هر سال محرم خودش هر طور شده میرساند روستا

راه می انداخت ...
یه روز وسط قبرستان روستا ایستاد
گفت حیفه اینجا شهید نداشته باشد...
بعد گفت اگه من شهید شدم،
من را همین جا دفن کنید..
درست همان شد
نکته قابل عجیب اینکه همان جایی که دفن شدند خودشون حدود ۶ یا ۷ سال درخت میکاشتند و خشک می شد ...
آخرین بار، گل رزی کاشتند که بعد خشک شد.
و به همسرش این یه حکمتی داره!!!
و عجب حکمتی...
بعد از شهادت توسط رژیم صهیونیستی آمریکایی،
همانجایی که گفته بود دفن شد...
حالا روستا هم شهید دارد
و هم گلی زیبا بنام
شهید سید محمد حسینی🌹

