کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
15:28
ذبیح اله کارگران

ذبیح اله کارگران

فرزند فتح اله

تاریخ تولد
1324/05/10
تاریخ شهادت
1360/03/06
محل شهادت
دزفول
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - آباده - آباده
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
ارتش
عضویت
کادر ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم : زندگي نامه شهيد ذبيح الله کارگران : (( والسابقون السابقون )) (( اولئک المقربون في جنات النعيم )) : آنان که در ايمان بر همه پيشي گرفتند آنان که به حقيقت مقربان درگاهند آنان در بهشت پرنعمت جاوداني متنعمند شهيد ستوان يار ذبيح الله کارگران در سال 1325 در شهرستان آباده در خانواده اي متدين و بي بضاعت متولد شد در سال 1332 به مدرسه وارد شد و تحصيلات خود را تا کلاس سوم متوسطه ادامه داد اما به علت مشکلات فراواني که بر سر راهش قرار داشت به اجبار مدرسه را رها کرد و در سال 1345 وارد ارتش شد و پنج سال از وارد شدنش در ارتش مي گذشت که ازدواج کرد دوره خدمت خود را تماماً در خوزستان بود و مدت پانزده سال در دزفول زندگي کرد از حسن اخلاق وي همان بس که او نه تنها براي من و فرزندانم يک همسر و پدر بود بلکه پيوسته در کارها و مشکلات زندگي مثل يک دوست غم خوار ياور و پشتيبان ما بود و آني از خانواده کوچک خويش غافل نبود با روي کار آمدن انقلاب اسلامي که به منزله زنگي براي آزادي ما و امثال ما بود شهيد کارگران که همواره خود را در بند ظلم و جور نظام طاغوت مي ديد پس از انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني مايه اي تازه گرفت و اميدي تازه تر به او بخشيد و اينک که مي ديد خدمت تازه اي را به ارتش جمهوري اسلامي به عهده گرفته با دل گرمي بيشتري به کار خود ( مخابرات ) ادامه مي داد زيرا اينک دريافته بود که براي اسلام خدمت مي کند و بالاخره هنگامي که جنگ تحميلي پيش آمد او نيز همانند ديگر هم وطنان خوزستاني من و دو فرزندمان را آماده حرکت به زادگاهمان کرد در حالي که با چشمان خود مي ديد که چگونه بمب هاي آتشين کاشانه گرم مان را به ظلمت کده اندوه تبديل مي کند خود نيز آماده نبرد مي شد در هنگام خداحافظي به من مي گفت تنها خواهش من از تو اين است که اگر براي من اتفاقي افتاد فرزندان خود را خوب تربيت کن که چون تمام فرزندان آب و خاکش آزاده و شريف به بار آيد و به آنان ياد بده که وجود خود را در خدمت به اجتماع و ياري انقلاب و امام عزيز بگمارد و اين را هم بدان که اين ما نبوديم که جنگ را شروع کرديم بلکه آن کافران هستند که ما را وادار به جنگ مي کنند و اين وظيفه ما است که از ملت و وطن مان را از شر دشمنان حفظ کنيم و من از جنگ به خصوص که به خاطر دفاع از ميهن باشد باک ندارم و افتخار مي کنم که در راه خدمت گزاري به ملت و اسلام فدا شوم و تو بايد بداني که خون من به منزله نهال شرف و آزادي مردم اين سرزمين و اسلام عزيز است و اين ها سخني بود که قبل از حرکت از دزفول به من گفت شهيد کارگران که اهداف عالي خود را تجلي يافته در انقلاب اسلامي مي ديد براي اين که هر چه بيشتر به پيشبرد آن کمک نمايد آماده جهاد با کافران صدامي مي شد و از اين رو به جرگه سپاهيان راستين اسلام پيوست و با عده اي او هم سنگران خود عازم جبهه سوسنگرد شد و در مدت نه ماه در جبهه هاي مختلف به نبرد با کفار پرداخت و بالاخره در تپه هاي الله اکبر در حالي که قصد داشت سنگر خويش را عوض کند مورد اصابت ترکش توپ قرار گرفت و قلب مالامال از عشق و ايمانش از حرکت باز ماند و بدين ترتيب شهيد کارگران به بالاترين مقام انسانيت رسيد و جان خود را در راه اسلام و اهداف متعالي و الهيش نثار کرد و به لقاء الله پيوست : راهش پايدار و يادش جاويد همسر شهيد ذبيح الله کارگران .