کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
20:48
عزیز معزی

عزیز معزی

فرزند صادق (محمد صادق)

تاریخ تولد
1342/06/04
تاریخ شهادت
1367/04/31
محل شهادت
میمک
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - شیراز - شیراز
مسئولیت
رزمنده
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد عزيز معزي
نام شهيد عزيز معزي به شماره شناسنامه 20 محل صدور وي بيد شهر و تاريخ تولد وي 4/6/42 مي باشد . نام والدين او نام پدر محمد صادق و نام مادر او منيژه مي باشد و ميزان تحصيلات وي بي سواد مي باشد . و شغل او تا به هنگام شهادت کارگر بود . او نيز متاهل بود و در جنگ شهيد شده بود . و محل دفن وي در روستاي بيد شهر مي باشد . و ارگان اعزام کننده به جبهه ارتش مي باشد . وضعيت تحصيلي شهيد و نام و آدرسي که شهيد در آنجا درس خوانده است : ميزان تحصيلي شهيد معزي تا پايان دوره ابتدايي بيشتر نبود . و اين پنج کلاس را در زادگاهش بيد شهر و در مدرسه ابتدايي دانش که هم اکنون بنام خود شهيد تغيير نام پيدا کرده است خوانده است . در آن موقع بيد شهر از اين يک مدرسه نبود و يک مدرسه ابتدايي هم براي دخترها که اگر کسي ميل و امکانات براي ادامه تحصيل داشت بايست به شهر مي رفت . در مورد وضعيت خانوادگي شهيد : از نظر معنوي خانواده اش همانطور که بيشتر مردم مسلمان کشورمان بخصوص روستاييان عزيز و زحمتکش صاف و ساده و بي پيرايه علاقه مند و پايبند به دين اسلام و تکاليفي که اين راه مقدس به عهده آنها گذاشته است خانواده شهيد معزي نيز از اين اخلاق و برنامه مثتسني نبودند و نيستند شهيد نيز در اين جو معنوي رشد نموده بود و علاقه و پايبندي خانواده ايشان به واجبات ديني حنيف اسلام در او نيز اثر مطلوب گذاشته بود بطوري که در سفر و حضر ترک واجبات و حتي مستحبات نمي نمود و در اين امور خستگي و بي ميلي در او مشاهده نمي شد و به آنها عادت و انسي گرفته بود داراي اخلاق کريمه بود . اما در مورد وضعيت مادي وضع مادي به حد مطلوب نبود يک خانواده از نظر مالي متوسط يا پايين تر را مي شد بحساب آورد . با زحمت و مرارت بيش از حد پدر خانواده زيرا مجبور بود براي تامين مخارج خانواده به مسافرت طولاني خارج از کشور که در اين روستا به علت نبودن کار مرسوم شده است برود تا اينکه شهيد نيز به کمک پدرش مي شتابد و مدرسه را تا دوره ابتدايي بيشتر نمي رود و تا اندازه اي توانست به کمک پدرش بشتابد و قصد داشت برادرش ترک تحصيل نکند ولي مثل اينکه خواست خداوند چيز ديگر بود و او نمي دانست . ويژگي اخلاقي و علمي و اجتماعي شهيد : از نظر اخلاقي بسيار خوش برخورد بود . و هميشه سيماي متبسم داشت که انسان با مجالت با او احساس انبساط مي کرد و در موقع فراغت از کار به تمام فاميل سرکشي مي نمود و بي اندازه به پدر و مادرش احترام قائل بود و تواضع خاصي داشت و به همين علت احساس مي شد که والدينش او را بيشتر از بقيه بچه ها دوست دارند. بعد از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي شور و شوق تازه در شهيد احساس مي شد بيشتر کتابهاي مذهبي تهيه مي نمود و مطالعه مي کرد و علاقه زيادي به حضرت امام رحمه الله داشتند . نمازهايش را بيشتر در مسجد محله مي خواند و هر اجتماع و مجالس دعاي برگزار مي شد عضو فعال آن مجلس بود . و با دوستان علاقه مند به انقلاب بيشتر مي جوشيد . و موضع گيريها شهيد در برابر گروهکها و ضد انقلاب : تمام گروهکها را مردد مي شمرد و آنها را دشمن ملت و منافق مي دانست و از آنها نفرت داشت و در هر جا که نشسته بود از آنها به بدي ياد مي کرد. و جذب هيچکدام از آنها نيز نشد . نظر شهيد درباره جنگ تحميلي عراق عليه ايران : حکام عراق را متجاوز و شرور و ايادي دست استکبار مي خواند و تجاوز به آب و خاک و نواميسي کشور اسلاميمان توسط رژيم متجاوز عراق براي او غير تحمل بود و هميشه کوششي به راديو بود تا خبري از منطقه جنگي بشنود و هر بار که مرخصي مي آمد از خاري و زبوني دشمن براي ما و دوستانش تعريف مي کرد و از دلاوري رزمندگان اسلام و همسنگرانشي مي گفت . چگونگي و تعداد اعزام شهيد به جبهه ها و نام جبهه هايي که در آن شرکت داشته است : محل خدمت ايشان منطقه عملياتي ميمک بود . بعد از دوره آموزشي که در هفت گل اهواز به اتمام رسانيد به آن منطقه اعزام شد فقط مرخصي مي آمد تا اينکه در آنجا نيز به درجه شهادت نائل کشتند .روحيه شهيد پس از اعزام به جبهه و حملاتي که در آنها شرکت داشته است .