بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد اله بخش احمدي
و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون . در روز دوم از ماه آذر 1349 در روستاي سينيان از منطقه بيضا نوزادي چشم به جهان گشود که او را الله بخش ناميدند و چه اسم با مسمي خداوند او را به پدر و مادرش امانت داد و به موقع اش نيز ستاند . کودکي را با ظلم و ستم خان که در همه جاي روستاها مشهور بود سپري نمود و پا به دبستان گذاشت . دبستاني که براي تحصيل وارد آن شد در روستاي ابراهيم آباد سه چهار کيلومتري دور از زادگاهش بود و چه سختي هايي را بر جان خريد و چه زمستانهايي سرد را که پياده در برف و باران از راههاي ناهموار به سوي دبستان رفت تا کلاس پنجم را به پايان رسانيد. در روستاها همه اعضا خانواده در کار کشاورزي به يکديگر کمک مي کردند کودکان و نوجوانان به همراه پدر و مادر همه دست به دست هم داده و تا محصولي به مرحله برداشت برسد همگي روز و شب ها را کنار هم در مزرعه و در خانه سپري مي کردند . الله بخش نيز مثل بقيه با آن که هنوز دبستاني و خردسال بود پا به پاي مادر و ساير اعضاي خانواده در کشاورزي کمک مي نمود . دوران راهنمايي را به روستاي مليان رفت . و مثل دوران ابتدايي راههاي ناهموار را پياده طي مي نمود و سال دوم راهنمايي تحصيلي بود که عشق بسيجي بودن به سرش زد و کتاب و دفتر را گذاشت و اسلحه را به دست گرفت و روانه جبهه هاي حق جنگ شد و از تفريح و خوشحالي ها دل کند و به نداي رهبر خويش لبيک گفت و مخلصانه آن چه داشت در طبق اخلاص گذاشت . و به فرموده امام راحل بسيج لشکر مخلص خداست . در سال 64 بود که پابه پاي ساير بسيجيان در عمليات آزاد سازي فاو دو شادوش سپاه و ارتش اسلحه به دست گرفته و به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان لبيک گفت . پس از مراجعت از جبهه جنگ اسلحه ديگري به دست گرفت و به کشاورزي مشغول شد و با داس و بيل در عرصه کشت و زرع پا گذاشت . الله بخش آن موقع جوان برومندي شده بود و هواي جبهه و جنگ روي او خيلي تاثير گذاشته بود . به کمک در مانده ها مي شتافت . و به ياري فقرا و مستمندان همت مي گمارد . در يکي از روزهاي پاييزي بود که دوباره هواي جبهه و جنگ به سرش زد و با عنوان پاسدار وظيفه به پايگاه اعزام نيرو در روستاي تل بيضاء رفت و با اين که هنوز زمان خدمت مقدس سربازي وي فرا نرسيده بود به سربازي رفت 21/7/1367 آخرين روزي بو که پدر و مادر قد رعناي وي را تماشا نمودند و صبح آن روز سرد پاييزي از همه خداحافظي نمود و قدم در فضاي عطر آگين جبهه گذاشت و به پادگان آموزش نظامي شهيد دست بالا در اهواز منتقل گرديد و حدود 20 روز را در آنجا سپري نمود که شربت پر فيض شهادت نوشيد و به لقا الله پيوست . در يازدهم آبان ماه 1367 از اين قفس خاکي پر گشود و به سوي معبود خويش پرواز نمود . روحش شاد . شهيد الله بخش احمدي از روز تولد تا شهادت حدود 18 سال عمر نمود و به جز دوران کودکي و زمان دبستان بقيه عمرش را در برقراري عدل داد و سپري نمود . آغاز فعاليت وي در گروه مقاومت بسيج بود که زير نظر بسيج سپاه به برقراري امنيت در روستاها و مبارزه با فساد و فحشا و جمع آوري اجناس و آذوقه براي رزمندگان و سرکشي به خانواده هاي محروم و مستضعف مربوط مي شد اکنون پانزده سال از شهادت آن عزيز مي گذرد و پانزده سالي که براي هر پدر و مادري که عزيزش را از دست داده باشد عمري طولاني با زجر و سختي مي باشد و ليکن چون راه شهيد راه ائمه و سالار شهيدان است خداوند نيز پدر و مادر شهيد را صبور قرار مي دهد و جزاي نيک آن نزد باري تعالي محفوظ است . خداوندا همه ما را با شهداي کربلا و شهداي 8 سال دفاع مقدس محشور بگردان . آمين