حسین خردمند ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))
فرزند حسن البیک
تاریخ تولد
1340/06/10
تاریخ شهادت
1361/01/08
محل شهادت
عراق
محل تولد
فارس - خنج - فتح آباد
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
تک تیرانداز
نحوه شهادت
اصابت نرکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم . زندگي نامه شهيد حسين خردمند . شهيد حسين خردمند در خانوده اي پاک و با ايمان از ايل عشاير قشقايي طايفه اي که در ساکن روستاي محمله واقع در 5 کيلومتري غرب خنج متولد گرديد وي داراي چهار برادر بزرگتر از خود و دو خواهر مي باشد در سن سه سالگي پدر خود را از دست داد وضع مادي آنان در آن موقع چندان خوب نبود به همين خاطر مادرش که بانويي بزرگوار و سرد گرم را چشيده بود مشغول کار شد و از فرزندان بزرگتر تقاضاي کمک نمود تا بتواند جگرگوشگان کوچک را پرورش دهد و بزرگ نمايد و خواهر شهيد توانستند با کمک و همکاري مادر و برادرانش ازدواج کنند برادر بزرگتر به واسطع عدم آگاهي پدران و نياکان گذشته بي سواد بودند مادر و برادران سعي کردند که حسين کوچک خود را به مدرسه بفرستد دوران ابتدائي را در مدارس عشايري روستاهاي محمله و زنگويه به پايان رسانيد در اين موقع حساس از زندگي مادرش دار فاني را وداع گفت و به همت و ياري برادرانش سه سال از دوران متوسطه را در خنج طي نمود و براي ادامه تحصيل به هنرستان صنعتي کوار رفت و در رشته اتوماتيک ثبت نام نمودو مشغول تحصيل شد شهيد خردمند در ايام تعطيلي کار مي کرد و يا با برادران خود همکاري مي کرد و براي دوران تحصيلي پول تهيه مي کرد مدت چهار سال در هنرستان کوار به تحصيل مشغول بود و امسال مي رفت که فارغ التحصيل شود و به اخذ ديپلم نائل آيد به علت شور و هيجان شهيد تصميم گرفت که در بسيج شهر کوار شرکت نمايد در اوايل زمستان در بسيج وارد شد و پس از دوره هاي کوتاه و بلند فنون نظامي را فراگرفت و قبل از عيد نوروز سال 1360 به مدت کوتاهي جهت آموزش نهايي به شهر کازرون اعزام شد در آنجا با عده اي از برادران بسيج روستاي محله و بستگان همراه بود در اول حمله فتح المبين از کازرون به جبهه رقابيه اعزام گرديد و پس از مدتي جنگيدن با سرسپردگان آمريکا و مزدوران بعثي به دست جنايتکاران به درجه رفيع شهادت که آرزوي ديرينه اش بود رسيد و مانند شمعي بود که براي امت سوخت و جان خود را باخت . روحش شاد و راهش مستدام باد .
بسمه تعالى ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغير ما بانفسهم خداوند وضع هيچ قومى را تغيير نمى دهد مگر آنكه خودرا تغيير وضع خويش اقدام كند
پس اى برادران و اى خواهران اينك ما مردم مسلمان هستيم كه بايد تك تك خودمان به تغييروضع خويش اقدام كنيم واينك ما هستيم كه بايد برايمان آشكار شود كه انقلاب اسلامى يعنى چه و زير ظلم رهايى يافتن چگونه و به چه طريقى مى باشد و ماهستيم كه بايد بدانيم درمرزهاى كشورمان چهمى گذرد و ما مسلمان هستيم كه دردين اسلام هركدام مسئوليتهاى زيادى بردوش داريم واينك ماهستيم كه مسئوليت خون عاشوراى حسين (ع) كربلاى خو ن وشهيدان عزيزمان دركربلاى ايران بردوشمان هست وبزرگترين وظيفه ما دراسلام همين است واى برادران و خواهران اكنون كه ما مردم مسلمان نگهباندين اسلام هستيم كه به يارى الله با اسلحه الله اكبر به رهبرى حضرت مهدى (عج) ونايب برحقش امام خمينى زنجيرهاى طاغوت را يكى بعداز ديگرى ازهم گسيخته وبسوى فضاى گسترده آزادى پيش ميرويم اى برادران و اى خواهران واى همه مسلمانان درحال حاضر امروزدراين موقعيت بزرگترين وظيفه واجب ترين اعمالى كه ما داريم حفظ اتحاد ووحدت كلمه و فراموش نكردن جنگ تحميلى مى باشد اى عزيزان من بعنوان يك فرد مسلمان و براى انجام يكى از وظايفم واجبات الهى وبراى دفاع ازدين اسلام (جهاد ) وخاك اين وطن عزيز وبيارى الله و حجت ابن الحسن روانه جبهه هاى حق عليه باطل مى شوم انشاءالله، و خواسته ام ازشما اى برادران واى خواهران واى همه مسلمانان محترم اولا اتحاد اتحاد همه باهم متحد شويم ونگذاريم دشمن بين شما نفاق اندازد وشما را از هم جدا كند وبعدا اميدوارم كه اى برادران چون شهيدان كربلا و شهيدان كربلاى ايران واى خواهران زينب وار تا آخرين نفس و تاآخرين قطره خون خود تا پيروزى نهايى انقلاب اسلا مى درراه الله و خط امام قدمهايى با استقامت هر چه تمامتر برداشت و از خون شهيدانتان پاسدارى كنيد و در پايان از برادران و خواهران وازتمام فاميلهايم خواستارم كه هيچگونه ناراحتى بخود راه ندهند و با كمال رضايت از صميم قلب مرا ببخشيد و دنباله اين خط الله را تا پيروزى نهايى ادامه دهيد كه انشاءالله بتوانم با برداشتن قدمهايى درراه الله ثوابى به روح پدرومادرم نثاركنم و اى خواننده عزيز دعا كه انشاءالله بتوانيم اسلام و قران را جهانى سازيم انا لله وانا اليه راجعون ما از خداييم وبه سوى ا و بازمى گرديم خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى رانگهدار