کنگره ملی شهدای استان فارس

یکشنبه 18 مرداد 1405
15:24
علی رضا پورحسینی

علی رضا پورحسینی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند صفدر

تاریخ تولد
1336/07/25
تاریخ شهادت
1359/07/04
محل شهادت
هویزه
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
خوزستان - اهواز - اهواز
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
ارتش
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عليرضا پورحسيني
شهيد عليرضا پورحسيني در بيست وپنج ماه مهر سال1336 در شهرک لشکر آباد ديده به جهان گشود او فرزند مرحوم صفدر پور حسيني بود در چهار سالگي تغيير مکان از اهواز به آباده کردند در شش سالگي به مدرسه رفت او به مدت نه سال درس خواند وبعد از ترک تحصيل با مدرک سوم راهنمايي در ارتش نيروي زميني هفتگل استخدام شد يک سال بعد از انجام وظيفه در ارتش پدر خود را از دست داد وسرپرستي چهاد برادرومادر خود را برعهده گرفت ودر سن بيست ويک سالگي با من ازدواج کرد در مدت ده ماه از زندگي خود خداوند فرزند(پسر)به نام محسن به ما عطا کرد شهيد وقتي که خداوند به او پسري داد خيلي خوشحال شد که مي تواند ادانه دهنده راه خود باشد وهميشه به من مي گفت من در تربيت فرزند خود جدي باشم تا در آينده براي کشورمان فردي اسلامي به بار آيد بعد از زادواج علاوه برانجام وظيفه در ارتش به تحصيل خود در دوره دبيرستان ادامه داد شهيد عليرضا به مادر وبرادران خود خدمت زيادي مي کرد مادرش همه اميد او به عليرضا در زندگي خود با من اخلاق بسيار خوب واسلامي داشت وما را هميشه به مساجد ومجالس ايلامي او در موقع نماز به مسجد مي رفت ودر نماز جماعت وجمعه هميشه شرکت مي کرد ودر هفته سه يا چهار شب نگهباني را برعهده مي گرفت ودر به ثمر رسيدن انقلاب کوشش فراوان مي کرد ودر شهريور ماه 1359 که جنگ بين ايران وعراق در گرفت در بيستم شهريور ماه به جبهه رفت وکار او راننده تانک ارتش بود وروز بيست وپنجم شهريور به خانه برگشت که ديداري از من وبچه خود کند ومدت دو روز در آنجا ماند وعصر روز بيست وهفتم شهريور که مي خواست به جبههبرگردد به من گفت اگر من قابل شهادت بودم وخدا مرا قبول کرد ومن شهيد شدم ناراحت وغمگين نباشد وهميشه افتخار که من براي اسلام وآزادي ووطن خود خون خود را فدا کرده ام وهميشه اصرار داشت که اگر من شهيد شدم فرزندم را طوري تربيت کن که ادامه دهنده راه من باشد.بالاخره به آرزوي ديرينه خود رسيد ودر ماه مهر سال1359 به درجه رفيع شهادت نائل گرديد وبعد از يک هفته از شهد شدنش به من خبر رسيد ومن اول ناراحت شدم وبعد به ياد حضرت زينب(س)افتادم که در روز عاشورا برادران ويارانش را از دست داد وهيچ ناراحت نشدم وصبر وبردباري پيشه کرد ومن به ياد حضرت زينب(س)صبر وبردباري پيشه کردم وخوشحال شدم که خداوند اين افتخار را نصيب ما کرد ومن به عنوان همسر شهيد افتخار مي کنم که شوهرم در راه اسلام فدا شد ومن رينب وار ادامه دهنده راه او وپسرم علي اکبر وار ادامه دهنده راه پدرش هست.روحش شاد ويادش گرامي باد
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید