کنگره ملی شهدای استان فارس

چهارشنبه 14 مرداد 1405
17:39
محمدحسین نعمت الهی

محمدحسین نعمت الهی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند فتح اله

تاریخ تولد
1345/04/22
تاریخ شهادت
1362/12/28
محل شهادت
طلائیه
محل تولد
فارس - آباده - آباده
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
زندگی نامه بسیجی شهید محمد حسین نعمت الهی : بسیجی شهید محمد حسین نعمت الهی در 23/4/1345 چشم به دنیا هستی گشود ، شهید فرزند دوم در خانواده ای از لحاظ مادی متوسط رشد یافت . وضع آن زمان اجازه نداد که شهید محمدحسین بیشتر از سوم دبیرستان درس بخواند جوانی صبور بر مشکلات و خیرخواه بود از زمانی که با نام حضرت امام خمینی (ره) آشنا شد عاشق و شیفته او شد و سخنرانی ها و اعلامیه های امام را مرتب تعقیب می کرد . از لحاظ مذهبی بسیار مقید بود شب های جمعه دوستان خود را جمع می کرد و مجلس دعای کمیل به راه می انداخت به نماز اول وقت بسیار توجه داشت در سال های اول مدرسه دچار بیماری تنگی دریچه قلب شد و وقتی خانواده اش مشغول فروختن خانه و جمع آوری هزینه عمل او بودند در سفری که به پابوس حضرت امام رضا (ع) رفته بود به کرم خدا به واسطه حضرت رضا (ع) شفا یافت به طوریکه همه پزشکان از بهبودی او تعجب کردند . از آن پس ارادتش به مولا بیشتر و بیشتر شد . وقتی که لشکر متجاوز بعثی به وطن اسلامی حمله ور شد شهید به عنوان بسیجی و داوطلبانه عازم جبهه شد و در منطقه طلائیه بر اصابت ترکش مجروح گشت و وقتی که در مشهد شهدا را برای طواف به حرم امام رضا (ع) بردند شهید محمد حسین نیز همراه شهدا بردند که به علت شدت جراحت در همان حرم مطهر در تاریخ 28/12/62 به درجه رفیع شهادت نائل گشت و چه زیباست شهادت کبوتری خونین بال در حرم مطهر شهیدی همانند حضرت رضا (ع) . مادر شهید : محبوبه نعمت الهی محبوبه .
الهم لا اجد لذنوبى غافرا و لا لقبائحى ساترا و لا لشى من عملى القبيح بالحسن مبدلا غيرك لا اله الا انت سبحانك و بحمدك ظلمت نفسى و تجرإت بجهلى و سكنت الى قديم ذكرك لى ومنك على بار خدايا پيدا نمى كنم آنرا كه گناهانم را بيامرزد و زشتيهايم را بپوشاند وكارهايم و كارهاى زشتم را به نيكى مبدل كند جز تو معبودى غير تو نيست منزهى وستايشت ميكنم ستم كردم بخودم نافرمانى كردم از نادانى ودلم آرام گرفت باينكه از قديم مرا يارى كرده اى و برمن منت نهاده اى خداوندا اى مولاى من چه بسا كارهاى زشتم را پرده پوشانده اى و چه بسا از لغزشها نگاه داشته اى و چه بسا ناملايمات را از من رو گردانيدى و چه بسيار تعريفهاى نيكو كه من اهل آن نيستم بر زبانم جارى نموده اى فرازهايى از دعاى كميل با درود فراوان به مهدى حجت ابن الحسن (ع) كه جهان اسلام چشم انتظار اوست و باسلام و درود بر رهبرانقلاب اسلامى ايران نايب امام خمينى اين قلب تپنده محرومان جهان و درود بر شهيدان پى درپى اسلام از صدر اسلام تاكنون و درود بر رزمندگا ن اسلام خدايا آنقدر دستهايم سنگين است كه قدرت نوشتن چيزى را ندارد آنقدر گناهانم زياد است كه دست من ازنوشتن آن عاجز است پس چكنم خدايا ؟.... خدايا ميترسم از آن زمانى كه