بسم الله الرحمن الرحيم
و لاتحسين الذين قتلو في سبيل الله امواتا بل احياء عندء ربهم يرزقون.مپنداريد آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه آن ها زنده اند و نزد پروردگارشان از نعمت روزي بهرمندند.شهيد سيد محمد طبا طبايي در سال 1321در وستاي خور کش از منطقه بوانات و در خانواده اي فقير ولي متدين به دنيا آمد و در سه سالگي مادر و در نه سالگي پدر خود را از دست داد و در ده سالگي به مدرسه آن زمان پيکار يا بي سوادي رفت تا يک سال به مدرسه رفت و در چند سالگي هم کشاورزي کرد و بعد هم با دختر عموي خود ازدواج کرد و تا يک سال در آن روستا سکونت داشت و بعد به شيراز رفت دو سال در شيراز کار کرد و بعد به قادرآباد آمد و در کارخانه يک يک در قسمت بنايي بيمه شد .که سخترين کار بود و بعد از چند سال در اين شهر انقلاب شد و در تمام راهپيمايي ها شرکت مي کرد در تمام حال از امام زمان و نايب او امام خميني سخن مي گفت و اخلاق بسيا رخوبي داشت و هميشه لبخند شيرين بر لب داشت يکي ازاخلاق اين شهيد آن چنان خوب و اسلامي بود که در موقع کار با همکاران خوش رفتاري مي کرد يکي از خصوصيات وي اين بود که به قول يک سر کار گر مي گفت :اي سيد بيا بنشين و خستگي بينداز اما او مي گفت پول من بايد حلال باشد همه مي نشستند اما او همچنان کار مي کرد عرق از سر و روي او مي ريخت اما به کار خود ادامه مي داد .خلاصه هر چي از اين شهيد بگو يم کم گفته ايم وي در بسيج شرکت مي کرد و پس از تعليمات اسلحه در 24/5/ 60به جبهه رفت و در روزي که محاصره آبادان شکسته شد در تاريخ 30/6/60به شرف شهادت نائل آمد.روحش شاد و راهش مستدام .والسلام.