کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
17:55
آقاجان گاوکانی

آقاجان گاوکانی

فرزند شمس علی

تاریخ تولد
1338/01/01
تاریخ شهادت
1361/11/17
محل شهادت
عراق
محل تولد
فارس - خرامه - خرامه
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد آقاجان گاوکاني : شهيد آقاجان گاوکاني فرزند شمس علي گاوکاني در سال 1338 در روستاي گاوکاني شهرستان خرامه از توابع استان فارس ديده به جهان گشود . او دومين فرزند از هفت فرزند خانواده بود ، پس از طي دوران طفوليت تحصيل علم را آغاز کرد و تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند و پس از آن به دليل عدم وجود مدرسه راهنمايي در روستا و فقر مالي ترک تحصيل کرد و در همان روستان گاوکان مشغول به کار گرديد و خانواده اش را در تأمين هزينه هاي زندگي ياري داد . با رسيدن به سن مشمولين نظام وظيفه در 15 بهمن 1358 خود را به نيروي انتظامي معرفي کرد ، دوره ي آموزشي را در کرمان گذرانيد و سپس به شيراز منتقل شد . چهار ماه پس از اتمام خدمت سربازي در ارديبهشت سال 1361 ازدواج کرد . در دي ماه 1361 از طريق بسيج شيراز عازم پادگان شهيد دستغيب اهواز گرديد و پس از آموزش هاي لازم به منطقه ي عملياتي محرم در جبهه زبيدات اعزام گرديد . وي در جبهه مسئول تدارکات بود و مهمات را حمل مي کرد و سرانجام در تاريخ 17/11/1361 در جبهه زبيدات بر اثر اصابت ترکش خمپاره شربت شهادت را نوشيد و به لقاء حق پيوست . وي فردي بسيار مهربان و با اخلاق بود و در امر به معروف و نهي از منکر فعال بود و آن را انجام مي داد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
بسم رب الشهدا ملتى كه شهادت دارد اسارت ندارد. امام خمينى متن وصيتنامه براد رشهيد آقا جان گاوكانى بسم الله الرحمن الرحيم شهيدان زنده اند الله اكبر با درود فراوان به رهبر كبير و درود فراوان به كليه رزمندگان و با درود به خانواده هاى شهدا چند وصيتى من با شما دارم كه عرض مينمايم اولين وصيت من به شما اين رزمندگان اين ملت هميشه بيدار ايران اين است كه امام را تنها نگذاريد كه منافقين دست و پا بزنند. اى مهربان مادر تو كه با خون جگر مرا بزرگ كردى كه براى شما درختى شوم كه براى شما ثمره دهم كه اين درخت براى شما قمره نداشته اما براى اميدوارى ثمره بخش بود. اميدوارم‌اميدوارم كه باشهيد شدن من ناراحت نشويد كه منافقين از شما خوشحال شوند چون من راهى كه انتخاب كرده ام راه سرور شهيدان حسين است اى پدر مهربان تو كه براى من زحمت كشيدى كه براى شما گلى باشم كه بودم و شما را از گرفتاريها و بدبختيها نجات دهم و اما اينكه براى شما ؟؟؟ و اين كه به اسلام هديه دادى و خدا كند كه با شنيدن شهادت ناراحت نشويد پدر مهربانم تا آنجا كه دستت مي‌رسد به اسلام كمك كن و امام راه همشيه در وقتى كه نماز مي‌خوانى دعاكن نگذاريدكه منافقين دست به توطئه بزنند و پدرم چون من راه راستين در پيش گرفتم و راه سفر بستم كه اميدوارم در راه خدا شهيد شوم چون سرور شهيدان حسين (ع ) است كه با 72 تن در مقابل لشكريان كفر ايستادگى كرد و شهيد شد و پيروز هم شد و خدا كند كه اسلام هم بر ظلم و ستمگران و منافقين پيروز شود و ا زخدا مى خواهم كه كمك كند واى برادر مهربانم چون من به جبهه رفتن تنها براى رضاى خدا و ا زاو هم يارى مى جويم كه به ما توفيق دهد كه با لشكريان كفر بجنگيم و برادرم از تو ميخواهم كه نماز را به وقت بخوانى و دعا براى رزمندگان بكنيد چون ما به دعاى شما نياز داريم و اى خواهر عزيزم تو هم مثل زينب كه كاخ يزيد آن زمان را به لرزه در آورد تو هم كاخ سفيد و كاخهاى ستمگران و ظالمان را به لرزه در بياور شما از شهيد شدن من اصلا ناراحت نباشيد و اگر پدر جان از تو بپرسند پسرت كجا رفته بگوئيد رفته دانشگاه حسين عليه السلام درس بياموزد و چون من بى سواد بودم مرا ببخشيد اگر كم و كسرى شده. حالا چند كلمه به همسر مى نويسم كه اگر من شهيد شدم با او بدستوار اسلام فتار كنيد و اموال من را به مهريه به او بدهيد و از او بخواهيد كه نماز را فراموش نكند و ديگر عرض ندارم امام را دعا كنيد و با همه شما حلال بودى مى طلبم و همه شما را به خدا مى سپارم و خدا به همه شما نصرت دهد. آقاجان گاوكانى