کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 10 آذر 1404
01:45
علی کریمی

علی کریمی

فرزند خدابخش

تاریخ تولد
1347/07/17
تاریخ شهادت
1369/07/24
محل شهادت
نفت شهر
محل تولد
فارس - سپیدان -راشک
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
انفجار مین
نوع خدمت
ارتش
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه شهيد علي کريمي : شهيد علي کريمي فرزند خدابخش در روستاي راشک از توابع شهرستان سپيدان متولد شد شهيد علي دوران ابتدائي را در همان روستا گذراند و از اول تا سوم راهنمايي را در شهرستان سپيدان به اتمام رساند در سال 1364 با دختر عمويش ازدواج کرد چون وضعيت مالي خانواده خوب نبود با قرض کردن توانست عروسي بگيرد بعد از چند روز گفت مي خواهم به جبهه بروم پدرش گفت تو که قصد رفتن به جبهه داشتي چرا زن گرفتي گفت من براي همين زن و خانواده و دفاع از ناموسم به جبهه مي روم وقتي در جبهه بود صاحب دختري به نام مرضيه شد . شهيد کريمي از جمله دلاور مرداني بود که مصائب و مشکلات را پشت سر گذاشت و دنياي فاني و غذار را همچون زاهدان شبرو ترک کرده و سعادت و رستگاري ابدي را که همان شهادت است از معبود خويش طلب کرد . روحش شاد و نامش جاودان . والسلام .
بنام خدا وصيتنامه شهيد على كريمى (نوربخش). با درود فراوان به روح پرفتوح امام امت خمينى بت شكن (ره). درود بيكران به ارواح پاك شهيدان از صدر اسلام تا كنون و درود فراوان به رهبر عظيم الشأن انقلاب حضرت آيت الله خامنه اى و كليه معلولين و خدمتگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران اينجانب على كريمى (نوربخش) فرزند خدابخش متولد سال 1347 ساكن روستاى راشك شرحى از وصيت نامه ام را به شرح زير
مى نويسم. وصيتنامه ام توسط يكى از عموهايم در مراسم ختم خوانده شود. 1- بعنوان اولين كلام خطاب به اهالى شهيدپرور راشك عليا و سفلى و بخصوص خانواده هاى ديگر فاميلم اعلام مى نمايم كه اين انقلاب انقلاب محرومان بوده و حافظ آن محرومان هستند پس در حفظ آن بكوشيد. 2- با تمام وجودم امام خمينى رحمه الله عليه را شخصيتى اسلامى و خدمتگزار به همه مسلمين تشخيص دادم و از خانواده ام و ساير اهالى شهيدپرور راشك سفلى و عليا مى خواهم كه در همه حال و احوال پيرو خط امام باشند و تخطى از خط امام كه در حقيقت خط آل محمد و على و همه ائمه اطهار است ننمايند. 3- وصيت مى كنم اگر چنانچه به شهادت رسيدم جسد مرا در جوار آرامگاه شهداى گرانقدرراشك عليا بخاك بسپاريد. 4- پدر بزرگم سلام از اين كه در اين مدت عمرم نتوانستم كارى برايت انجام دهم و دينم را نسبت به زحمات زيادى كه برايم كشيدى جبران كنم عذر
مى خواهم و از تو مى خواهم كه مرا حلال كنى و پس از مرگم ناراحتى از خود نشان ندهى اگرمى خواهى كه روح من شاد باشد. 5- مادر عزيزم سلام. مادر از اين كه مرا از دوران كودكى تا به اينجا رسانده اى و با خون دل بزرگ كرده اى و من به عنوان فرزندى نتوانستم زحمات شما را قدردانى كنم مرا ببخش و حلالم كن ولى اين را از تو مى خواهم كه پس از مرگم نه صورت خود را خراش بزنى و موهايت را بكنى چون ؟؟؟ راهى كه من مى روم افتخار است. 6- خواهرم سلام. بعنوان تنها خواهرم از تو مى خواهم كه در هنگام مرگم زينب وار باشى و از آزار و اذيت خود خوددارى كنى خداحافظ. 7- همسر خوب و مهربانم سلام. از اينكه نتوانستم در اين مدتى كه تشكيل خانواده با تو داده ام زندگى خوبى داشته باشم عذر مى خواهم و ازتو مى خواهم كه در هنگام مرگم از خداوند طلب صبر كنى كه مرگم موجب از هم پاشيدگى زندگيت نشود و سفارش من به تو اين است كه فرزندى كه در راه دارى چنانچه خداوند بسلامت او را عطا فرمود اگر پسر بود اسمش را حسن و اگر دختر بود زينب بگذارى در ضمن از پدر و مادرم مى خواهم كه جهت رضاى خدا چنانچه شهادت نصيبم شد و به خاطر اينكه روح من را شاد كنيد بجاى احترام به من همسرم را احترام و نگهدارى كنيد. 8- برادرم حسين سلام. مرا مى بخشى كه نتوانستم در اين مدت به سركشى شما بيايم و همانطور كه مى دانيد كارها بسيار سخت و خطرناك است كه احتمال دارد هر آن مرگ مرا به كام خود فرو برد. از تو مى خواهم چنانچه شهادت نصيبم شد بعنوان يك مجاهد دلير راه پرافتخار مرا ادامه دهى و مرگم موجب ناراحتى و مدهوشى شما نشود و با كمال ميل‌وظيفه ات را پاسدارى و نگهدارى نهايى خداحافظ. در پايان از كليه فاميلم اين وصيت را دارم كه هر طورى كه باشد پيوند و اتحاد و همبستگى بين خودشان را حفظ نمايند، خدانگهدار همه شماها باشد. درضمن سلام خدمت كليه اهالى روستاى راشك عليا و سفلى عرض مى نمايم و از همگى تقاضا دارم چنانچه در اين مدت عمرم خلافى، اشتباهى يا بدى از من نسبت به هريك از آنان سرزده مرا ببخشند و از همه مردم حلاليت مى طلبم. والسلام. خداحافظ همگى شما. على كريمى مورخ 7/7/1369.