ايشان پس از اعزام به جبهه اولين مرخصي که از منطقه عملياتي آمد احساس کرد که ما نگرانش هستيم و به اين علت ما را دلداري مي داد و انجا را بي خطر و آرام براي ما توصيف مي نمود . کمتر از عملياتهاي که در آن شرکت داشته براي ما مي گفت اما براي دوستاني از سير تا پياز تعريف مي کرد .علاقه زيادي به جبهه پيدا کرده بود طوري که 15 روزي که با ما بود احساس خستگي و گرفتگي مي کرد و ميل داشت زودتر مدت مرخصي تمام شود و به جمع دوستان همسنگرش بر گردد . آخرين ديدار و خاطره و توصيه شهيد : آخرين مرخصي شهيد که آمد کمي خسته به نظر مي رسيد گويا فعاليت دشمن در آن منطقه بيشتر شده بود اما در اين مورد چيزي نمي گفت مثل هميشه موقع برگشتن به جبهه به ما توصيه مي کرد که نگرانش نباشيم و تاکيد داشت در مورد انجام واجبات و آن هم به موقع ادا کردن آن و در آخرين لحظه حلال بودي مي طلبيد و اين کارش مثل دفعه هاي قبل بود اما ما احساس کرديم اين بار محکمتر و با جديت اين حرفها را مي زند و از همانا اول نگراني بيشتري داشتيم . چگونگي شهادت : شهيد خدمه توپ 130 بودند . ايشان در روز جمعه 31/4/67 در حال که مشغول اجراي آتش جهت خاموش کردن آتش تهيه دشمن بودند بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ دشمن شهيد مي شوند . که بعد از 24 روز از شهادت ايشان اطلاع حاصل مي کنيم .مسافرتها و ماموريتها و دوستان شهيد و اتفاقات مهمي که در زندگي شهيد رخ داده است : ايشان جهت کار و امرار معاش به کشور امارت متحده عربي سفر کرده بودند و مدت چند سال در آن جا بودند . رابطه شهيد با والدين و خانواده و مردم : تواضع و فروتني ايشان در برابر همه بخصوص در برابر والدينش زبانزد همه بود و ميل نداشت حتي يک لحظه از دست او نگران باشند و احترام خاص هم به همسرش داشت هميشه پيش سلام بود و در اين مدت کوتاه زندگي روزي گاهي نشد که حرف تلخي از ايشان بشوند جز نصيحت به تقوي و حجاب کامل حرفي ديگر نداشتند . و در مورد رابطه اش با فاميل و مردم طوري بود که همه او را دوست مي داشتند در مواقع ياران يا نياز به کمک خود را وقف خدمت به همسايه ها و مردم کرده بود . شرح زندگي سال به سال شهيد قبل و بعد از انقلاب تا لحظه شهادت : الحمد الله با سلام بر خاتم پيامبران حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلام بر پيشوايان معصوم و درود فراوان به روان پاک حضرت امام خميني رحمه الله و سلام بر شهيدان راه حق و آزادي و آرزوي سلامتي براي رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي و ديگر خدمتگذاران نظام جمهوري اسلامي ايران شهيد عزيز معزي در تاريخ چهارم شهريور 1342 شمسي در قريه بيد شهر درحومه شهر اوز لارستان در خانواده اي متدين و مذهبي چشم به جهان گشود روح ديني و معنويت از دامن همين خانواده علاقمند به مسائل مذهبي و کشاورزي و روستايي در او اوج گرفت و با او آميخته شد. عزيز سومين فرزند خانواده بود و اولين فرزند ذکور و از کودکي مورد مهر و محبت فراوان خانواده اش بود از هفت سالگي نماز را بطرز صحيح مي خواند و در سن يازده سالگي روزه مي گرفت بهر حال دوران اوليه عمر او در دامن مهر و محبت آميخته با شور و علاقه به اسلام ممزوج شد دوران تحصيلات شهيد که دوره اي پنج ساله بيشتر نبود در زادگاهش به اتمام رسانيد و به علت اينکه در روستا بيد شهر بيشتر از ابتدايي مدرسه نبود و به علت نبودن امکانات مادي براي ادامه تحصيل مجبور شد ترک تحصيل کند و به کار مشغول شود هنوز نوجواني بيش نبود که جهت امرار مخارج خانواده همسفر پدر به خارج از کشور مسافرت کرد و در انجا مشغول به کارهاي شاگردي و دکان و تعويض روغن و هر کاري که پيش مي آمد انجام مي داد تا اينکه به کشور بر مي گردد و حالا جواني شده بود رشيد پدرش او را مجبور به ازدواج مي کند تا بعد به خدمت مقدس سربازي برود و همين کار را هم کرد و در انجام وظيفه بود که به درجه شهادت رسيدند . اوقات فراغت ايشان : به ديدن فاميل و گاهي هم مطالعه و بعضي وقتها هم به ورزش در زمين فوتبال در روستا مي رفت. بازتاب شهادت وي در محيط خانواده و خويشاوندان : بازتاب شهادت ايشان در خانواده اش علاقمندي آنها به انقلاب کم که نشد حتي باعث تقويت روحيه آنها نيز شده است . و از نظر معنوي هم بهتر از گذشته فعاليت دارند و مردم نيز به آنها با نگاهي محترم و گرامي تر از قبل برخورد مي کنند . و به آنها احترام بيشتري مي گذارند .