کنگره ملی شهدای استان فارس

شنبه 11 بهمن 1404
09:09
محمدمهدی عسکری

محمدمهدی عسکری

فرزند علی اکبر

تاریخ تولد
1345/03/30
تاریخ شهادت
1366/12/30
محل شهادت
خرمال
محل تولد
فارس - آباده - آباده
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
بسمه تعالي : زندگي نامه شهيد محمد مهدي عسکري : آن گاه که امام امت در مقام شهدا مي فرمايد من هنوز اندر خم يک کوچه هم نيستم سخن گفتن درباره شهيد براي اين بنده حقير ناچيز کار دشواري است . اما چون قرار است يادنامه اي از آن شهيد چاپ شود چند جمله اي که به ذهن کوتاهم مي آيد مي نويسم اميد است که موثر واقع شود . شهيد مهدي عسکري علاقه زيادي به ائمه اطهار ( ع ) مخصوصاً امام حسين عليه السلام و امام زمان ( عج ) و نائب بر حقش امام خميني داشت و از يک خانواده کاملاً مذهبي و مستضعف بود و از روز اول جنگ تحميلي با وجودي که خيلي کوچک بود اما روح بزرگش طاقت ماندن در خانه و شهر را نداشت و چند بار از طرف بسيج آباده به جبهه رفت تا اين که به عضويت سپاه درآمد و در واحد تبليغات مشغول به کار شد اما او حاضر نبود در حالي که استکبار جهاني با تمام قدرت قصد سرنگوني نظام اسلامي را داشت در شهر بماند . لذا به جبهه رفت و در آن جا ماند بطوري که خيلي از برادران پاسدار آباده نمي دانستند که او هم عضو سپاه است و آري شهيد عسکري عاشق امام بود و در جبهه داوطلب مأموريت هاي خطرناک بود از جمله فرماندهي گروهان پياده ، فرماندهي دسته غواصي در عمليات والفجر 8 فرماندهي گروهان غواصي در کربلاي 4 و 5 و بالاخره فرماندهي محور مهندسي در عمليات والفجر 10 ، او يکي از پرتلاش ترين فرزندان جبهه بود . به طوري که زبانزد اکثر مسئولين لشکر 19 فجر شده بود ، اما تواضع او باعث شده بود که حتي خانواده اش از مسئوليت هاي مهم او اطلاعي نداشتند . شهيد مهدي عسکري شير روز و زاهد شب بود ، وقتي به مرخصي مي آمد اگر با او کاري داشتم او را در مسجد جامع موقع نماز مي يافتم و سراغ ندارم نماز جماعت و نماز جمعه اي که مهدي در شهر باشد و شرکت نکند مهدي به واجباتش عمل مي کرد و از محرمات و گناهان دوري مي کرد و شديداً از غيبت متنفر بود ، او در برابر مسائل خود را مسئول مي دانست و از مسلمانان بي تفاوت رنج مي برد و از افرادي که اطراف خانواده شهدا را مي گيرند و به جاي دل داري به تعبير خود شهيد (( توي دل آنها را خالي مي کنند )) دل خون داشت و مي گفت بعد از شهادتم از اين افراد مي ترسم ، شهيد عسکري حسين وار زندگي کرد و حسين وار و مانند سرورش ابوالفضل العباس به شهادت رسيد و همه مي دانند که هنگام به خاک سپردن پيکرش پاره پاره و سر و دست در بدن نداشت . نکته جالبي که در ازدواج پر برکتش ديدم اين بود که در اولين برخورد با خانواده همسرش گفت : من مرد جنگم و عاشق شهادت و اين اولين شرط ازدواجش بود . زندگي کوتاه او با همسرش از عيد فطر سال 1366 ه . ش شروع و در عيد مبعث همان سال ختم شد . يعني مدت 10 ماه ، که در اين مدت تنها 3 ماه در منزل و بقيه را در جبهه بود . از ديگر خصوصيات او دل سوزي و سرکشي به خانواده شهدا و محبت به فرزندان آن ها بود . هم نشيني با افراد صالح ، احترام با والدين و اخلاق نيک در منزل و محل کار ، شرکت در جلسات مذهبي ، نماز جمعه و مراسم ديگر ، سعي و کوشش در هدايت و راهنمايي افراد ناآگاه بخصوص جوانان ، زندگي ساده ، صداقت ، راستي از ديگر خصوصيات ايشان بود . خلاصه او پير و مولايش علي عليه السلام بود . آري مهدي نمرده بلکه شاهد است . او برايم دوست نه ، برادرم بود ، استادم بود ، شهادتش کمرم را شکست و از خداي بزرگ مي خواهم که مرگم را چون او و مولايش شهادت در راهش قرار دهد . انشاء الله تعالي .