کنگره ملی شهدای استان فارس

دوشنبه 10 آذر 1404
02:26
داداله معمر

داداله معمر

فرزند علی اکبر

تاریخ تولد
1344/04/06
تاریخ شهادت
1365/10/04
محل شهادت
ام الرصاص
محل تولد
فارس - سپیدان - خلیلی
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت-تفحض
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد دادالله معمر قلعه خليلي
شهيد دادالله معمر در سال1344 در خانواده اي مذهبي وروستائي در حومه شهرستان سپسدان از توابع استان فارس ديده به جهان گشود وتحصيلات ابتدايي وراهنمايي را در روستا سپري نمود ودر سال 1357 همزمان با شکل گيري انقلاب اسلامي در ايران وبا توجه به سن کمي که داشت نقش بسزايي داشت وتحصيلات دوران دبيرستان را در شهرستان وروستا سپري نمود ودر سال1365 همزمان با گرفتن مدرک ديپلم وحمله رژيم بعث عراق به ايران وعلاقه شديدي که به جنگيدن برعليه رژيم بعث عراق ودفاع از اسلام ومملکت خويش داشت همراه با سپاه محمد رسول الله به جبهه اعزام گرديد ومدت 45 روز در جبهه حق عليه باطل مي جنگيد وسرانجام در عمليات کربلاي چهار پيش قدم شده وهمراه با گروهي با قايق به آن طرف اروند کنار راهي مي شوند که در وسط روخانه قايق آنها را به زير آتش مي گيرند ونامبرده به گفته يکي از دوستان وهمرزمانش که همراهش بوده از ناحيه پا مجروح مي شود واز قايق پياده مي شود ودر آن طرف اروند گير مي افتد وقايق هم از دسترس آنها دور مي شود چون دشمن روخانه را زيرآتش شديد خود گرفته بود وعمليات لو رفته بود از شهيد دادالله معمر هيچ گونه اثري پيدا نمي شود وزماني هم که قطعنامه 598 اجرا گرديد واسرا آزاد شدند هم اثر از شهيد دادالله پيدا نمي شود در ضمن آن دوست وهمراه همشهريش که همراهش بوده مي گويد من خودم را با جليثقه نجات خودم را نجات داده وبه اين طرف اروند وجبهه خودمان بازگشتم ولي شهيد دادالله چون زخمي شده بود نتوانست که خودش را نجات بدهد ودر همان جا ودر زير آتش دشمن ماند وحتي بعدا هم که غواصان رفتند اثري از آنها نيافتند تا اين که حدود چند سال بعد از آزاد شدن اسراء پلاک شهيد دادالله همراه با جمعي از شهداي ديگر که دسته جمعي آنها را بخاک سپرده بودند پيدا شد وپلاکش را همراه با مقداري استخوان به خانواده اش بازگرداندند که يادش گرامي وراهش پررهرو باد وماادامه دهنده راه شهيدانمان مي باشيم.
بنام خدا. وصيتنامه شهيد داداله معمر. سخنى چند با خانواده گراميم: با سلام و درود به حضرت مهدى (عج) و نائب بر حقش امام خمينى و با سلام و درود بر شهيدان و رزمندگان اسلام كه مى روند تا با خون خود و حماسه هاى مردانه، بقيه ريشه هاى پوسيده رژيم بعث عراق را به زباله دان تاريخ بيندازند، با سلام و درود بر پدر و مادر خودم كه توانسته اند دين خود را نسبت به اسلام و انقلاب اسلامى ادا نمايند. اى پدر و مادر بزرگوارم 6 سال خون جگر خوردم و دندان روى جگر گذاشتم. از ترس اينكه مبادا شما ناراحت شويد حتى اسم جبهه را هم بزبان نياوردم ولى هرچه فكر كردم مى بينم آغاز تا آخر دنيا جز پوچى هيچ چيز ديگرى نيست و حتى يك پركاه هم ارزش ندارد. انسانى كه يك روز به دنيا مى