پرونده اعمالم را درجلو چشمانم ظاهر ميكنى و من چشم خودرا از آن برميگردانم ولى نه چون كارهاى من جايى براى بهشت نگذاشته و آن وقت است كه ترس من مبدل به آتش شده ومرا مى سوزاند فقط تنها راه پاك كننده گناهانم اميدوارم با بالهاى خونين خود هجرت كنم تا باز اندكى را ه بهترين خودرا بيابم خدايا من خيلى ضعيف هستم و بنده اى حقير و مسكين و مستكين هستم پس مرا ببخش كه فردى پشيمان و خطا كارم پس اميد به آن روزى دارم كه درخون خود شناور بوده و آن وقت باشد كه مرا ببخش چو ن تو رحيمى وكريمى ... و اينك وصيتى به امت حزب الله دارم واين است كه در تداوم انقلاب كوتاهى و سهل انگارى نكنيد و با ايمان راسخ و حس سلحشورى به اسلام و ايران عليه شرق وغرب تجاوز گران را چنان به زانو در آوريد كه تمام محاسبات آنها كه شيطانى و مكرو حيله مى باشد را به هم بريزيد و دنيا را به حيرت و تعجب وا داريد كه ان كيد الشيطان كان ضعيفا ... پدرم و مادرم اميدوارم كه درنبودن من نگرانى نداشته باشيد و اگر حركت و جهش شما بسوى الله باشد و بجاى اينكه آن‌وقت معشوق شما من بودم حالا الله باشد نگرانى ندارد و آنوقت است كه ايما ن شمابه انقلاب قوى تر و مستحكم تر ميشود برادران عزيزم اميدوارم كه در راه و مقصد انقلابى كه شماداريد فقط الله باشد و بارفتن به جبهه بسيج انقلاب وامام عزيز را يارى كنيد برادران وخواهران جزمودق اميدوارم كه شما درراه اسلام و انقلاب پيروز بوده و اميدوارم كه پشتيبان امام و انقلاب باشيد پدرومادر عزيز نگذاريد كه با خونى كه از هزاران شهيد ريخته ميشود اين آمريكا و شرق وغرب را خوشحال بكنيد با گذاشتن و رفتن بچه ها و با كمك مالى انقلاب رابه ساحل پيروزى برسانيد ا زتمام دوستان خود واهالى جز مودق ميخواهم كه مراببخشند و اگر بدى از دستم ديده و يا طلب پولى دارند به پدرم مراجعه و دريافت كنند برادرم مجيد اميدوارم راه مرا ادامه دهى مادر نكند بگوئى فرزندم شهيد شده نمى گذارم به جبهه بروى پدرومادرم كوچكترين توقعى از انقلاب نداشته باشيد مرا هر كجا كه پدر ومادرم گفتند به خاك بسپاريد ولى جز مودق باشد از تمام اقوام عموها و
عمه ها و دائى طلب آمرزش براى من بكنيد مادرم تو خيلى بگردن من حق دارى نمى دانم چكنم فقط درآن دنيا كه توانى داشته باشم ايفا خواهم كرد و چه دوران سختى را براى من گذرانديد و هيچگاه اشكهاى راكه براى من ريختى و آن صدمه وناراحتى كه دردوران چندين مرتبه اى كه به جبهه رفتم را هيچگاه فراموش
نمى كنم و آن شيرى كه ارزش آن مقابل قطره هاى خون من است و آن قطره قطره شيرى كه از حلالى شير تو بوده و مرا روانه جبهه كرد و
حلا ل وار شهيد كرد پدرم تو هم همين طور كه همچون شير مردى براى ما كار مى كردى و مارا بزرگ كردى و حالا هم پسر خود را به جولانگاه شهادت فرستادى وبامدرك شهادت فارغ التحصيل كردى آفرين برتو پدر وفادار ودلسوزم كه فرزند خود رابه جبهه اسلام فرستادى تا انقلاب اسلامى خود را حفظ و پيروز كند والسلام خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار .از همه همشهريانم التماس دعا دارم .

QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید