کنگره ملی شهدای استان فارس

پنج‌شنبه 22 مرداد 1405
10:59
رضا استخری اصطهباناتی

رضا استخری اصطهباناتی ( رشادت در:جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس))

فرزند علی

تاریخ تولد
1345/11/01
تاریخ شهادت
1366/01/19
محل شهادت
شلمچه آبادان
محل تولد
فارس - استهبان - استهبان
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
تک تیرانداز
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد رضا استخري . در سال 1345 در استهبان در خانواده اي مذهبي و متوسط ديده به جهان گشود . پدر و مادرش بعشق هشتمين امام کائنات حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام او را رضا ناميدند . شهيد رضا استخري پس از طي دوران کودکي و آغاز تحصيل که سرشار از عشق بخدا و تلاوتت کلام وحي و فقرات روح بخش دعا و شرکت فعال در امور سياسي و اجتماعي بود توانست تا کلاس مدرسه امام بود و زمينه لازم را در خود احساس مي کرد اخذ مدارج عالي را رها نمود و حلقه درس امام را در جبهه هاي نور عليه ظلمت بر تمامي امور رجحان داد تا اين که در سايه همين حضور و پرورش عقايد مقدسش در گردان همه پيروز 19 فجر در تاريخ 29/3/64 و پس از 378 روز نبرد بي امان در عمليات کربلاي 8 به نداي مولايش حسين بن علي عليه السلام لبيک گفت و در حالي که از ناحيه سر مورد اصابت ترکش دشمن قرار گرفته بود بدرجه رفيع شهادت نائل و به خيل شهداي کربلا پيوست و روح ملکوتيش در جوار رحمت حق آسايش گرفت . قسمتي از وصيتنامه خدايا عزمي ده که از خود جدا شويم و بسوي تو هجرت کنيم .
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد رضا استخري
من طلبني وجدني ومن وجدني عرفني ومن عرجني اجبني ومن اجبني عشقني ومن عشقي عشقة ومن عشقته قتلته ومن قتلته فعلي ديته ومن علي ديته فانا ديته.
هر کس مرا طلب کند مي يابد وهر که مرا يافت مي شناسد وآن کس که مرا شناخت دوستم دارد وآن کس که دوست داشت عشق به من پيدا مي کند هرکه عاشق من شد من نيز عاشق او مي شوم وهرکه من عاشقش شدم او را مي کشم وهرکه من او را کشتم برمن ديه اوست وهر کس برمن ديه اش باشد خودم ديه اش مي باشم.
با عرض سلام خدمت آقا امام زمان ونائب برحق ايشان امام امت ورهبر کبير انقلاب امام خميني وسلام برخانواده محترمم وسلام برشما امت شهيد پرور.خواستم در اين لحظاتي از عمرم که در جبهه هستم وصيت نامه خود را آماده سازم چرا که برهر فردي واجب است که وصيت خود را نوشته وآماده سازد وحتي روايت است که انسان آن قدر بايد به فکر مرگ ومردن باشد که وصيت خودش ا هميشه آماده داشته باشد.اما من براي نوشتن وصيت نامه خود هرچه بر زاويه ذهن خود جستجو مي کنم چيزي بخاطرم نمي رسد ونمي دانم چه بايد نوشت وچه چيز برروي کاغذ بياورم.بعد از اندکي فکر کردن درباره نوشتن وصيت نامه اين فکر بخاطرم رسيد که اول هدفم را از آمدن به جبهه براي شما مردم شهيد پرور وخانواده محترمم بيان کنم.در اين باره يعني هدف از آمدن به جبهه بايد بگويم که من ؟؟؟ هدف خود را از مطالعه در تاريخ صدر اسلام گرفتم وقتي که ما صفحات تاريخ مبارزات اسلام را ورق مي زنيم در مي يابيم که در هر جامعه يک جبهه حق است ويک سوي جبهه،جبهه باطل وهر جاي که حرف از حق وباطل است حرف ظالم ومظلوم مي باشد پس ما هرگز نبايد در مقابل ظلم ساکت بمانيم زيرا اگر در مقابل ظلم،ظالم ساکت بمانيم در ظلم او شريک وگناهکار هستيم.