کنگره ملی شهدای استان فارس

جمعه 10 بهمن 1404
04:08
احمد آگاهی

احمد آگاهی

فرزند علی

تاریخ تولد
1336/08/05
تاریخ شهادت
1361/08/01
محل شهادت
شرهانی
تحصیلات
ابتدایی
محل تولد
فارس - لامرد - خیرگو
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
مفقودیت/تفحص
نوع خدمت
بسیج
عضویت
بسیجی
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگينامه بسيجي شهيد احمد آگاهي . شهيد آگاهي در سال 1366 در روستاي خيرگو از توابه شهرستان لامرد در خانواده اي مذهبي پا به عرصه وجود نهاد . کودکي را در محيط آرام روستا سپري کرد و با تعاليم روح بخش قرآن کريم آشنا شد . شهيد آگاهي ابتدا قرائت کلام خدا را در مکتب خانه هاي محل فراگرفت . و سپس تحصيلات ابتايي را در روساي قلعه سهراب ادامه داد . آن شهيد بزرگوار به دليل مشکلات مالي تحصيل را ناتمام رها کرد و در نوجواني راهي کشور کويت شد و سال هاي متمادي در ديار غربت به کار و تلاش پرداخت . شهيد آگاهي در کمک به مجروحان و دستگيري از تهي دستان بسيار فعال بود . با هجوم دشمن بعثي به مرزهاي ميهن اسلامي شهيد آگاهي به پيروي از رهبر فقيد انقلاب و براي دفاع از کيان اسلام و کشور به وطن مراجعت کرد و در حالي که اجناسش در گمرک بود خود داوطلبانه راهي جبهه هاي نبرد شد . وي در ميدان هاي جنگ رشادت هاي فراوان از خود نشان داد و سرانجام در عمليات محرم و در منطقه فکه در حالي که به حمل مجروحان مشغول بود ، آماج تير دژخيمان بعثي قرار گرفت و شربت شهادت نوشيد
بسمه تعالي
وصيتنامه ام را شروع مي کنم بنام الله . برادر بسيجي احمد آگاهي از گروه مقاومت مسجد جامع خيرگو " و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا " سلام بر امام امت خميني کبير درود بر روان پاک شهيدان کربلاي ايران زمين ، سلام بر خواهران و برادران مسلمان و شهيد پرور ايران اينجانب برادر شما احمد آگاهي اين پيام براي همه روستائيان عزيزم دارم بخصوص برادران و خواهران در روستاي خودم خيرگو . اول پيرو خط امام امت باشيد و ديگر از اختلافات دست بکشيد و هميشه در مسجد ها و گروههايي که از اسلام و قرآن هست برويد پدرم و مادرم و خواهرم و برادرم اگر من شهيد شدم برايم گريه نکنيد بلکه خوشحال باشيد . مادرم خوشحال باش امانتي که خدا به تو سپرده بود هم اکنون به او تحويل داده اي . مادرم و خواهرم آرزو داشتي که مرا داماد کني من در سنگر حسين داماد شدم و من راهي را انتخاب کرده ام آرزو دارم که همه برادران اين راه را تا آخرين قطره خون فداي اسلام بکنند و هدف من اين بود راهي که همه برادران رفته اند رفته باشم و جان خود فداي اسلام عزيز و خميني کبير بکنم . برادرم 350 تومان بدهيد به حسين پژدم و (0)18 بدهيد به اسماعيل قائدي و اگر کسي از من طلب داشت بدهيد و اگر کسي چيزي به شما داد بگيريد و به جبهه ها بفرستيد . من از خيل شهيدان فداي دين و قرآنم ، خداحافظ آيا مادر نمي بينم تو را ديگر . من مسلمانم، حکم قرآنم سوي ميدان رفته ام ، مادر خداحافظ . با رفيقان رفته ام ، مادر خداحافظ . اگر شهيد شدم مرا در قبرستان شاهزاده ابراهيم به خاک بسپاريد ، اگر برادرم عباس عليپور شهيد شده بود مرا پهلوي او به خاک بسپاريد . سلام من به همه خواهران و برادران برسانيد و راه شهداء ادامه بدهيد . والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .