کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
14:06
عبدالسلام باقری

عبدالسلام باقری

فرزند اسداله

تاریخ تولد
1338/12/04
تاریخ شهادت
1365/04/10
محل شهادت
بیمارستان تهران
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - خرامه -سفلا
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
ر زمنده
نحوه شهادت
شهادت ناشی ازجانبازی
نوع خدمت
ارتش
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عبدالسلام باقري. شهيد عبدالسلام باقري معروف به عبدالله در سال 1338 در دهستان سفلي واقع در 10 کيلومتري شهرستان خرامه در يک خانواده مذهبي و در خانواده اي که به لطف پروردگار دو پسر عمه و داماد اين خانواده به شهادت رسيده اند و يک خانواده که تمام مردان و جوانان آن ها بسيجي و برادر شهيد و جانباز هستند به دنيا آمد. ايشان دوران ابتدائي خود را در همان دهستان به پايان رساندند و چون که پدرشان نياز به کمک در کار کشاورزي داشتند به کمک پدرشان رفتند تا بتوانند در امور کشاورزي پدرشان را ياري کنند و بعد از چند سال پدرشان به علت بيماري در سال 1357 فوت کردند و شهيد به عنوان نان آور و سرپرست خانواده مي بايست مادر و دو خواهر و برادر خود را سرپرستي کند شهيد در سال 1360 ازدواج کردند و چند روز بعد به خدمت سربازي در ارتش جمهوري اسلامي ايران رفتند که مصادف شد با جنگ تحميلي. شهيد سربازي خود را در کردستان آغاز کرد و در عمليات فتح المبين به شدت مجروح شد به گفته همرزمان شهيد تا 24 ساعت آن ها نتوانستند به علت حمله دشمن و آتش زياد به کمک شهيد بروند و بعد از 24 ساعت که به کمک شهيد رفتند ديدند که به شدت مجروح شده و شهيد را به بيمارستان منتقل کردند و شهيد از ناحيه سر و يک طرف بدن خود به شدت آسيب ديده به طوري که 50% بدن شهيد فلج شده بود که هيچ تحرکي نداشت و بعد از چند ماه از بيمارستان مرخص شد و به خانه آمد ايشان بعد از چند ماه از لحاظ بدني تا حدودي بهبودي پيدا کردند ولي ايشان در حدود 60% جانبازي داشتند و در سال 1362 اولين پسرشان به نام سجاد به دنيا آمد و باز هم با اين که 50% بدن بي جان و بدون تحرکي داشت شروع به کار و فعاليت کرد تا بتواند مخارج زن و فرزند خود را تأمين کند و در مغازه پدر خانم خود که با کمک او شروع به کار کرد و در سال 1364 پسر دوم شهيد به نام جواد به دنيا آمد و شهيد بسيار خوشحال به خاطر فرزندانش اميد به بهبودي داشت ولي در سال 1364 بيماريش به شدت او را اذيت مي کرد و ديگر قادر به تحمل درد را نداشت و به همراه برادر خود به بيمارستاني در تهران رفتند و تشخيص دکترها اين بود که ايشان بايد هر چه سريع تر ناحيه سر خود را مورد عمل جراحي قرار دهند ايشان در هنگام عمل که بسيار سخت بود در همان موقع به درجه رفيع شهادت نائل گشتند . روحش شاد و يادش گرامي باد .