتشي از بطن مردم بوجود آيد آيا سپاه يک ارتش از بطن مردم نيست اگر مي گوئيد نيست واي برنفهمي وپستي شما قدري به کارهايتان فکر کنيد آيا کشتن يک پيرمرد ناتوان يا سوزاندن مردم بي دفاع وبچه هاي خردسال در اتوبوس نبرد با باطل است پس واي براحوالتان که شما خسرالدنيا والاخرة هستيد اگر آن رهبرانتان واقعا مرد هستند ومي خواهند براي مطن کار کنند چرا با چادر زنانه از وطن فرار کردند وبه اجنبي پناهنده شدند؟تاکجا ناداني وجهل؟اين ملت راه خود را انتخاب کرده وشما را کاملا مي شناسد اين همان ملتي است که رسول الله وعده داده است.در پايان از خانواده ام مي خواهم که براي من گريه نکنند زيرا گريه کردن فقط براي امام حسين است براي امام حسين گريه کنيد وبه فکر او باشيد ودر پي اين باشيد که او که بوده وبرايي که وجه شهيد شده است با چند قطره گريه وعقده هاي قلب را خالي نکنيد بلکه اشکها را تبديل به انديشه نمائيد روي سنگ قبرم بنويسيد و؟؟؟ تقديم به آستان کبريائي الله.از دوستان وآشنايان مي خواهم که مرا حلال کرده وبه بزرگي خود ببخشند در ضمن اگر کسي از من طلب دارد از پدرم بگيرد واگر از کسي طلب دارم حلالش باشد.در ضمن مخصوصا توصيه مي کنم که نماز جماعت وجمعه را سبک نشماريد.خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.