آيا ما در طول عمر خود در ايام عاشورا وتاسوعاي حسيني بر سروسينه خود نمي زنيم وحسين،حسين نمي گوئيم آيا در طول عمر خود هميشه در ايام اربعين حسيني نمي گوئيم که کاش ما در زمان امامحسين(ع) ودر رکاب آن سيد بزرگوار بوديم وشمشير مي زديم.آري مردم عزيز بدانيد که اينک حماسه اي حسين دوباره زنده شده اين که جاي عمل رسيده است اين که جاي آن رسيده که آن هم صحت وبا حقيقت وآمدن به جبهه ثابت شود آري اين جنگ هم جنگ بين حق وباطل است واين که زمان بيکار پس شما که پيروز حسين اين گو واين ميدان بله هدف من از آمدن به جبهه اين است که لبيک به نداي حسين
زمان گفته باشم.خدايا هر روز کاروان شهيدان از کنار ما مي گذرند وما هنوز مانده ايم در اين دنياي ماديات ما همچنان مانده ايم در زندان هوا وهوس بارالها ياران يکي يکي از کنار ما رفتند تو خود شاهدي که ما بر رهايي آنان حسرت نمي خوريم افسوس ما برحال خودمان است که هنوز در اين جا مانده ايم وآنها از ما سبقت گرفتند خدايا ما در صف شهيدان؟؟؟،توفيقي عطا کن در صف پيام رسانان غايب نشويم،خدايا عزمي ده که حج کنيم از خود جدا نشويم وبسوي تو هجرت کنيم هاجر شويم واسماعيل نفس را به ابراهيم سپريم تا از گمراهي برهيم وبر طواف برگرد معبد ايمان بگرديم.خدايا اراده عطا کن که آهنگ حج کنيم از کلاس درس فرار کنم تا به مدرسه امام برسم خدايا به ما توفيق پيروزي وبعد از آن توفيق شهادت عطا بفرما.اما خانواده عزيزم مخصوصاً پدرم مي دانم که من فرزند خوبي براي شما نبودم ونتوانستم آن طور که بايد وشايد در طول مدت عمرم به شما کمک شاياني بکنم از اين بابت از شما معذرت مي خواهم واز شما مي خواهم که اگر خداوند در راهي که پيش گرفتم قبول کرد وما را به شهادت رساند ومن به مقام رفيع شهادت رسيدم ؟؟؟ از براي من گريه نکنيد واگر خواستيد گريه کنيد بياد شهيدان کربلا گريه کنيد که مظلوم وار اهل بيت حسين را به شهادت رساندند. واما برادرانم هيچ وقت از امام دست نکشيد وبه نداي امام امت در هر لحظه لبيک بگويند وامر او را اطاعت کنيد واز شما مي خواهم که اسلحه خونين به زمين افتاده من را به زمين نگذاريد وراه مرا ادامه بدهيد ونگذاريد که خداي ناکرده دشمنان اسلام از ناراحتي شما سوء استفاده کنند اميدوارم که جال خالي مرا با حضورتان در جبهه ودر صحنه بودن پر کنيد ما که نتوانستيم کاري براي اين انقلاب بکنيم پس شما به جاي ما هم براي اين انقلاب حرکت کنيد. واما اي خواهرانم مي دانم که الان از فراق من ناراحت هستي بدان که ناراحتي معنا ندارد زيرا اگر شما از صدر اسلام بنگريد هيچ کس را نمي توانيم داغ ديده تر از زينب ديد وبدان که شما هم از زينب بالاتر نيستيد از شما مي خواهم که مانند زينب که پيام رسان انقلاب کربلاي حسين بود شما پيام رسان انقلاب اسلامي باشيد. ودر آخر از شما پدر- خواهرم- برادرم وزن پدرم از شما حلال بوديت مي طلبم اگر در طول زندگي از من بدي ديده ايد مرا حلال کنيد. از تمام اقوام وخويشاوندان حلال بوديت مي طلبم .از مال دنيا چيزي ندارم که وصيت کنم به جزء قسمتي از يک خانه که قابل هم ندارد فقط براي تذکر گفتم .براي من در حدود يک سال نماز وروزه بگيريد.خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
21/ 1/ 1365
QR Code

برای مشاهده این صفحه QR کد را اسکن کنید