بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد حسين تشکر
شهد حسين تشکر در تاريخ1/ 1/ 1333 در روستاي حشمتيه ديده به جهان گشود دوران طفوليت وابتدايي را در همان روستا به اتمام رساند سپس به همراه پدر به شغل دامداري مشغول شد در سال1352 به خدمت سربازي رفت وبعد از خدمت سربازي به کار در معدن خاک نسوز مشغول شد در سال1356 ازدواج نمود وثمره اين ازدواج دو دختر است به نام هاي ليلا وزينب با شروع انقلاب اسلامي در سال 1357 مرتب در راهپيمائي ها وتظاهرات شرکت مي کرد وبا شروع جنگ تحميلي در بسيج مستضعفان دوره آموزش نظامي را فراگرفت وعازم جبهه شد ابتدا در جبهه سرپل ذهاب وبعد در جبهه هاي عين خوش کوشک طلائيه اهواز وبار آخر در جبهه شلمچه مشغول به خدمت بود که در تاريخ12/ 11/ 1365 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.روحش شاد ويادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد حسين تشکر
خدمت خانواده عزيزم خيلي خيلي دعاگوي شما هستم واميدوارم که مرا ببخشيد وحلال کنيد وهرگونه ناراحتي پيش آيد شما صبر انقلابي داشته باشيد وبدانيد که امتحاني است از جانب خداوند متعال که شما بايد هوشيار وبيدار باشيد وشما بايد صبر وگذشت استقامت وبردباري واخلاق اسلامي را از حضرت زينب سلام الله عليه واز فاطمه زهرا ياد بگيريد که در تمام مصيبت ها صبرو استقامت کردند وبا صبر خود شاد واخلاق اسلاميشان دشمنان خود را محکوم کرده ودر دنيا وآخرت پيروز شدند ما هم غير از آنها هدفي نداريم وهدف آنها هم خدا بود وما اميدواريم که ؟؟کوچکي بايم کنار آن درياي پرخروش آنها انشاءالله وبنده حسين تشکر راه خود را پيدا کرده ام ومي دانم که به کجا مي روم وشما مادر بزرگوارم براي من ناراحت نباشيد وافتخار کنيد که بنده افتخار آن را داشتم که در اين راه قدمي برداشته باشم واين قدم را واين جان ناقابل خود را بعنوان هديه در راه اسلام تقديم کرده باشم ومن اميدوارم که دست از امام برنداريد که ما هر چه داريم از امام داريم ودر جلسات ديني شرکت کنيد .والسلام
وشما اي عموجان از جانب بنده وکيل هستيد که بعد از شهادت من شما منزل بنده را هم مي توانيد بفروشيد وهم نگهداري کنيد هر طور صلاح مي دانيد قسط بانک مسکن را برجي هشتصدو پنج تومان بپردازيد چهار هزار تومان به برادر عبدالله فرخي بپردازيد و؟؟پول گيره وميز ودو هزار تومان هم به امين وزيري بپردازيد صدتومان بدهکارم سيد حسين حسيني بپردازيد.يا مهدي اي همان کاخ احسان سايه افکن برسرمن خواهشي دارم که وقت مرگ مهمان تو باشم اي پناه بي پناهان باور بي خوانمان ها در ميان قبر خواهم سر به دامان باشم اي ؟؟؟ايمان پادشاه هر دو عالم دوست دارم زندگي اما ؟؟تو باشم دوست دارم يک شبي را تا سحر که از جمالت توشه گيرم خوشه چينم بر سرخوان تو باشم يا مهدي.قبولم اگر کني برپاسداري همين است آرزويم جاوداني بود دستم تهي با روي خسته نفهميدم چه کردم در جواني.اي کربلاي ايران اي کربلاي ايران خون شهيدان کرده صحراي تو را گلستان اي سرزمين اطهر کرده تو را ياري جوانان دلاور.خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار