کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 10 آذر 1404
01:32
حمید لشنی

حمید لشنی

فرزند میرزا

تاریخ تولد
1343/02/02
تاریخ شهادت
1364/11/18
محل تولد
فارس - خرامه - خارستان
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد حميد لشني . شهيد حميد لشني در تاريخ 2/2/1342در روستاي خارستان از توابع شهرستان خرامه از توابع استان فارس در خانواده ا ي کشاورز و متوسط به دنيا آمدند . نام پدر و مادر ايشان آقا ميرزا و فاطمه . که شش فرزند داشتند و شهيد فرزند پنجم خانواده بود . شهيد دوران ابتدايي را در روستاي خارستان گذراند و دوران راهنمايي را در خرامه بودند و در دوران انقلاب به خاطر وخيم بودن اوضاع و همچنين نبود امکانات شهيد مجبور شد که ترک تحصيل کند و مشغول کشاورزي شد . از طريق بسيج دوران آموزشي را پشت سر گذاشت و در سال 1361 بعد از گذراندن سه ماه در جبهه به خانه برگشت و به کار کشاورزي ادامه داد تا اين که در سال 1363 جهت انجام خدمت سربازي خود را به سپاه معرفي کرد و به عنوان پاسدار وظيفه به جبهه هاي جنوب اعزام گرديد . شهيد در سال 17/1/1364 با دختر عمويش ازدواج کرد . شهيد پس از يک سال خدمت در تاريخ 18/10/1364 هنگام انتقال تجهيزات پدافند هوايي در منطقه ي آبادان بر اثر اصابت ترکش به ناحيه شکم به درجه ي رفيع شهادت نايل آمد . که بعد از انتقال جسدش به شهرستان خرامه در گلزار شهداي خرامه در حرم مطهر امام زاده اسحاق (ع) به خاک سپرده شد . شهيد از نظر اخلاقي فردي بسيار مؤدب و با احترام بود که نسبت به احکام شرعي و احترام به بزرگترها هميشه الگويي براي سايرين به حساب مي آمد . پدر شهيد در سال 1384 دار فاني را وادع گفته و مادرشان هم اکنون در قيد حيات است و دچار ناراحتي قلبي شده است . روحش شاد و يادش گرامي باد . والسلام .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد حميد لشني - ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون . بار خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار تو شاهد باش که سرباز مهديت به خاطر تو در راه تو به صداي حسين زمان لبيک گفتم : با سلام و درود فراوان به امام امت و با درود فراوان به رزمندگان اسلام و با سلام و درود به خانواده هاي شهداء و معلولين و مجروحين برادران و خواهران عزيز بنده حقير فرزند ميرزا دوست داشتم مانند يک سرباز امام زمان عجل الله تعالي و فرجه شريف در را ه ناموس و اسلام و مملکت خويش جان فدا شوم در همين جا بود که خودم داوطلبانه به پذيرش سپاه ثبت نام کردم و جزء سربازي به سربازان حسين پيوستم من در همان اوائل انقلاب دوست داشتم که تا آخرين قطره خوني که در بدن دارم در راه اسلام و ميهن جان فشاني کنم اکنون که در محلي قرار گرفته ام و با خود فکر مي کنم که لياقت اين هديه خداوند دارم به جا بود که چند کلمه اي بعنوان وصيت حضور شما برادرانم وخواهران و خصوصاً خانواده و تمام دوستان و رفقا و هم سن و سالانم عرض کنم از پدر و مادرم و اقوام مي خواهم از براي من سياه پوش نشوند چون وقتي حسين شهيد شد کسي نبود براي او سياه پوش شود پرچم سبزي روي تا ؟؟؟ بزنيد و روي آن بنويسيد عاشق کربلا ، چون من عاشق کربلا بودم روي تابوتم گل نپاشيد چون در موقع اسيري روي اهل بيت خاکستر پاشيدند من بايد به شما تبريک بگويم که لياقت داشتيد که فرزندتان را به عنوان واسط به پيش حسين بن علي عليه السلام فرستاديد پدر جان از اول که قدم به سرزمين کربلا سرزمين خون شهادت گذاشته ام به دبيرستاني وارد شده ام که معلم حسين و کتابم قرآن است و کسي که مي خواهد وارد اين دبيرستان بشود اول بايد خود را بسازد و بعد وارد کربلاي حسين و دبيرستان بشود و تولدش زماني خواهد بود که تير دشمن به قلب نو شکفته اش بخورد و قلبم را پاره پاره کند و بروي خاک کربلا به خون آغشته شوم و زماني جشن عروسي من خواهد بود که در کنار مزارم صداي الله اکبر خميني رهبر يا حسين يا حسين يا مهدي و يا زهرا شنيده شود در ضمن از خواهران و برادران و رفقا و دوستان تقاضا دارم براي من گريه نکنيد و در پايان مرا در کنار برادران شهيد در خرامه به خاک بسپاريد . به اميد پيروزي رزمندگان اسلام خداحافظ 15/11/64 - خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار