آخرین آغوش پدر
بابا خوابیده است
و پسر، در گوش تابوت، هزاران قول مردانه زمزمه میکند.
او یاد میگیرد که قهرمانها نمیمیرند،
فقط از آغوش خانه به آغوش خدا میروند.
«وارث غیرت، سرباز کوچک وطن؛ راه بابا در رگهای تو جاری است