آيد و يك روز هم از دنيا مى رود، يا در زمان پيرى يا در زمان كودكى و يا در زمان نوجوانى و (حالتهاى مختلف زندگى)، براى چه خود سرنوشت خود را ورق نزند. با انجام دادن كار خيرى توشه اى براى جهان آخرت خود فراهم نكند. اگر انسان عمر حضرت نوح بكند باز هم بايد عاقبت بميرد و از اين‌دنياى فانى به دنياى ابديت برود. اى پدر و اى مادر و اى برادران و خواهرانم من از ميان شما رخت بربستم و به جهانى ديگر سفر مى كنم تا شايد اين حادثه شما را از حب نفس و جاه و مقام پرستى بازدارد، بار ديگر با صفا و صميميت تا آخر عمر در كنار هم زندگى كنيد و هركدام فقط در فكر سير كردن شكم خود نباشيد. اى برادر ترا به عزيزترين كسانت قسم مى دهم كه تا پاى حرف و صحبتى به ميان
مى آيد مرده خود را، ناموس خود را، وجدان خود را، زيرو رو نكنيد، آخر مگر مرده چه گناهى دارد، خدا لعنت كند كسى را كه به مرده و ناموس خود ناسزا بدهد. اى برادر بخل و كينه مال عمر خطاب است و يك مسلمان نبايد كينه داشته باشد و آن هم نسبت به برادر خودش، اى برادر بياييد به مرگ من سوگند ياد كنيد كه هيچ وقت از هم ناراحت و يا خداى ناكرده نسبت به هم كينه توزى نكنيد و سايه يكديگر را بپاييد تا خداى ناكرده دشمن بر شما فايق نيايد، و همواره در جامعه سربلند و سرافراز باشيد. عاجزانه از شما خواهش و تمنا دارم كه كارى نكنيد كه از شدت ناراحتى جسد من در قبر بلرزد و روح من آسايش نداشته باشد. اى مادر و اى خواهرم: عفت و حجاب بزرگترين سرمايه براى يك زن مى باشد. يك زن مسلمان كسى است كه تمام اعمال دين اسلام را يك به يك اجرا كند. حتى يك تار موى او را برادرش هم نبيند و يا يك لبخند و يا يك قطره اشك او را نامرحمى نبيند. هيچ وقت بدون چادر و اجازه از خانه بيرون نيايد و صورت خود را از ديد نامحرم بپوشاند و درحال راه رفتن به چپ و راست خود نگاه نكند. اصلا زن خانه دار است چه كار دارد به بازار و بيرون رفتن، آن هم تنها. بخدا قسم يا ما بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيم و يا هم مسلمان نيستيم. اى مادرو اى خواهر نكند خداى ناكرده كارى انجام دهيد كه درخور يك زن مسلمان نباشد و باعث آزردن روح من گردد، من در زندگى دو آرزو داشته ام: يكى اينكه بتوانم درد مردم را دوا كنم و به داد آنها برسم و يكى اينكه در راه خدا شهيد بشوم تا بار گناهانم كمتر بشود. به اميد پيروزى حق بر باطل در سراسر گيتى. بخدا قسم: من هيچ هدف و انگيزه و مقصودى براى رفتن به جبهه ندارم بجز به قصد قربت و به اميد اينكه دنباله رو راه سالار شهيدان امام حسين (ع) باشم. 8/9/65. فرزند شما: دادالله معمر. مرا به خاك بسپاريد. به اميد پيروزى. اين چند قطعه شعر را روى سنگ مزارم بنويسيد:
حجاب چهره جان مى شود غبار تنم خوشادمى كه از اين چهره پرده برفكنم چنين قفس نه سزاى چو من خوش الحان است روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم عيان نشد كه چرا آمدم كجا بودم دريغ و درد كه غافل ز حال خويشتند اگر زخون دلم بوى شوق مى آيد عجب مدار كه همدرد نافه ختنم طراز پيرهن زركشم مبين چون شمع كه سوزهاست نهانى درون پيرهنم.