روایتی از همسر محترم شهید علمدار اخبارفر


🌸 ما مهمانی که میرفتیم ، یا با دوستان و همکاران ک روبرو میشد باشوخ طبعی ک داشتن همیشه باخنده و مزاح وارد میشدن بعدسلام و احوالپرسی میکردن
وقتی وارد منزل میشدند با فرزندانش( آرمین و آرمان ) و همسر هم همین طور برخورد میکردن
🌸انداختن و جمع کردن سفره چه در منزل چه در مهمانی چه در سفر همیشه آماده تر از همه بودن
بعضی وقتا اعتراض میکردیم به شهید که شما چرا اینقدر با عجله سفره را جمع میکنی؟
می گفت:
شما زحمت آماده کردن غذا را کشیدین من هم باید کمکی کرده باشم .

