بسم الله الرحمن الرحيم
روحش تشنه بود ، تشنه جرعه اي از دعا ، و در دلش آتش شعله ور ، که جز لا آب بقا ، خاموشي نمي گرفت . شهيد حسين صادقي لاري در سال 1336 در آبادان در خانواده اي متدين و مذهبي متولد شد بعد از تولد به خاطر شغل پدر به زادگاه پدرش لارستان عزيمت کردند بعد از دوران دبستان به شيراز آمدند ، دوران دبيرستان را در شيراز سپري کرد . همراه با اوجگيري انقلاب اسلامي با همراه خانواده اش به راهپيمائي مي رفت ، در سال 1357 ديپلم را گرفت به اين ترتيب به نداي رهبر انقلاب لبيک گفت و همچنان در صحنه حضور داشت . در بهمن ماه سال 1357 به همراه عده اي از اصحاب مسجد حسن بن علي عليه السلام که عده اي از آنها در جبهه به شهادت رسيدند براي استقبال از امام به تهران رفتند و از امام استقبال نمودند . در جريان اوجگيري انقلاب ، کتاب و عکسهاي امام رحمه الله آشنا مي کرد ، که در همين جريان به دست ماموران دستگير مي شود .در سال 1358 عضو بسيج مسجد محل شد . از شاگردان حضرت آيت الله دستغيب بود و در کلاسهاي درس او شرکت مي کرد ، حتي روز شهادت آيت الله دستغيب در محل حضور پيدا کرده بود و نحوه شهادت آيت الله دستغيب رحمه الله را از نزديک نظارگر بود. به نماز جامعه اهميت زيادي مي داد ، علاقه عجيبي به دعاي کميل داشت و يکي از بر پا کنندگان دعاي کميل در مسجد حسن بن علي عليه السلام بود ، هميشه "الهي و ربي من لي غيرک" را زمزمه مي کرد و با وضو راه مي رفت ، کتابهاي آيت الله دستغيب و شهيد مطهري و دستغيب را در کتابخانه ي شخصي خود داشت . چند سال بعد از شهادت بنا به وصيت خودش به کتابخانه آيت الله دستغيب هديه کرديم . به نماز در مسجد محل خيلي اهميت مي داد . حتي نماز صبح را در مسجد مي خواند به پدر و مادرش احترام زيادي مي گذاشت . در سال 1358 به عنوان معلم ابتدائي به ظفرآباد کوار رفت و يک سال در آنجا تدريس کرد و به مردم روستا شبها قرآن درس مي داد سپس به شيراز آمد و به عنوان معلم ديني و قرآن مدرسه شهيد ابوذر فيروزي دو سال تدريس کرد . با همکاري آيت الله حائري شيرازي و دو نفر از دوستان در مسجد حاج عباس کانون ازدواجي به نام سيد جمال الدين اسد آبادي بنياد نمود و هدايايي را به زوج هاي جوان هديه مي کردند و اين همکاري تا زمان شهادت ادامه داشت . در بهمن ماه سال 1359 ازدواج نموده و در سال 1361 صاحب فرزندي شد ، با وجود نوزادي دوازده روز ، علاقه به جبهه و کشورش در وجودش جوانه زد ، عشقي که وصف ناشدني بود ، چنان مجذوبش کرد که تصميم قطعي خود را گرفت و از طريق بسيج به جبهه اعزام شد ، پس از حدود سه ماه حضور در جبهه در ماه محرم در حمله محرم به شهادت رسيد . در دست نوشته هاي خود که براي خانواده اش مي فرستاد توصيه مي کرد .پيرو امام رحمه الله باشيد و به نماز اهميت بدهيد هم رزمانم مي رويم به اميد اينکه اسلام و انقلاب به پيروزي برسد در سال 1356-1360 هدايايي در مسجد محل جمع آوري مي کرد براي کمک به جبهه و همچنان در صحنه حضور داشت و روح خود را از معارف ناب اسلامي سيراب مي ساخت . به قدري به اهالي محل و همسايگان احترام مي گذاشت و مردم دار بود که وقتي خبر شهادتش به محل و اهالي مسجد رسيد همه عزادار شدند و عزادار و تشييع پيکر او ، به قدري با شکوه برگزار شد ، شهيد صادقي به قول همکارانش بنده مخلص خدا بود . داراي سه خواهر و دو برادر ايشان فرزند سوم پسر سوم خانواده بود. از تاريخ 22/6/1361 تا 15/8/1361 حضور در جبهه داشته اند و از تاريخ 1/1/1360 تا 14/8/1361 به عنوان بسيج فعال محسوب مي شدند . پدرش اهل لارستان و مادرشان اهل آبادان هستند . پدر در سال 1358 و ؟؟؟ در سال 1358 فوت نموده اند . روحش شاد و راهش مستدام باد . والسلام.