بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه دلاور فداکار اسلام شهيد محمد حسين شيعه ؛ شهيد محمد حسين به سال 1347 در خانواده اي مذهبي و معتقد به اسلام در عصر روز عاشوراي حسيني ديده به جهان گشود . به همين مناسبت در نامگذاري نام وي محمد حسين را انتخاب و مزين نمودند . جو خاص مذهبي حاکم در خانواده از يک طرف تقواي مادر و تربيتهاي مذهبي وي از طرف ديگر محمد حسين را از همان اوان طفوليت با معارف اسلامي آشنا مي نمايد .... شهيد در سن شش سالگي پايه مدرسه نهاده و ابتدا در مدرسه مهرداد زرقان تحصيلات خويش را شروع و تا مرحله سوم راهنمايي با نمرات خوب ادامه داد . استعداد خاص و ويژه اي که در او هويدا بود باعث گرديد که از همان ابتدا ورود به مدرسه به استناد تعليمات صحيح مذهبي کودکي با نماز آشنا و مسجد را سنگر بعد از خانه قرار دهد و با کتاب آسماني قرآن آشنا شود . به حدي به مسجد علاقه داشت که اوقات بيکاري خويش را در مسجد سپري مي نمود .در مدرسه راهنمايي به علت استعداد خاص خويش همواره مورد تشويق و توجه اولياء مدرسه قرار مي گرفت . در دوران انقلاب در عين کوچکي سن اولين عکس العمل او در برابر طاغوت جدا کردن عکسهاي شاه و وابستگان منفورش از کتابهاي درسي خود بوده و در بين مردم در حد توان خود در جهت ياري رساندن به نهضت امام خميني کمک و مساعدت مي نمود ... نسبت به پخش اعلاميه و عکسهايي حضرت امام و نيز شرکت در تظاهرات و راهپيمائي ها اهتمام به خرج مي داد . در دوران پس از انقلاب شکوهمند اسلامي شهيد محمد حسين با آمادگي هر چه بيشتر و نيز مسرور از تحقق اهداف عاليه اسلام و استقرار حکومت اسلامي و نابودي رژيم ستمشاهي ... خود را وقف به انقلاب و اهداف آن نموده که اولين گام در اين جهت مبارزه با گروهک ؟؟؟ منافقين که خود را به دروغ مجاهدين خلق معرفي مي کردند مي توان به شمار آورد . افشاء چهره کريه اين مزدوران استعمار و خائنين به خلق . در حد توان خود شرکت در تخريب ستاد منافقين از جمله فعاليت شهيد در اين برهه ي حساس پس از پيروزي انقلاب وي محسوب مي گردد . شهيد خصوصيات ويژه اي در خود پرورش داده بود که در واقعيت خود را از ساير بچه ها ممتاز نموده بود . 1ـ روحيه شاد توام با تبسم و اطمينان از آينده اي که شايد مي توان گفت تا حدودي حدس مي زد . مهمترين ويژگي شهيد در پشت جبهه : همکاري با کميته امداد امام خميني زرقان ، به اقتباس از مولا علي عليه السلام چه شبها که تا نزديکي هاي صبح در جهت رفع نيازمندي هاي خانواده هاي محروم و بي سرپرست .... اجناس اهدائي کميته را تقسيم و مسرور از اين خدمت خالصانه .... 2ـ صوت زيباي قرآن او که هنگامي که شروع به خواندن اين کتاب انسان ساز الهي مي نمود ديگران را متاثر مي نمود اهميت به مسجد اين سنگر واقعي اسلام و صرف اکثر اوقات بيکاري خويش ددر اين مکان مقدس .5 ـ علاقه به ورزشي استاني و مهارت در زمينه هايي مختلف اين بازي سنتي . روح حساس و تلاشگر شهيد همواره در کاوش راهي بود که بتواند هر چه بيشتر در خدمت اسلام و نظام مقدس الهي قرآن قرار گيرد در زماني که ميهن اسلاميمان مورد تهاجم ديو سيرتان بعثي قرار گرفته بود او همواره متاثر از اين بود که چرا کوچکي سنم عاملي در جهت جلوگيري از شرکت در اين جنگ مقدس شده بود ... شهادت ؟؟؟ گلگون کفن در سطح شهر و روستاهايي اطراف همواره روح او را در عين اينکه متاثر مي نمود . از طرف ديگر او را مقاومتر و در جهت تداوم راه آن عزيزان راسختر از روز پيش مي نمود . در همين اثنا عمليات والفجر 2 منجر به شهادت تني چند از برادران عزيز و بزرگواري همچون شهيد فداکاري محمدرضا حاج زماني پسر دائي اش گرديد . عليرغم علاقه به ادامه تحصيل بالاخره در مهرماه سال 1362 جهت ادامه تحصيل کلاس سوم راهنمايي را ثبت نام نموده و ظاهرا به مدرسه مي رفت . اگر کمي در چهره او دقت مي کردي انگار چهره او حرفها و سخنها داشت . در واقع آمال محمد حسين ، محمد حسين ديگري بود .ديگر فکر نمي کرد . مي توان به طور صريح گفت که جسم او در اينجا ولي روحش در هواي ادامه راه عزيزان ايثارگر و گلگون کفن پرپر مي زد . تا سرانجام 13 آبان ماه فرا مي رسد : صبح اول وقت طبق روال همه روزه کتاب ودفتر خويش را برداشته و راهي نه مدرسه همه روزه که بالاجبار بايد ساعاتي را صرف محفوظات ذهني با محتوايي محدود و ... و بلکه راهي مدرسه اي که معلم آن سرور آزادگان حسين بن علي عليه السلام که در حقيقت درس آزادگي و مردانگي و حريت و ايثار و فداکاري ... را تدريس و ثمره ي و نتيجه ي آن ارزش والا و گرانقدر که ويژه ي مقربان درگاه حضرت احديت بعني شهادت مي باشد ختم خواهد شد . ظهر همان روز خانواده طبق روال هميشگي منتظر محمد حسين ، زمان مي گذرد و هر لحظه که بيشتر مي گذرد . خانواده دلواپس از اينکه چرا محمد حسين امروز تاخير دارد . .تا سرانجام در تحقيقات به عمل آمده دوستان او اطلاع مي دهند که محمدحسين امروز کمربند مردانگي و غيرت را محکم نموده و آماده مصاف با گرگهاي سيه روز مزدروان استکبار کارفان بعثي نموده که در پرتو اين هدف مقدس و آمادگي هر چه بيشتر و موثرتر راهي پادگان آموزشي گرديده است . فعاليت در گروه مقاومت محل و احساس مسئوليت کردن در اين رابطه از ويژگي هاي او محسوب مي شود . خط زيباي شهيد از جمله هنرهاي او محسوب مي گردد . بالاخره انساني که از همان ابتدا کودکي تحت تربيتهاي صيحيح قراني قرار بگيرد . درس آزادگي را از سرور و سالار خويش حسين بن علي عليه السلام بياموزد بايد در برابر نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان خويش خميني کبير احساس تعهد و مسئوليت نموده و همانطوري که 14 قرن قبل عباسها و علي اکبرها و قاسم ها . به همين ندا پاسخ مثبت دادند .امروز که تاريخ دوباره تکرار شده بايستي محمد حسين ها به نداي ملکوتي امام خويش جواب عملي که همانا تداوم حرکت خونرنگ عاشوراست ، پاسخي جانانه و مردانه دهند .