بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد گرانقدر محسن توسلي : در لحظه اي زيباتر از صبح بهار ، در خانواده ي متدين و عاشق اهل بيت (ع) کودکي چشم به جهان گشود که با آمدنش شادي و سرور را به ارمغان آورد . اين نور ديده را محسن ناميدند و او را چون بوته گلي زيبا و لطيف با مهر و محبت پرورش دادند . ايام به سرعت سپري شد و محسن هفت ساله با ديگر دوستانش در پشت نيمکت هاي مدرسه نشست و به فراگيري علم و دانش پرداخت اما به دليل برخي مشکلات پس از گذراندن دوره ي دبستان مدرسه را رها کرد و به شغل آزاد روي آورد . محسن داراي روحي لطيف بود و رفتار محبت آميزش باعث شده بود که با کوچک و بزرگ با نرمي و صداقت برخورد کند . بسيار با گذشت و مهربان بود و با دوستان و همسالان صميمي و يکرنگ . به واجبات ديني اهميت مي داد و به فروع دين نيز همچين . دست هاي مردانه اش که سرشار از عاطفه بود هيچ گاه فقرا را فراموش نکرد و براي کمک به آنها از هيچ کوششي فرو گذار نبود . در روزهاي پر شور انقلاب ، اگر چه نوجواني بيش نبود اما همراه و همدل با مردان شهر در تظاهرات شرکت مي کرد و با مشت هاي آهنين ، نفرت و انزجار خود را به طور آشکار از حکومت پهلوي به نمايش مي گذاشت . پيرو ولايت فقيه بود و علاقه ي شديدي به رهبر کبير انقلاب امام خميني (ره) داشت . در اکثر جلسات و مراسمي که در مساجد برگزار مي شد شرکت داشت و در برپايي آن همکاري مي کرد . هنگامي که محسن جواني گشت رعنا و خوش قامت ، براي خدمت سربازي آماده شد تا از دستاوردهاي انقلاب اسلامي که با پرپر شدن هزاران لاله عاشق به دست آمده بود دفاع نمايد . او با روحيه اي سراسر حماسه و ايثار ، راهي کردستان گرديد تا از خاک خون رنگ اين خطه از ميهن اسلامي حراست نمايد . وي در مقابله با نفوذ ضد انقلاب و منافقين به داخل کشور ، شب هاي بسياري را در سنگر به پاسداري پرداخت تا اينکه در اين مسير به عرش اعلي پرواز کرد و روح بلندش در جوار حق آسوده آرميد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .