بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه برادر شهيد محمد رضا صابري
در سال 1347 ديده به جهان گشود، از همان کوچکي آثار صداقت و پاکي در چهره او مشخص بود.در 6 سالگي پا به مدرسه گذاشت ، تا کلاس پنجم در يکي از دبستانهاي اهواز درس مي خواند و سپس بعلت منتقل شدن پدرش به شيراز آمد و به ادامه تحصيل مشغول شد.در اين هنگام بعلت علاقه ايشان به تعمير وسائل برقي مانند راديو ضبط، در اطاقي که به خودش اختصاص داده شده بود در ضمن تحصيل به يادگيري اين حرفه و مطالعه ي کتب مربوطه پرداخت.وقتي به پايه ي سوم دبيرستان رسيد درس را رها کرد و بدنبال کارهاي متفرقه مثل مکانيکي و تعمير وسايل برقي مانند راديو ضبط و کمک بيشتر به خانواده از نظر خريد خارج از خانه رفت.قناعت، ساده زيستي، عدم وابستگي به ماديات، اخلاق، تقوي و پرهيزگاري از خصوصيات بارز اخلاقي وي بود.شوخ طبع بود و از دروغ گفتن و دروغ شنيدن نفرت داشت، مي گفت انسان ناچيزي را به چشم خود نبيند و با گوش خود نشنود نبايد آنرا باور کند.راجع به دنيا و ما ؟؟؟ مي گفت:دنيايي که آخر بايد آن را ترک کنيم به چه دردي مي خورد و انسان نبايد به لذائذ آن دل ببندد.بالاخره اين جوان فداکار احساس کرد که ميهنش به شجاعت و فداکاري او احتياج دارد.بنابراين در تاريخ هجدهم بهمن ماه 1366روحش شاد و یادش گرامی باد . براي گذراندن خدمت مقدس سربازي رهسپار پادگان آموزشي هفتگل گرديد.پس از آموزش به فکه اعزام شد و بگفته فرماندهشان در آنجا بي سيم چي بود، تا اينکه در سن 20 سالگي و در تاريخ 22/4/67 که مزدوران بعثي، منطقه فکه را مورد حملات شيميايي قرار دادند به ملکوت اعلي پيوست.آري ، مرغ جانش از قفس پريد و بدين ترتيب گل ديگري به گلستان شهداي گلگون کفن افزون شد.