سرانجام محمد حسين در عين سن محدود دارا نبودن از توان جسمي مناسب رزمي موفق مي شود که دنيا را با تمامي دامها و رنگهاها و نيرنگهايش بر او چيره شود و راهي پادگان آموزشي گردد. اينک وقت آن رسيده که چهار سال حماسه و مقاومت آن عزيز بزرگوار را به رشته تحريز در آورده به اين اميد که مطالعه اين همه ايثار و فداکاري چراغ راه رهروان صديق اين دلاوران باشد . ان شاء الله . 1ـ آموزش مقدماتي : پادگان امام علي عليه السلام باجگاه ، شهيد در حدود 15 روز آموزش مقدماتي رزمي را در پادگان امام علي عليه السام باجگاه سپري نمود . 2ـ آموزش تکميلي : اهواز ـ پادگان شهيد دستغيب ؛ در اين آموزش ، نسبت به تکميل مرحله ي اوليه توسط مسئولين همت گماشته شد و شهيد در اين دو آموزش خود را هر چه بيشتر در جهت اهداف عاليه بعدي آماده و آماده تر مي گرديد . 3ـ خط پدافندي زبيدات : از طريق لشکر 19 فحر به مدت سه ماه در خط پدافندي زبيدات در حراست از مرزهاي ميهن اسلامي دفاع نمود . شهيد محمد حسين پس از اتمام از دوره پدافندي از لشکر 19 فجر ؟؟؟ گرفته و مستقيما در جهت ادامه دفاع مقدس راهي تيپ مستقبل المهدي عجل الله در جهن پيوستن به ديگر همرزمان آشنايي خويش مي گردد. 4ـ عمليات خيبر ؛ در اين عمليات افتخار آفرين که به عنوان اولين تجربه ي عملياتي او محسوب مي گردد به عنوان تک تيرانداز شرکت مي نمايد در همين عمليات بود که پسر عمويش سعيد شيعه شهيد و پسر خاله اش مفقودالجسد مي گردد . خصوصيات خوب شهيد اين بود که همواره اسرار نظامي و اطلاعات منظم نظامي را هرگز به کسي نمي داد بالاخص زماني که به مرخصي مي رفت . 5ـ خط پدافندي طلائيه : در جهت حراست از فداکاري هاي انجام شده در عمليات خيبر مدتي به صورت تک تيرانداز خط طلائيه از جزيره مجنون را حراست مي کند. 6ـ آموزش هاي برد : در استمرار آموزش هاي گذشته مدتي در اصفهان آموزش هلي برد با ديگر همرزمان خويش مي بيند و براي اولين بار با دستگاه بي سيم آشنا مي گردد . 7ـ خط پدافندي ؟؟؟ واقع در جزيره مجنون : 8ـ عمليات حماسه اي بدر: در اين عمليات که به صورت دومين ؟؟؟ عمليات شرکت مي کند به عنوان بي سيم چي مشغول انجام وظيفه گشته که در نهايت از ناحيه ي کتف و پا گردن مجروح گشته و دو نفر از بهترين همرزمان خويش 1ـ محمد جواد شعباني ، 2ـ عباس شيعه پسر عمه ي خويش مفقودالجسد و شهيد مي گردند . 9ـ عمليات والفجر 8 : در اين عمليات به عنوان بي سيم چي شرکت که منجر به آزاد شدن منطقه فاو از خاک عراق مي گردد . در اولين مرحبه اين عمليات سالم و در مرحله دوم به وسيله ي گار شيميائي مصدوم مي گردد . در همين عمليات بود که پسر عمه اش عباس شعباني به درجه رفيع شهادت نائل مي گردد . 10 ـ خط پدافندي فاو مرحله ي اول : در حراست از ارزشهايي آفريده شده در عمليات فاو به صورت بي سيم چي در حدود يک ماه در خط فاو به پدافند مشغول مي گردد . 11 ـ خط پدافندي فاو مرحله ي دوم : مجددا با همان سمت قبلي در منطقه فاو مشغول انجام وظيفه مي گردد. 12ـ آموزش ايلام : در پي ماموريت پدافندي واحد مربوطه جهت آموزش و احتمالا عمليات مدتي در ايلام در حالت آموزش و تمرين بسر برده که طاهرا بدون نتيجه به پادگان اصلي در اهواز باز مي گردند . يکي از ويژگي هاي متحصر به فرد شهيد اين بود که : در همه حال با روحيه و با نشاط و با اطمينان خاطر که معمولا کمتر در افراد ديده مي شود و حتي در عملياتها مي توان بر شمرد ، شهيد محمد حسين را مي ديدي که ؟؟؟ از هميشه و با يقين اطمينان خبر عمليات قريب الوقوع را براي ساير رزمندگان تعريف و توصيف مي کند ، روحيه بالا و چهره نوراني شهيد اين بار حرفها و حکايتها داشت ..چهره خندان و بشاش او که به ساير مراحل عمليات ديگر همزمان او را متحير و مشکوک نموده بود. در تقسيم بندي مسئوليتهاي مسئوليت بي سيم چي شدن فرهاندهي گروگان را کد بايستي دوشادوش فرماندهي به حرکت درآيد ، به عهده ي او واگذار مي نمايند ، مهارت زرنگي و تجربه کاري او در عملياتها و خط پدافندي گذشته باعث گرديده بود که عليرغم اصرار برادران هم ؟؟؟ فرماندهي گروهان موافقت منبي بر اينکه از خودش جدا شود ، نمي نمايد و حتي به عنوان تاکيد بر ضرورت همکاري محمدحسين فرماندهي مي گويد که شما يک نفر مثل محمد حسين را پيدا کنيد تا من او را ؟؟؟ محمد حسين در همين رابطه به پسر دائي خود عباس مي گويد که : پسر دائي ناراحت نباش ؟؟؟ برنگشتم دسته گلي را تشييع کنيد . انگار که او مي داسنت که سرنوشت او در اين عمليات رقم زده مي شود و بالاخره اين آخرين باريست که در عمليات شرکت مي کند و در حقيقت کربلا و قربانگاه و قتلگاه او در محدوده همين عمليات است و از اين مهمتر بيش ؟؟ اينکه جسم پاکش در منطقه بر جايي مانده و جاويد الاثر مي گردد. در حدود ساعت 30/9 شب 4/10/1365 با بي سيم و وسائل و ابزار جنگي به همراهي ايماني مملو از عشق به معبود و امام عزيز خويش به همراهي فرمانده گروهان شهيد مسلم رستم پور و ديگر همراهان در کنار رودخانه اروند در خرمشهر قدم بر قايق مي گذارد و در حالي که لبخند رضايت بر لب و در چهره نور محبت به الله موج ؟؟ قايق به دستور فرماندهي جهت انهدام اولين سنگرهايي دشمنان خدا ، آن بعثيون مزدور و کافر . به همراهي ساير رزمندگان کفر ستيز اسلام ؟؟؟ در مي آيد . طولي نمي کشد که آن سيه روزان نگون بخت و آن کوردلان به شيطان پيوسته تا جوانمردانه قايق فرماندهي به همراه ساير قايمها در زير باران ؟؟؟ انواع قبضه هايي آتش پر حجم خويش قرار داده . محمد حسين در چنين شرايط حساس و بي نظيري در زير همان آتش ؟؟؟ پيامهاي فرماندهي را به عقب گزارش مي داد . تا اينکه .سرانجام . صدايي دلنواز او که از منبع ايمان و عشق به الله و اسلام ناب محمدي سرچشمه گرفته بود به يکباره قطع و او در کنار همرهان خويش و در ميان آبهايي خروشان اروند به ديدار معشوق رهسپارد و جسد مطهرش را در همانجا باقي مي ماند و برگه پيروزي که : "يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربک راضيه مرضيه ، فدخلي في عبادي و الدخلي جنتي ." از پروردگار خويش دريافت مي دارد پيکر مطهر شهيد پس از 9 سال در تاريخ 7/5/1374 در گلزار شهداي زرقان به خاک سپرده شد .روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته .